Bezeichnet ein einzelnes Ereignis oder eine Gelegenheit

دفعه, بار
دفعه بعدی زودتر خواهم آمد.
Etwas, das Tage, Wochen und Monate zeigt

سالنامه, تقویم
تقویم روی دیوار آویزان است.
Feste Abfolge, bei der jeder einmal drankommt

نوبت
ما در صف برای غذایمان منتظر میمانیم.
Bezeichnet einen bestimmten Zeitabschnitt in der Vergangenheit, der vom Sprecher als abgeschlossen betrachtet wird

آن زمانها, آن وقتها، در گذشته، آن موقع
آن زمان، هنوز اینترنت وجود نداشت.
Bezieht sich auf ein Ereignis vor einem anderen

قبل از آن, قبلش، پیش از آن
قبلاً، ما وقت نداشتیم.
Am Anfang einer Reihenfolge

ابتدا, در ابتدا، اول
اول ما غذا میخوریم، سپس برای پیادهروی میرویم.
Am Ende einer Reihenfolge

در آخر, در پایان، بعد از همه
من او را آخرین بار در ژانویه دیدم.
Nicht regelmäßig, aber ab und zu

گاهی, بعضی اوقات
او گاهی کلیدهایش را فراموش میکند.
Für einen großen Zeitraum

برای مدت طولانی, بهطور طولانی، مدت زیادی
آیا مدت زیادی طول کشید؟
Betont, dass etwas noch früh, gering oder kürzlich ist

تازه, حالا تازه، تازه فقط
او فقط ده سال دارد.
Bezeichnet, dass nur wenig zu etwas fehlt

تقریباً, نزدیک بود
ما تقریباً قطار را از دست دادیم.
Am Tag nach morgen

پس فردا, روز پس از فردا
پسفردا، هوا بهتر خواهد شد.
Der Tag vor gestern

پریروز, روز پیش از دیروز
پریروز هوا بسیار خوب بود.
Sich über etwas einigen oder etwas in Einklang bringen

هماهنگ کردن, توافق کردن
آیا میتوانیم یک قرار ملاقات جدید ترتیب دهیم؟
Etwas auf einen späteren Zeitpunkt legen

به تعویق انداختن, به عقب انداختن
به دلیل بیماری، ما سفر را به تعویق میاندازیم.
Mit jemandem einen Termin für ein Treffen vereinbaren

برنامهریزی کردن, هماهنگ کردن
من دوست دارم با دوستانم قرار بگذارم.
