known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
an artist who paints pictures

نقاش
کار نقاش مدرن، فرمها و تکنیکهای سنتی را به چالش میکشد.
a country in southwest Europe

اسپانیا
مادرید، پایتخت اسپانیا، به خاطر شبزندهداری پرجنبوجوش و صحنه هنری خود مشهور است.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
to give a name or title to someone or something

نامیدن
او نمیتواند به یاد آورد که رستورانی که هفته گذشته به آن رفتیم چه نامیده میشد.
to become knowledgeable or skilled in something by doing it, studying, or being taught

یاد گرفتن, آموختن
من یاد گرفتم که چگونه دوچرخه سواری کنم وقتی بچه بودم.
to produce a picture or design with paint

نقاشی کردن
هنرمند با استفاده از رنگهای روغنی یک پرتره از همسرش نقاشی کرد.
to change one's place of residence or work

اسبابکشی کردن
ما در حال برنامهریزی برای جابجایی به ایالت دیگری برای شروع تازه هستیم.
a city in Spain that is the capital of the country

مادرید
موزه پرادو در مادرید مجموعهای گسترده از هنر اروپایی، از جمله آثار ولاسکز و گویا را در خود جای داده است.
to spend time to learn about certain subjects by reading books, going to school, etc.

درس خواندن
او ترجیح میدهد در کتابخانه مطالعه کند جایی که آرام است و برای یادگیری مناسب است.
a field of study focuses on learning and practicing different creative skills, such as drawing, painting, sculpture, and understanding the history and theory behind them

هنر, هنرهای زیبا
دپارتمان هنر دورههایی در زمینه طراحی، نقاشی و مجسمهسازی ارائه میدهد.
to start or grow to be

شدن
چگونه میتوانم بشوم فردی با اعتماد به نفس بیشتر؟
the act or art of making pictures, using paints

نقاشی (هنر)
در دوره رنسانس، نقاشی به عنوان یکی از بالاترین اشکال هنر در نظر گرفته میشد.
to do a job or task, usually for a company or organization, in order to receive money

به شغلی مشغول بودن
آیا دوست دارید با حیوانات کار کنید؟
the king, queen, their children, and close relatives, often holding significant historical, cultural, and political influence within a monarchy

خانواده سلطنتی, سلسله سلطنتی
هر سال، خانواده سلطنتی در مراسم عمومی مختلف و رویدادهای خیریه شرکت میکنند.
a drawing, photograph, or painting of a person, particularly of their face and shoulders

تکچهره, پرتره
او از پرتره مادربزرگش که در اتاق نشیمن آویزان بود تحسین میکرد.
the male ruler of a territorial unit that has a royal family

پادشاه, شاه
پرتره پادشاه به طور برجسته در تالار بزرگ کاخ آویزان بود.
the female ruler of a territorial unit that has a royal family

ملکه
ملکه الیزابت دوم طولانیترین دوره سلطنت را در تاریخ بریتانیا دارد.
to put clothes on oneself

لباس پوشیدن
قبل از رفتن، آنها وقت گذاشتند تا برای آب و هوای متغیر لباس بپوشند.
the normal and routine activities and experiences that happen each day to people

زندگی روزمره, حیات روزانه
زندگی روزمره در یک شهر شلوغ اغلب شامل حمل و نقل عمومی شلوغ و خیابانهای پرترافیک است.
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
تأثیر جنگ بر غیرنظامیان اغلب ویرانگر است و منجر به جابجایی، آسیب و از دست دادن میشود.
a painting, piece of music or book that is produced by a painter, musician, or writer

اثر (ادبی یا هنری)
اثر جدید او، یک رمان مهیج جذاب، یک پرفروش است.
making us feel fear

ترسناک
دیشب یک کابوس ترسناک درباره زامبیها دیدم.
used to express that something happens continuously from the beginning to the end of a period of time

در طول, طی، حین
موزه تورهای راهنما در طول ساعات خاصی از روز ارائه میدهد.
not in a good and healthy physical or mental state

بیمار, مریض
سگ من مریض شد و ما به دامپزشک مراجعه کردیم.
the state of being unwell

بیماری, مریضی
بسیاری از کارمندان به دلیل بیماری یک روز مرخصی گرفتند.
to be deprived of or stop having someone or something

از دست دادن
شهر در طول قطعی برق، برق را از دست داد.
the ability to hear voices or sounds through the ears

شنوایی
شنوایی نوزاد زود توسعه یافت، با لبخند به صداهای آشنا پاسخ میداد.
causing feelings of sadness or gloom

تاریک, غمگین
حال و هوای تیره او پس از جدایی باعث شد از فعالیتهای اجتماعی کنارهگیری کند.
a condition or issue that affects a person's physical or mental well-being, ranging from minor illnesses to chronic diseases

مشکل سلامتی, بیماری
او به پزشک مراجعه کرد تا در مورد مشکل سلامتی جاری خود صحبت کند.
to change one's place of residence or work

اسبابکشی کردن
ما در حال برنامهریزی برای جابجایی به ایالت دیگری برای شروع تازه هستیم.
a country in Europe known for its famous landmarks such as the Eiffel Tower

فرانسه
فرانسه یکی از پر بازدیدترین کشورهای جهان است که سالانه میلیون ها گردشگر را به خود جذب می کند.
to regard someone or something in a certain way

فرض کردن, در نظر گرفتن
او خود را خوشبخت میداند که چنین خانوادهی حمایتگری دارد.
in a way that arouses one's curiosity or attention

بهطرز جالبی, بهطرز شگفتانگیزی
آزمایش نتایج غیرمنتظرهای به همراه داشت؛ جالب اینجاست که گروه کنترل عملکرد بالاتری نسبت به گروه آزمایشی نشان داد.
