pattern

سطح مبتدی - قیدهای زمان

قیدهای مهم زمان در آلمانی را یاد بگیرید تا بتوانید بیان کنید کاری چه زمانی یا چند وقت یک بار اتفاق می‌افتد. این واژگان A1 کمک می‌کنند درباره برنامه‌ها، ترتیب رویدادها و زمان وقوع کارها دقیق‌تر صحبت کنید.

مرور

فلش‌کارت‌ها

املای کلمه

آزمون

شروع یادگیری
A1 Stufe
früher
früher
[قید]

In der Vergangenheit liegend

قبلاً

قبلاً

Ex: Das war früher anders. 

قبلاً متفاوت بود.

بستن
ورود
wann
wann
[قید]

Fragewort für Zeitpunkte oder Zeitangaben

چه زمانی, کی

چه زمانی, کی

Ex: Wann hast du Geburtstag? 

چه زمانی تولدت است؟

بستن
ورود
später
später
[قید]

Zu einem nachfolgenden Zeitpunkt

بعداً

بعداً

Ex: Kommst du später? 

آیا بعداً می‌آیی؟

بستن
ورود
dann
dann
[قید]

Gibt an, was danach passiert

سپس, بعد از آن

سپس, بعد از آن

Ex: Trink deinen Tee, dann fühlst du dich besser. 

چایت را بنوش، سپس احساس بهتری خواهی داشت.

بستن
ورود
bald
bald
[قید]

In naher Zukunft

به‌زودی, زود

به‌زودی, زود

Ex: Wir sehen uns bald! 

به زودی می‌بینمتان !

بستن
ورود
gerade
gerade
[قید]

In diesem Moment

الان

الان

Ex: Sie liest gerade ein Buch. 

او در حال حاضر در حال خواندن یک کتاب است.

بستن
ورود
jetzt
jetzt
[قید]

In diesem Moment

حالا, الان

حالا, الان

Ex: Wir müssen jetzt gehen. 

ما باید الان برویم.

بستن
ورود
zurzeit
zurzeit
[قید]

Im Moment, nicht dauerhaft

در حال حاضر, اکنون

در حال حاضر, اکنون

Ex: Zurzeit wohnt er in Berlin. 

در حال حاضر، او در برلین زندگی می‌کند.

بستن
ورود
sofort
sofort
[قید]

Ohne Verzögerung

بلافاصله, سریع، فوراً

بلافاصله, سریع، فوراً

Ex: Ich rufe dich sofort zurück. 

من فوراً بهت زنگ می‌زنم.

بستن
ورود
gestern
gestern
[قید]

Am Tag vor heute

دیروز

دیروز

Ex: Gestern hat es geregnet. 

دیروز، باران بارید.

بستن
ورود
heute
heute
[قید]

An diesem Tag

امروز

امروز

Ex: Heute habe ich keine Zeit. 

امروز وقت ندارم.

بستن
ورود
morgen
morgen
[قید]

Der Tag nach heute

فردا

فردا

Ex: Morgen ist Mittwoch. 

فردا چهارشنبه است.

بستن
ورود
immer
immer
[قید]

Zu jeder Zeit oder sehr oft

همیشه, مدام

همیشه, مدام

Ex: Ich habe immer Hunger. 

من همیشه گرسنه‌ام.

بستن
ورود
oft
oft
[قید]

Viele Male oder in vielen Fällen

اغلب, بیشتر اوقات

اغلب, بیشتر اوقات

Ex: Sie kommt oft zu Besuch. 

او اغلب به دیدار می‌آید.

بستن
ورود
nie
nie
[قید]

Zu keinem Zeitpunkt

هرگز, هیچ‌وقت

هرگز, هیچ‌وقت

Ex: Ich habe nie von diesem Film gehört. 

من هرگز از این فیلم نشنیده‌ام.

بستن
ورود
lange
lange
[قید]

Für einen großen Zeitraum

برای مدت طولانی, به‌طور طولانی، مدت زیادی

برای مدت طولانی, به‌طور طولانی، مدت زیادی

Ex: Hast du lange gebraucht? 

آیا مدت زیادی طول کشید؟

بستن
ورود
LanGeek
دانلود اپلیکشن LanGeek