(of a surface) continuing in a straight line with no raised or low parts

مسطح, صاف، هموار
هنرمند یک افق مسطح با غروب زیبایی نقاشی کرد.
providing entertainment or amusement

مفرح, سرگرمکننده، لذتبخش
تماشای یک فیلم کمدی راهی سرگرمکننده برای استراحت و آرامش است.
everything that exists or happens on the earth, excluding things that humans make or control

طبیعت
من با نشستن کنار رودخانه و گوش دادن به صداهای آرامشبخش طبیعت، تسلی مییابم.
healthy and strong, especially due to regular physical exercise or balanced diet

تندرست, خوشهیکل
او یک رژیم غذایی متعادل را دنبال میکند و پزشکش میگوید که او بسیار تناسب اندام دارد.
a group of culturally related countries in northern Europe, typically including Denmark, Norway, and Sweden

اسکاندیناوی, کشورهای اسکاندیناوی
مناظر اسکاندیناوی شامل فیوردها، جنگلها و کوهها میشود.
to pursue wild animals in order to kill or catch them, for sport or food

شکار کردن
ردیاب باتجربه میدانست چگونه بدون ترساندن حیوانات شکار کند.
a global sporting event held every four years, where athletes from around the world compete in various sports for medals

بازیهای المپیک
داوطلبان نقش حیاتی در سازماندهی و پشتیبانی از بازیهای المپیک دارند.
(of two points) having an above-average distance between them

طولانی (مسافت), دراز
استخر شنا جدید چقدر بلند است؟
for a great amount of time

طولانی (زمان)
انتظار میرود اثرات دارو طولانی مدت باشد.
a form of skiing where skiers travel across snow-covered terrain using skis, poles, and physical endurance

اسکی صحرانوردی, اسکی نوردیک
او اسکیهای سبک را برای عملکرد بهتر در اسکی صحرانوردی انتخاب کرد.
the season that comes after fall and in most countries winter is the coldest season

زمستان
فرزندانم مشتاق دریافت هدیه در تعطیلات زمستانی هستند.
a physical activity or competitive game with specific rules that people do for fun or as a profession

ورزش
بوکس یک ورزش رقابتی است که به قدرت، سرعت و انعطافپذیری نیاز دارد.
a person who is good at sports and physical exercise, and often competes in sports competitions

ورزشکار
به عنوان یک ورزشکار همهجانبه، او در مسابقات شنا، دوچرخهسواری و دویدن شرکت کرد.
to move on snow on two sliding bars that are worn on the feet

اسکی کردن
مناطق اسکی مسیرهای متنوعی را برای یادگیری اسکی در سطوح مهارتی مختلف ارائه میدهند.
to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن
من و خانوادهام اغلب با ماشین سفر میکنیم تا به دیدن اقوام در روستا برویم.
small, white pieces of frozen water vapor that fall from the sky in cold temperatures

برف
بچهها مشتاقانه منتظر اولین برف فصل بودند تا آدم برفی بسازند.
in a downward direction, typically toward the lower point of a hill

به سمت پایین, سرازیری
آب به سمت پایین جریان یافت و جویبارهای کوچکی در زمین تپهای ایجاد کرد.
having a limited distance between opposite sides

باریک, کمعرض، تنگ
پل باریک فقط میتوانست یک ماشین را در یک زمان جا دهد، که باعث تأخیر در ترافیک شد.
a sports equipment made of fiberglass, used for vaulting over a high bar

چوب پرش (در ورزش پرش با نیزه)
او با کمک میله فایبرگلاس خود از روی میله پرید.
to move smoothly and effortlessly through the air or on a surface with little or no propulsion

*سر خوردن
قو سر خورد از روی برکه آرام، ردّی از موجها را پشت سر گذاشت.
a competition between people, vehicles, animals, etc. to find out which one is the fastest and finishes first

مسابقه
مسابقه اسبدوانی هزاران تماشاگر را جذب میکند.
a group of people who compete against another group in a sport or game

تیم
به عنوان یک تیم منسجم، آنها با موفقیت پروژه را زودتر از برنامه تکمیل کردند.
simple, traditional, and appealing, with a timeless quality that stays in fashion regardless of trends

قدیمی و محبوب, کلاسیک
طراحی کلاسیک ماشین آن را در میان مدلهای جدیدتر متمایز کرد.
to move on ice or other smooth surfaces using ice skates, roller skates, or a skateboard

اسکیتسواری کردن
بازیکنان رولر دربی به مهارت در طول مسابقات رقابتی روی پیست اسکیت میکنند.
a person who moves on a flat surface wearing special boots with wheels or blades

اسکیتسوار
من تماشا کردم که اسکیت باز با سرعت از تپه پایین میآمد، بین موانع حرکت میکرد.
the quality or state of being physically or mentally strong

قدرت, توانایی، نیرو
ورزشکار در مسابقه وزنهبرداری قدرت بدنی چشمگیری نشان داد.
the physical and mental strength required for activity, work, etc.

انرژی, قدرت، حال
بعد از کنسرت، او از انرژی خالی شده بود.
a unit for measuring length that is equal to 1000 meters or approximately 0.62 miles

کیلومتر
تابلو بزرگراه نشان میدهد که شهر بعدی 50 کیلومتر فاصله دارد.
used to refer to a number of things or people, more than two but not many

چند, چندین
او چندین دعوت به رویدادهای مختلف این آخر هفته دریافت کرد.
an ability to do something well, especially after training

مهارت
مهارت او در کدنویسی به او اجازه داد تا برنامههای نرمافزاری نوآورانه توسعه دهد.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
an event or contest in which individuals or teams compete against each other

رقابت, مسابقه
مسابقه بسکتبال هیجانانگیز بود، و تیم ما برنده شد.
a country in Northern Europe and Western Scandinavia

نروژ
امیدوارم یک روز شفق قطبی را در نروژ ببینم.
a country in Northern Europe and Eastern Scandinavia

سوئد
برادرم در سوئد مهندسی میخواند.
a country located in Eastern Europe and Northern Asia

روسیه
کرملین در مسکو به عنوان اقامتگاه رسمی رئیس جمهور روسیه خدمت میکند و نماد قدرت سیاسی کشور است.
