واژگان سطح اولیه - Sentidos
در این درس، کلمات مربوط به حواس بررسی میشوند که ادراک و احساس را توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
que está en calma, sin ruido ni agitación

بیسروصدا
من دوست دارم روی ساحل آرام قدم بزنم.
que produce mucho ruido o hace sonidos fuertes

پرسروصدا
همسایههای من شبها پر سر و صدا هستند.
que produce un ruido muy fuerte o que parece que puede dejar sordo

کرکننده, گوشخراش
سر و صدای هواپیماها کرکننده است.
que no hace ruido o mantiene silencio

ساکت
جنگل در طلوع آفتاب ساکت بود.
que tiene el sonido débil o amortiguado; no fuerte ni claro

خفه شده, کم صدا
صدایش خفه بود و به خوبی فهمیده نمیشد.
sonido continuo y vibrante, como el que hacen insectos o aparatos eléctricos

وزوز, همهمه
وقتی چراغ را روشن کردم، یک وزوز شنیدم.
que no puede oír

کر, ناشنوا
فرد ناشنوا از زبان اشاره برای برقراری ارتباط استفاده میکند.
persona que tiene dificultad para oír o escuchar bien

شخصی که در شنیدن مشکل دارد, سختشنوا
que no puede ver

کور, نابینا
سگ راهنما به افراد نابینا کمک میکند.
que se adhiere fácilmente a otras superficies o que produce una sensación de adherencia

چسبنده, چسبناک
چسب بسیار چسبنده است.
que es blando, suave y cómodo al tacto

نرم, پفکی
گربه روی یک صندلی راحتی نرم میخوابد.
que ha perdido sensibilidad

بیحس
پایم در اتوبوس بیحس شد.
sensación que se percibe con la nariz

بو
در آشپزخانه بوی قویای وجود دارد.
líquido con olor agradable que se usa para perfumar el cuerpo o el ambiente

عطر
او یک عطر جدید برای مهمانی خرید.
olor muy desagradable e intenso

بوی گند, بوی بد
بوی ماهی قدیمی من را آزار داد.
que tiene muy mal olor

بدبو, بوگندو
آن پنیر قدیمی بدبو است.
que tiene un poco de agua o vapor en la superficie o en el aire

مرطوب, نمناک
من کیک مرطوب را دوست دارم.
que tiene sabor o olor producido por el humo

دودی (طعم)
من ماهی سالمون دودی را دوست دارم.
sentido que permite percibir los sabores a través de la lengua

چشایی
او پس از عفونت چشایی خود را از دست داد.
sensación que se percibe al probar alimentos o bebidas

مزه, طعم
من طعم شیرین شکلات را دوست دارم.
que tiene un sabor, olor o sensación muy agradable

خوشمزه
ما یک برنج خوشمزه خوردیم.
