known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
a public path for vehicles in a village, town, or city, usually with buildings, houses, etc. on its sides

خیابان
من با دقت از خیابان در محل عبور عابر پیاده رد شدم.
a major city in California, USA, known for its entertainment industry, cultural landmarks, and as a global center for business, tourism, and technology

لس آنجلس, ال ای
او به لس آنجلس نقل مکان کرد تا حرفهای در بازیگری را دنبال کند.
a state in the western United States on the Pacific; the 3rd largest state; known for earthquakes

کالیفرنیا, ایالت کالیفرنیا
a country in North America that has 50 states

ایالات متحده (آمریکا)
روز شکرگزاری یک تعطیلات محبوب است که در ایالات متحده جشن گرفته میشود.
(of a place or atmosphere) full of excitement and energy

هیجانانگیز (مکان)
کافه همیشه پرجنبوجوش بود، پر از افرادی که گفتگو میکردند و میخندیدند.
the mood or feeling of a particular environment, especially one created by art, music, or decor

فضای یک محیط
فضای پرتنش فیلم بینندگان را در حالت انتظار نگه میداشت.
a place, activity, etc. that is interesting and enjoyable to the public

مکان یا فعالیت لذتبخش
نمایشگاه جدید موزه به جاذبه اصلی برای بازدیدکنندگان تبدیل شد.
a wide street in a town or city, typically with trees on each side or in the middle

بلوار
بلوار بزرگ با ساختمانهای تزئینی و باغهای آراسته احاطه شده بود.
used with a number to show that it is not exact

حدوداً
حدود 30 دقیقه طول میکشد تا با ماشین به آنجا برسید.
to stretch out, lead, or extend toward a specific direction or place

رسیدن
این مسیر به ساحل میرود، و دیگری به جنگل منتهی میشود.
relating to a person or event that is a part of the past and is documented in historical records, often preserved for educational or cultural purposes

تاریخی
بازدید از میدان جنگ تاریخی به من بینشی در مورد تاریخ جنگ داد.
any major public road that connects cities or towns

بزرگراه
بزرگراه در ساعت شلوغی پر از ترافیک بود.
to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن
من و خانوادهام اغلب با ماشین سفر میکنیم تا به دیدن اقوام در روستا برویم.
to go somewhere for a short time, especially to see something

دیدن کردن, بازدید کردن
آنها تصمیم گرفتند موزه را بازدید کنند تا از نمایشگاه جدید هنری لذت ببرند.
a way from one place to another

مسیر, راه
او برای اجتناب از محل ساخت و ساز، مسیر متفاوتی را برای رفتن به سر کار انتخاب کرد.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
دانشآموزان اغلب در کافه نزدیک جمع میشدند تا با فنجانهای چای درس بخوانند و معاشرت کنند.
providing pleasure and enjoyment

خوب, دلپذیر
او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.
things that are related to air and sky such as temperature, rain, wind, etc.

آبوهوا
آب و هوا در این شهر معمولاً در طول سال معتدل است.
the social activities and entertainment options that take place after dark, typically involving bars, clubs, live music, and other forms of entertainment

شبگردی, تفریحات شبانه
آنها تصمیم گرفتند که زندگی شبانه پرجنبوجوش را بعد از شام کشف کنند.
a place where alcoholic and other drinks and light snacks are sold and served

میخانه, میکده
بارتندر یک کاکتیل در بار شلوغ آماده کرد.
a place where people, especially young people, go to dance, listen to music, or spend time together

دیسکو, کلوپ
او سال گذشته دوست پسرش را در یک کلوپ ملاقات کرد.
to take pleasure or find happiness in something or someone

لذت بردن
ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید شهر لذت بردیم.
(of a musical performance) happening in real-time, directly in front of an audience

زنده, مستقیم
آنها یک کنسرت زنده را برای جشن انتشار آلبوم جدیدشان اعلام کردند.
the action of providing people with activities, performances, etc. to make them laugh or amuse them

سرگرمی
پارک موضوعی سرگرمی را برای بازدیدکنندگان در هر سنی فراهم میکند.
a city in southwestern California surrounded by Los Angeles; home of many Hollywood actors

بورلی هیلز, شهری در جنوب غربی کالیفرنیا که توسط لس آنجلس احاطه شده است؛ خانه بسیاری از بازیگران هالیوود
elaborate or sophisticated in style, often designed to impress

مجلل, شیک
او در یک آپارتمان پنتهاوس مجلل با چشماندازهای خیرهکننده از خط افق شهر زندگی میکرد.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
someone who visits a place or travels to different places for pleasure

گردشگر, توریست
با اینکه او یک توریست بود، سعی کرد با فرهنگ محلی ادغام شود.
someone who is known by a lot of people, especially in entertainment business

چهره (مشهور), سلبریتی
شایعات درباره سلبریتیها موضوعی رایج در بسیاری از مجلات است.
a specific point or location identified relative to surrounding features in an area or region

موقعیت مکانی
پلیس مظنون را در مکان دقیق توصیف شده توسط شاهدان پیدا کرد.
a vertical rotating mechanism consisting of a large wheel with suspended seats that remain upright as the wheel rotates; provides a ride at an amusement park

چرخ و فلک, چرخ هزار
a long platform built from the shore into the sea that people can go for entertainment or a walk

اسکله, لنگرگاه
در انتهای اسکله، ماهیگیران قلابهای خود را به آبهای درخشان میاندازند به امید شام.
