widely recognized or acknowledged

مشهور, شناختهشده
گروه پس از اینکه تکآهنگ موفقشان به صدر جدولها رسید، به خوبی شناخته شد.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
able to withstand physical stress or pressure due to its solid construction

قوی, مستحکم
میز چوبی مستحکم آنها ساخته شده بود تا دوام بیاورد، حتی با استفاده مکرر و سنگین.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
suitable or practical for regular, daily use, rather than for special occasions

روزمره, معمولی
کفشهای روزمره او ساده و بادوام برای پوشیدن مداوم هستند.
a large road vehicle used for carrying goods

کامیون
کامیون یک محموله بزرگ از کالاها را به انبار تحویل داد.
a specific design or version of a product (e.g., car, phone, appliance)

مدل
این مدل دارای عمر باتری بهبود یافته و پردازش سریعتر است.
having a design or use that effectively serves a specific need

عملی, کاربردی
آنها مبلمان عملی را انتخاب کردند که هم راحت و هم بادوام بود.
to remain in a state of good repair or quality

سالم ماندن, باقی ماندن
رنگ با کیفیت بالا که در نمای خارجی خانه استفاده شده است، بیش از یک دهه بدون محو شدن یا پوسته پوسته شدن دوام آورده است.
a small, fast, and low car that has a powerful engine, usually seats two people, and often has a removable or foldable roof

خودروی اسپورت, اتومبیل کورسی
ماشین اسپورت به سرعت شتاب گرفت و تمام وسایل نقلیه دیگر را پشت سر گذاشت.
someone who greatly admires or is interested in someone or something

هوادار, طرفدار
او یک فن متعهد از آن خواننده معروف است و تمام آهنگهایش را میشناسد.
possessing great strength or force

قدرتمند, قوی
او به خاطر حضور قدرتمند خود در اتاق شناخته شده است.
at or during a time that is not long ago

اخیراً, به تازگی
ما اخیراً از موزه بازدید کردیم و از نمایشگاهها لذت بردیم.
a car that has electricity as its power source instead of gasoline or diesel

خودروی برقی, ماشین الکتریکی
او تصمیم گرفت یک ماشین الکتریکی بخرد تا ردپای کربن خود را کاهش دهد و در هزینههای بنزین صرفهجویی کند.
a source of power used for lighting, heating, and operating machines

برق, الکتریسیته
مهم است که با خاموش کردن چراغها وقتی استفاده نمیشوند، برق ذخیره شود.
a flammable gas used mainly as a fuel

گاز
بسیاری از خانهها در ماههای زمستان با گاز گرم میشوند.
the natural world around us where people, animals, and plants live

محیط زیست
زبالههای پلاستیکی یک مشکل جدی برای محیط زیست ما هستند.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
to cause engines or machines to operate, function, or perform their designated tasks

راه انداختن (موتور، دستگاه، و غیره)
من باید بعد از شام ماشین ظرفشویی را روشن کنم.
a building or set of buildings in which products are made, particularly using machines

کارخانه
ما از کارخانه شکلات بازدید کردیم و دیدیم که چگونه شیرینیهای خوشمزه درست میکنند.
a country in North America that has 50 states

ایالات متحده (آمریکا)
روز شکرگزاری یک تعطیلات محبوب است که در ایالات متحده جشن گرفته میشود.
the second smallest continent, next to Asia in the east, the Atlantic Ocean in the west, and the Mediterranean Sea in the south

اروپا
اروپا خانهی نشانههای معروفی مانند برج ایفل، کولوسئوم و بیگ بن است.
to give something to someone in exchange for money

فروختن
او گوشی هوشمند قدیمی خود را به دوستش با قیمت منصفانه فروخت.
the part of a vehicle that uses a particular fuel to make the vehicle move

موتور
موتور هواپیما با غرش زنده شد در حالی که برای پرواز آماده میشد.
a type of small vehicle that is used to travel on water

قایق
قایق به آرامی تکان میخورد وقتی که ما در یک روز آفتابی به بادبان زدیم.
constructed with care, skill, and high-quality materials, making it sturdy, durable, and reliable

خوب ساخته شده, محکم
گوشی هوشمند جدید شیک، به خوبی ساخته شده و در دست شما احساس پریمیوم میدهد.
