واژگان برای IELTS General (نمره 5) - ثروت و موفقیت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ثروت و موفقیت را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
describing a team, person, or thing that wins or has won a game or race

پیروز, برنده
گل برنده در دقایق پایانی بازی به ثمر رسید و جایگاه تیم را در پلیآف تضمین کرد.
possessing great skill in a certain field

ماهر, استاد
به عنوان یک نویسنده ماهر، او رمانهای پرفروش بسیاری منتشر کرده است.
having a large amount of money or valuable possessions

ثروتمند, پولدار
او از یک خانواده ثروتمند با سرمایهگذاری در صنایع مختلف آمده بود.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
rich and financially successful

موفق (از نظر مالی), ثروتمند
شهر در طول سالها مرفهتر شد.
having won a contest, struggle, etc.

پیروز
علیرغم مواجهه با موانع زیاد، او در نهایت پیروز بیرون آمد.
consistently accomplishing significant success or goals

موفق
شرکت پرفروغ به خاطر محصولات نوآورانه و رشد سریع خود مورد تقدیر قرار گرفت.
having enough money to cover one's expenses and maintain a desirable lifestyle

دارا
او از یک خانواده مرفه میآید و هرگز مجبور نبوده در مورد مشکلات مالی در حال رشد نگران باشد.
fairly rich

نسبتاً ثروتمند
او از یک پیشینه مرفه برخوردار بود، به مدارس خصوصی میرفت و از سنین پایین سفرهای زیادی میکرد.
(of a person, movie, etc.) having been granted a prize because of having outstanding skill or quality

برنده جایزه
آنها در تعطیلات خود در یک هتل برنده جایزه اقامت داشتند.
to achieve great success, often by putting a lot of effort

پیروز شدن, غالب شدن
تیم پس از ماهها تمرین سخت در مسابقات پیروز شد.
to dominate a place by becoming very popular or successful

به دست گرفتن
شرکت فناوری با محصول جدید نوآورانه خود بازار را فتح کرد.
to complete a task or project successfully

به اتمام رساندن
سازمان به انجام رساند ایجاد یک برنامه بازیافت برای ترویج پایداری و کاهش زباله.
to accomplish or do something that was wished for, expected, or promised

محقق کردن, عملی کردن
معلم وقتی احساس موفقیت کرد که دانشآموزانش اهداف تحصیلی تعیین شده برای ترم را محقق کردند.
to win against someone in a war, game, contest, etc.

شکست دادن
قهرمان شطرنج به طور استراتژیک حرکت کرد تا حریف خود را شکست دهد و پیروزی را تضمین کند.
to finally accomplish a desired goal after dealing with many difficulties

رسیدن (به هدف), موفق شدن
تیم تحقیقاتی بیوقفه همکاری کردند تا به یک پیشرفت در علوم پزشکی دست یابند، که منجر به یک کشف انقلابی شد.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
to demonstrate exceptional skill, achievement, or proficiency in a particular activity, subject, or field

برتر بودن, پیشی گرفتن
با کار سخت و تمرین، من معتقدم که جیل در موقعیت مدیریتی جدید خود خوش خواهد درخشید.
to devote time and effort to achieve a particular goal

رسیدن (به هدف), محقق کردن (هدف اصلی)
آنها هنوز به یک تصمیم نرسیدهاند.
to raise someone or something to a higher rank or better position

ترفیع دادن
فداکاری و کار سخت او در نهایت او را به یک نقش رهبری در سازمان ارتقا داد.
to move to a higher position or rank

ترفیع گرفتن
شرکت کارکنان را بر اساس مهارتها و مشارکتهایشان ترفیع میدهد.
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
to develop into a more advanced or improved stage

پیشرفت کردن, رشد کردن
همانطور که تیم به همکاری ادامه میداد، نمونه اولیه به یک محصول کاملاً کاربردی پیشرفت کرد.
having or bringing good luck

خوششانس
او خوششانس بود که جای پارک دقیقاً جلوی ساختمان پیدا کرد.
ineffective in producing positive or meaningful outcomes

بیثمر
استفاده بیثمر از منابع منجر به هزینهکرد بیش از حد بودجه و ناکارآمدی شد.
possessing a natural skill or ability for something

بااستعداد
دستان بااستعداد او سفالهای زیبایی میسازد که مورد تحسین بسیاری قرار میگیرد.
widely recognized and acknowledged

مشهور, معروف
اشعار شاعر معروف در کلاسهای ادبیات در سراسر جهان مطالعه میشود.
| واژگان برای IELTS General (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد | وزن و ثبات | افزایش در مقدار |
| کاهش مقدار | شدت بالا | شدت کم | فضا و مساحت |
| شکلها | سرعت | اهمیت | تأثیر و قدرت |
| منحصر به فرد بودن | پیچیدگی | ارزش | کیفیت |
| چالشها | ثروت و موفقیت | فقر و شکست | ظاهر |
