سطح متوسط - تاریخ و حکمرانی
اینجا کلمات تاریخ و حکومت مانند گذشته، آینده، دموکراسی و پادشاه را یاد میگیری، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Verbunden mit Ereignissen oder Dingen aus der Vergangenheit, die wichtig für die Geschichte sind

تاریخی
فیلم رویدادهای تاریخی را نشان میدهد.
Der Ort oder die Familie, aus der jemand oder etwas stammt

منشأ, اصل
او اغلب در مورد اصل خود صحبت میکند.
Die Zeit, die bereits vorbei ist

گذشته, قدیم
این ساختمان گذشتهای جالب دارد.
Die Zeit, die noch kommt und in der etwas geschehen wird

آینده
او آیندهی خوبی پیش رو دارد.
Hilfsverb für die Bildung des Futurs und Passivs
![[فعل کمکی آینده و مجهول]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[فعل کمکی آینده و مجهول]
خانه در حال ساخت است.
Etwas passiert oder geschieht

پیش آمدن
این هرگز برای من اتفاق نیفتاده است!
Die aktuelle Zeit, das Hier und Jetzt

حال (زمان)
حال با گذشته و آینده متفاوت است.
Die europäische Epoche zwischen Antike und Neuzeit, geprägt von Rittertum, Burgen und feudaler Gesellschaft

قرون وسطی, سدههای میانه
طاعون یک بیماری همهگیر وحشتناک در قرون وسطی بود.
Die historische Epoche nach dem Mittelalter, Beginn der Moderne

عصر مدرن, عصر جدید
Die Macht oder Kontrolle über ein Land oder Volk

حکومت, تسلط، فرمانروایی
تحت حکومت امپراتور صلح برقرار بود.
Eine Regierungsform mit einem König oder einer Königin als Oberhaupt

پادشاهی, سلطنتی
بریتانیا یک مونارشی مشروطه است.
Eine Regierungsform, in der das Volk die Macht hat

مردمسالاری, دموکراسی
دموکراسی آزادی بیان را تضمین میکند.
Eine Regierungsform, in der eine Person oder eine kleine Gruppe alle Macht hat

دیکتاتوری
مردم در دیکتاتوری اغلب آزادی بیان ندارند.
Ein Staat ohne König, in dem das Volk herrscht

جمهوری
در جمهوری، شهروندان رئیسجمهورهای خود را انتخاب میکنند.
Die Herrschaft eines Kaisers oder einer Kaiserin

امپراتوری
در امپراتوری، سلسله مراتب سختگیری وجود داشت.
Mann, der ein Land regiert

شاه, پادشاه
مردم پادشاه را تشویق کردند.
Eine Person, die Macht über ein Land oder Volk hat

فرمانراو, حاکم
بسیاری از حاکمان از طریق ارث به قدرت رسیدند.
Der Herrscher eines großen Reiches

قیصر, امپراطور
امپراتور بالاترین قدرت را در امپراتوری داشت.
Das Staatsoberhaupt in einer Republik

رئیس جمهور
رئیسجمهور اغلب در برابر مردم سخنرانی میکند.
Jemand, der eine politische oder gesellschaftliche Revolution anführt oder unterstützt

انقلابی
بسیاری از انقلابیون میخواستند رژیم قدیمی را سرنگون کنند.
