known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
someone whose job is to use their voice for creating music

خواننده
او یک خواننده بااستعداد و پیانیست است.
relating to feelings or emotions

احساساتی, عاطفی
توسعه عاطفی بخشی از رشد کودکی است.
the act of presenting something such as a play, piece of music, etc. for entertainment

اجرا
اجرای او روی پیانو نفسگیر بود.
to randomly discover someone or something, particularly in a way that is surprising or unexpected

یافتن, پیدا کردن
یک کوهنورد یک کودک گمشده را در جنگل پیدا کرد.
the feeling of great happiness

شادمانی, شادی
راه رفتن با پای برهنه روی ساحل در غروب خورشید او را از احساس آرامش و شادی پر کرد.
to use one's voice in order to produce musical sounds in the form of a tune or song

آواز خواندن, آهنگ خواندن
در طول سفر با ماشین، آنها آواز خواندند تا خود را سرگرم کنند.
to give a performance of something such as a play or a piece of music for entertainment

اجرا کردن
کمدین در مقابل مخاطبان زیادی اجرا کرد.
people that are related to each other by blood or marriage, normally made up of a father, mother, and their children

خانواده
من یک خانواده بزرگ با تعداد زیادی پسرعمو، دخترعمو، عمه و دایی دارم.
an ability that a person naturally has in doing something well

استعداد
او استعداد خود را در نقاشی زمانی که فقط یک کودک بود کشف کرد.
to make something easier, particularly by improving the situation

کار را راحت کردن, کارساز بودن
حمایت دوستانمان بسیار کمک کرده است.
to start or grow to be

شدن
چگونه میتوانم بشوم فردی با اعتماد به نفس بیشتر؟
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
a piece of music that has words

آهنگ, ترانه
او یک آهنگ زیبا در نمایش استعدادها خواند.
someone or something that one likes more among others of the same kind

فرد یا چیز موردعلاقه, فرد یا چیز محبوب
رنگ مورد علاقه او فیروزهای است و میتوانید آن را در کمد لباسش ببینید.
the quality or state of being physically or mentally strong

قدرت, توانایی، نیرو
ورزشکار در مسابقه وزنهبرداری قدرت بدنی چشمگیری نشان داد.
a period or state where there is no war or violence

صلح
آتشبس موجب توقف موقت خصومتها شد و به غیرنظامیان اجازه داد تا بالاخره صلح را تجربه کنند.
to show a lot of respect for someone or something

احترام گذاشتن, احترام قائل شدن
از دانشآموزان تشویق میشود که با ابراز قدردانی از راهنمایی و حمایتشان، معلمان خود را گرامی دارند.
a powerful and intense emotion or feeling toward something or someone, often driving one's actions or beliefs

احساس شدید, شور و اشتیاق
او با شور و اشتیاق درباره حفاظت از محیط زیست صحبت کرد و از شیوههای پایدار دفاع کرد.
the continuum of events occurring in succession leading from the past to the present and even into the future

تاریخ
to give a name or title to someone or something

نامیدن
او نمیتواند به یاد آورد که رستورانی که هفته گذشته به آن رفتیم چه نامیده میشد.
the unique and recognizable way someone sounds when they sing or speak, including aspects like tone, pitch, etc.

صدا
صدایش ملودیک و آرامشبخش است، برای لالاییهایی که میخواند عالی است.
the experience or activities that define a person's way of living or interaction with others

زندگی, وجود
او معتقد است که سفر بهترین بخش زندگی است.
a distinct period of history or culture, or a specific moment or duration of time

دوران, ایام، زمانه
کتاب به بررسی دوران فرهنگی قرن نوزدهم میپردازد.
to like something or enjoy doing it a lot

لذت بردن, بسیار دوست داشتن
او عاشق بستنی است.
to change from being a child into an adult little by little

بزرگ شدن
خواهرم خیلی سریع بزرگ میشود.
to provide or offer someone something

فراهم آوردن
معلم جدید میآورد یک دیدگاه تازه به کلاس.
to resume an activity or state

برگشتن و ادامه دادن
ورزشکار مصدوم شد اما مصمم است که بازگردد و قویتر از همیشه باشد.
