واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - ثروت و موفقیت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ثروت و موفقیت را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
characterized by growth and success

پررونق, شکوفا
باغ جامعه پررونق محصولات تازه را برای ساکنان محلی فراهم میکرد.
feeling or expressing great happiness or pride after a success or victory

پیروز, کامیاب
او پس از اتمام اولین ماراتن خود احساس پیروزمندانه کرد.
thriving or prospering that results in success and positive development

شکوفا شدن
علیرغم چالشهای اولیه، شرکت استارتاپ اکنون در حال رشد است، سرمایهگذاران را جذب میکند و حضور خود را در بازار گسترش میدهد.
having or showing a high level of knowledge, skill, and aptitude in a particular area

متخصص, حاذق، ماهر، زبردست
مهارتهای آشپزی حرفهای سرآشپز به او اجازه داد تا با مواد محدود یک وعده غذایی گورمه تهیه کند.
possessing the needed skills or knowledge to do something well

شایسته, توانمند
شرکت فقط کارمندان صلاحیتدار را استخدام میکند که در زمینههای مربوطه خود مهارت نشان میدهند.
having a position or quality that is noticeably great and respected

والامقام
وکیل برجسته به دلیل تخصصش در حقوق اساسی مورد تقاضا بود.
(of a person) very successful and respected

شخصیت برجسته, ممتاز
پروفسور یک دانشمند برجسته در زمینه اخترفیزیک بود.
possessing a great amount of riches and material goods

مرفه, دارا
شرکت با محصولات و خدمات لوکس خود، مصرفکنندگان ثروتمند را هدف قرار داد.
possessing a substantial amount of wealth

پولدار
سرمایهگذار متمول تصمیمات استراتژیکی گرفت که به طور قابل توجهی ثروت او را افزایش داد.
generally accepted as having a particular position or quality

برجسته
تلاشهای خیریه برای کاهش فقر به طور رسمی با جایزه خدمات اجتماعی به رسمیت شناخته شد.
experiencing good luck or favorable circumstances

خوششانس, خوشبخت
او خود را خوشبخت میدانست که چنین دوستان و خانوادهای حمایتگر دارد.
to succeed in reaching a goal, after hard work

دست یافتن, به دست آوردن
علیرغم مواجهه با چالشهای فراوان، تیم توانست در مسابقات قهرمانی به دست آورد پیروزی را.
to exceed in quality or achievement

پیشی گرفتن
از طریق کار سخت و فداکاری، او توانست انتظارات را در عملکرد تحصیلی خود فراتر بگذارد.
to surpass or exceed in performance or quality

پیشی گرفتن
سرآشپز مدام تلاش میکند تا از خود پیشی بگیرد، با ایجاد غذاهای نوآورانهای که مشتریان رستوران را خوشحال میکنند.
to make a desired outcome come true

تحقق بخشیدن, عملی کردن
تیم به هدف خود که برنده شدن در قهرمانی بود دست یافت.
to easily succeed at doing something

کاری را با موفقیت به انجام رساندن
با وجود ناراحتیاش، او ارائه را به خوبی انجام داد و تمام هیئت مدیره را تحت تأثیر قرار داد.
to put a plan or idea into action using tangible and specific steps to ensure its successful realization

به طور موفقیتآمیز اجرا کردن
دولت اقداماتی را برای اجرای یک سیستم مدیریت پسماند پایدارتر در مناطق شهری اعلام کرد.
