pattern

فهرست واژگان سطح B1 - به چند زبان می‌توانی صحبت کنی؟

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زبان‌ها و ملیت‌ها، مانند "اسلواکی"، "پشتو"، "ایرانی" و غیره، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده‌اند، یاد خواهید گرفت.

مرور

فلش‌کارت‌ها

املای کلمه

آزمون

شروع یادگیری
CEFR B1 Vocabulary
Pashto
Pashto
[اسم]

one of the Afghanistan's official languages, which is also the second most-used language in Pakistan

زبان پشتو

زبان پشتو

Ex: She taught Pashto to refugees who had recently arrived in the country. 

او پشتو را به پناهندگانی که اخیراً به کشور رسیده بودند آموزش داد.

بستن
ورود
Urdu
Urdu
[اسم]

Pakistan's official language, which is also widely spoken in India

زبان اردو

زبان اردو

بستن
ورود
Hebrew
Hebrew
[اسم]

the original language of Jews, which is Israel's official language

زبان عبری

زبان عبری

بستن
ورود
Bulgarian
Bulgarian
[اسم]

Bulgaria's official language

زبان بلغاری

زبان بلغاری

بستن
ورود
Czech
Czech
[اسم]

the Czech Republic's official language

زبان چکسلواکی, زبان چِک

زبان چکسلواکی, زبان چِک

Ex: Many people studying in the Czech Republic take Czech language courses to help them integrate into local society. 

بسیاری از افرادی که در جمهوری چک تحصیل می‌کنند، دوره‌های زبان چکی را می‌گذرانند تا به آنها در ادغام در جامعه محلی کمک کنند.

بستن
ورود
Slovak
Slovak
[اسم]

Slovakia's official language

زبان اسلواکی

زبان اسلواکی

بستن
ورود
Welsh
Welsh
[اسم]

the original language of Wales

زبان ولزی

زبان ولزی

بستن
ورود
Polish
Polish
[اسم]

Poland's official language

زبان لهستانی

زبان لهستانی

Ex: Polish uses a Latin-based alphabet with unique diacritical marks. 

لهستانی از الفبای مبتنی بر لاتین با نشانه‌های دیاکریتیک منحصر به فرد استفاده می‌کند.

بستن
ورود
Finnish
Finnish
[اسم]

one of Finland's official languages

زبان فنلاندی

زبان فنلاندی

Ex: Finnish has 15 grammatical cases, making it challenging for new learners. 

زبان فنلاندی دارای ۱۵ حالت دستوری است که یادگیری آن را برای نوآموزان چالش‌برانگیز می‌کند.

بستن
ورود
Persian
Persian
[اسم]

someone who is from or resides in Iran, or a person of Iranian descent

فارسی, ایرانی

فارسی, ایرانی

بستن
ورود
Norwegian
Norwegian
[اسم]

one of the Norway's official languages

زبان نروژی

زبان نروژی

Ex: She is fluent in both Norwegian and English. 

او به هر دو زبان نروژی و انگلیسی مسلط است.

بستن
ورود
Danish
Danish
[اسم]

the official language of Denmark, spoken by the majority of the population

زبان دانمارکی

زبان دانمارکی

Ex: He studied Danish at university to better understand Scandinavian literature. 

او در دانشگاه دانمارکی خواند تا ادبیات اسکاندیناوی را بهتر بفهمد.

بستن
ورود
Thai
Thai
[اسم]

the official language of Thailand

زبان تایلندی

زبان تایلندی

بستن
ورود
Mandarin
Mandarin
[اسم]

China's official language, which is the standard form of Chinese

زبان ماندارین (چینی)

زبان ماندارین (چینی)

Ex: He practiced speaking Mandarin with a tutor to improve his language skills. 

او برای بهبود مهارت‌های زبانی خود با یک معلم ماندارین صحبت کرد.

بستن
ورود
Irish
Irish
[اسم]

the Celtic language spoken by some in Ireland

زبان ایرلندی

زبان ایرلندی

Ex: Many signs in Ireland are bilingual, displaying both English and Irish to promote the use of the native language. 

بسیاری از تابلوها در ایرلند دو زبانه هستند، هم انگلیسی و هم ایرلندی را نمایش می‌دهند تا استفاده از زبان بومی را ترویج کنند.

بستن
ورود
Scot
Scot
[اسم]

someone who is from Scotland

آدم اسکاتلندی

آدم اسکاتلندی

Ex: She’s a proud Scot who often speaks about her Scottish heritage. 

او یک اسکاتلندی مغرور است که اغلب در مورد میراث اسکاتلندی خود صحبت می‌کند.

بستن
ورود
Cantonese
Cantonese
[اسم]

a dialect of Chinese spoken in Southern China, which is also the official language of Hong Kong

زبان کانتونی (گونه‌ای از زبان چینی)

زبان کانتونی (گونه‌ای از زبان چینی)

بستن
ورود
Iranian
Iranian
[اسم]

a person who is a native or descendant of Iran

ایرانی

ایرانی

بستن
ورود
LanGeek
دانلود اپلیکشن LanGeek