سطح متوسط - خودآموز و تعمیرات خانگی
واژگان برای صحبت در مورد کارهای دستی، ابزار و تعمیرات خانه به زبان فرانسوی را بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
qui ne se casse pas facilement, durable et robuste

مقاوم, بادوام، پایدار
دیوارهای خانه مستحکم هستند.
qui peut se casser ou s'abîmer facilement (objets, matériaux)

ضعیف, حساس، شکننده
بالهای پروانه به طرز باورنکردنی شکننده هستند.
qui a perdu son intégrité ou sa continuité, souvent matériellement

شکسته
او روی یک لیوان شکسته قدم گذاشت.
qui ne se casse, ne s'use ou ne se détériore pas facilement ; solide et capable de supporter des contraintes

مقاوم, سرسخت، بادوام
ابزارهای فولادی مقاومتر از ابزارهای پلاستیکی هستند.
processus par lequel on répare quelque chose pour qu'il fonctionne à nouveau correctement

تعمیر, مرمت
تعمیر فرآیندی است که طی آن چیزی تعمیر میشود تا دوباره به درستی کار کند.
indication précise que l'on doit appliquer dans une situation donnée

دستور, تکلیف، حکم
باید دستورالعملهای ایمنی را رعایت کرد.
faire de petits travaux manuels ou réparations soi-même

خرده کاری کردن, تعمیرات جزیی کردن
من از دستکاری مبلمان چوبی لذت میبرم.
rendre stable ou immobile

محکم کردن
باید قاب را با میخ محکم کنید.
monter des pièces pour former un objet

بهم وصل کردن, سوار کردن، سرهم کردن
من این مبلمان را خودم سرهم کردم.
outil avec une tête en métal pour enfoncer ou frapper

چکش
چکش نجار به خوبی متعادل است.
outil pour serrer ou desserrer les vis

پیچگوشتی
پیچگوشتی چهارسو برای این پیچها مناسبتر است.
outil servant à saisir, serrer ou couper

انبردست, انبر
او از انبرک برای برداشتن تکههای یخ استفاده میکند.
outil électrique pour faire des trous

دریل (ابزار)
این دریل بیسیم بسیار کاربردی است.
outil avec une lame dentée pour couper du bois ou d'autres matériaux

اره
اره برقی سریعتر از اره دستی است.
tige métallique filetée utilisée pour assembler des matériaux
![پیچ [ابزار]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
پیچ [ابزار]
پیچ برای عبور از چوب ضخیم خیلی کوتاه است.
tige métallique pointue utilisée pour fixer des objets

میخ
نجار میخها را با دقت میکوبد.
brin métallique conducteur d'électricité

سیم
من به یک سیم بلندتر برای این نصب نیاز دارم.
fixer une chose à une autre avec de la colle ou en appuyant fortement

چسباندن, چسبیدن
او یک پوستر را روی دیوار چسباند.
personne qui fait des réparations ou travaux manuels occasionnels

تاسیساتچی, تعمیرکار
او به یک تعمیرکار ماهر تبدیل شده است.
