(of a person) doing many things with a lot of energy

فعال
مادربزرگم برای سنش بسیار فعال است، حتی باغبانی هم میکند.
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
او یک کارآفرین بلندپرواز است که دائماً به دنبال فرصتهای جدید برای گسترش امپراتوری تجاری خود است.
a personal trait characterized by strong motivation or ambition

عزم, جاهطلبی
کارکنان با انگیزه بالا اغلب فراتر از انتظارات عمل میکنند.
having a lot of energy

پرانرژی, پرتکاپو
حضور پویا او روی صحنه تماشاگران را مجذوب خود میکند و آنها را به اجرایش میکشاند.
active and full of energy

پرانرژی
توله سگ پرانرژی تیم با اشتیاق در حیاط خلوت میپرید و به دنبال اسباببازیهای مورد علاقهاش میدوید.
having or showing intense excitement, eagerness, or passion for something

مشتاق
به عنوان یک شرکتکننده پرشور در کارگاه، او سوالات زیادی بینشآمیز پرسید.
(of a person) very energetic and outgoing

پرشوروحرارت, سرزنده
علیرغم سنش، او پر جنب و جوش و فعال باقی میماند، در سرگرمیها و ورزشهای مختلف شرکت میکند.
having or displaying a strong love or enthusiasm for something

پرشور, مشتاق
او یک مدافع پرشور برای حفاظت از محیط زیست است که وقت خود را به محافظت از سیاره اختصاص میدهد.
having strength and good mental or physical health

قوی
ضربآهنگ شدید و پرجنبوجوش توسط درامر پرتوان به اجرای گروه اضافه شد.
bursting with life and energy

پرانرژی, سرزنده
انرژی پر جنب و جوش رقصندگان اتاق را با هیجان پر کرد.
full of life and energy

سرزنده, پرنشاط
روح پرشور او در داستانسرایی پرشور و خنده مسریاش میدرخشید.
a feeling of fondness or liking toward someone or something

محبت, علاقه
او سگش را با محبت در آغوش گرفت.
expressing love and care

مهربان, پرمهرومحبت
خانواده آنها به خاطر حرکات مهربانانهشان معروف بودند، همیشه همدیگر را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند.
friendly and easy to talk to, making others feel comfortable and welcome in one's presence

خوشبرخورد, خوشاخلاق
رفتار دوست داشتنی او باعث میشود در بین همکاران محبوب باشد، همیشه آماده کمک کردن.
talkative and enjoying conversation

پرحرف, وراج
دانشآموز پرحرف کلاس را حواسپرت کرد.
showing kindness and understanding toward others, especially during times of difficulty or suffering

دلسوز, مهربان
طبیعت دلسوز او باعث شد که در پناهگاه حیوانات محلی داوطلب شود، جایی که به حیوانات خانگی رها شده آرامش میداد.
calm and not easily worried or annoyed

بیخیال, آسانگیر
طبیعت آرام او او را به فردی عالی برای سفر تبدیل میکند.
staying loyal and dedicated to a certain person, idea, group, etc.

وفادار
کارمند وفادار به طور مداوم سر وقت سر کار حاضر میشد و وظایف را با فداکاری و سختکوشی انجام میداد.
a close and friendly relationship with someone

صمیمیت, نزدیکی
او از آشنایی با دوستان قدیمیاش لذت میبرد.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
a friendly or kind attitude toward others

نیت خوب, خوشنیتی
سازمان با نیت خیر نسبت به جامعه عمل میکند.
treating guests or visitors with friendliness, warmth, and generosity

مهماننواز, خونگرم
روستاییان به خاطر طبیعت مهماننواز خود شناخته شده بودند، همیشه آماده بودند تا غذا و سرپناه خود را با غریبههای نیازمند تقسیم کنند.
showing a happy and playful attitude

خوشحال, شنگول، شاد
علیرغم هوای بارانی، گروه شاد دوستان تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند و از روزشان نهایت استفاده را ببرند.
expressing deep affection, care, and compassion toward others

بامحبت, مهربان
طبیعت دوست داشتنی او را به ستونی از حمایت برای خانواده و دوستانش تبدیل میکند.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
a powerful and attractive quality, especially in a person's character

مغناطیس, جذابیت
جذابیت و مغناطیس او مردم را به سوی خود جذب میکرد.
enjoying other people's company and social interactions

برونگرا, معاشرتی
شخصیت برونگرای او در گردهماییهای اجتماعی میدرخشید، جایی که به راحتی با غریبهها گفتگو میکرد.
(of a person) friendly or likeable

خوشمشرب, دلپذیر، بشاش
همسایه جدید من بسیار خوشایند است؛ او همیشه با لبخند به من سلام میکند.
possessing a friendly personality and willing to spend time with people

اجتماعی, معاشرتی
درونگراها ممکن است گردهماییهای بزرگ را خستهکننده بیابند، در حالی که شخصیتهای اجتماعیتر تمایل دارند از زمان سپری شده در گروهها انرژی بگیرند.
extremely willing to chat and have verbal communication with others

خوشمشرب
دانشآموز پرحرف اغلب کلاس را قطع میکند.
| ویژگیهای شخصی | |||
|---|---|---|---|
| آزاردهنده و مغرور | شجاع و با اعتماد به نفس | باهوش و صادق | غیرصادق و غیراخلاقی |
| پر انرژی و دوستانه | مهربان و خجالتی | مهارتها و ویژگیها | ناخوشایند |
| اخلاقی | |||
