سطح اولیه - اقتصاد و امور مالی
واژگان را برای صحبت در مورد اقتصاد، امور مالی، پول و معاملات به زبان فرانسوی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
action de grandir, de progresser ou de s'améliorer

توسعه, ترقی، پیشرفت
توسعه فناوریهای جدید به سرعت پیش میرود.
estimation de l'argent qu'on peut dépenser ou recevoir

بودجه, دخل و خرج
آنها یک بودجه جدید برای سال آینده آماده کردند.
le prix ou l'importance d'un bien en argent

بها, قیمت
خانه در پنج سال ارزش پیدا کرده است.
rendre quelque chose plus grand ou plus important en ajoutant quelque chose de même nature

افزایش دادن, بالا بردن
آنها قیمت بلیط را افزایش دادند.
rendre quelque chose plus petit en quantité, en intensité, etc.

کم کردن, کاهش دادن، کاستن از، تقلیل دادن
دکتر به او گفت که شکر را کاهش دهد.
donner quelque chose et recevoir autre chose en retour

تاخت زدن, عوض کردن، مبادله کردن
من این شلوار را با سایز دیگری عوض کردم.
utiliser de l'argent pour acheter quelque chose

خرج کردن
ما باید این ماه کمتر خرج کنیم.
action de donner de l'argent pour acheter ou régler quelque chose

پرداخت
پرداخت با کارت بانکی امن است.
personne qui achète des produits ou des services dans un commerce

مشتری, خریدار
ما باید با هر مشتری به خوبی رفتار کنیم.
un bien fabriqué ou offert pour être vendu ou utilisé

محصول
ما یک محصول جدید را در بازار راهاندازی کردیم.
appareil qui donne de l'argent automatiquement

دستگاه خودپرداز, عابر بانک
عابر بانک از سرویس خارج است.
période où les produits sont vendus à prix réduit

حراج
من این لباس را در حراجی خریدم.
le total à payer dans un restaurant ou un magasin

صورتحساب
میتوانید صورتحساب را به من بدهید، لطفاً؟
action d'acheter quelque chose

خرید
خرید این ماشین تصمیم خوبی بود.
trop cher, avec un prix excessif

بسیار گران, قیمت گزاف
donner de l'argent à quelqu'un avec l'attente qu'il le rembourse plus tard

وام دادن
او مبلغ زیادی به دوستش قرض داد.
système officiel d'argent utilisé pour les échanges commerciaux

پول, سکه
او قبل از سفر پول خود را عوض کرد.
une carte permettant de payer des achats ou d'emprunter de l'argent auprès d'une banque

کارت اعتباری
او یک کارت اعتباری جدید از بانک درخواست کرد.
unité de monnaie en métal utilisée pour les paiements en espèces

سکه
این سکه دو یورویی کاملاً نو است.