کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 3 - 3A
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "کاردیگان"، "نور"، "گاهی اوقات" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the things we wear to cover our body, such as pants, shirts, and jackets

لباس, پوشاک
من باید لباسهایم را بشویم قبل از اینکه بتوانم دوباره بپوشم.
a type of strong shoe that covers the foot and ankle and often the lower part of the leg

پوتین, چکمه
من چکمههایم را پوشیدم تا در پارک برفی قدم بزنم.
a type of soft flat hat with a visor, typically worn by men and boys

کلاه (لبهدار)
او کلاه خود را به نشانه احترام به زن سالخورده کج کرد.
a type of jacket that is made of wool, usually has a knitted design, and its front could be closed with buttons or a zipper

ژاکت کشبافت, ژاکت پشمی
پروفسور در طول سخنرانیها یک کاردیگان تویید روی پیراهن و کراواتش میپوشید.
a piece of clothing with long sleeves, worn outdoors and over other clothes to keep warm or dry

پالتو, کت بلند
من نیاز دارم یک کت جدید برای فصل آینده بخرم.
a piece of clothing worn by girls and women that is made in one piece and covers the body down to the legs but has no separate part for each leg

لباس زنانه
من نیاز دارم که تو به من کمک کنی یک لباس پیدا کنم که با کفش های جدیدم هماهنگ باشد.
a piece of clothing often with a brim that we wear on our heads, for warmth, as a fashion item or as part of a uniform

کلاه
پدرم همیشه قبل از ورود به خانه کلاه خود را روی قلاب کنار در میگذارد.
a short item of clothing that we wear on the top part of our body, usually has sleeves and something in the front so we could close it

کاپشن, کت
وقتی وارد ساختمان گرم شد، ژاکت خود را باز کرد.
pants made of denim, that is a type of strong cotton cloth, and is used for a casual style

شلوار جین
او سوراخهای شلوار جین قدیمی خود را وصله کرد تا بیشتر دوام بیاورد.
a dress with no sleeves or collar that is worn over other garments

سارافون
ژاکت قرمزی که او خرید برای پوشیدن روی بلوزهای مختلف عالی بود.
stretchy pants that fit the legs closely, usually worn by women

شلوار جذب, لگ
لگینگها از پارچه نرم ساخته شده بودند و تمام روز راحت بودند.
a piece of cloth, often worn around the neck or head, which can be shaped in a square, rectangular, or triangular form

شال, شالگردن
او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.
something that we wear to cover and protect our feet, generally made of strong materials like leather or plastic

کفش
او بندهای کفش خود را محکم بست تا مطمئن شود کفشهایش در نمیآیند.
a piece of clothing for girls or women that fastens around the waist and hangs down around the legs

دامن
او یک دامن تا زانو برای اداره انتخاب کرد.
a soft item of clothing we wear on our feet

جوراب
من هر صبح یک جفت جوراب تمیز میپوشم.
a casual short-sleeved shirt with no collar, usually made of cotton

تیشرت
من میخواهم تیشرتم را اتو کنم تا تمیز و بدون چروک به نظر برسد.
a long and narrow piece of fabric tied around the collar, particularly worn by men

کراوات
او قبلاً با کت و شلوار رسمی خود یک کراوات ابریشمی میپوشید.
a loose and warm pair of pants and matching jacket worn casually or for doing exercise

گرمکن (ورزشی)
لباس ورزشی از پارچه قابل تنفس ساخته شده بود که آن را برای فعالیتهای بیرونی ایدهآل میکرد.
a sports shoe with a rubber sole that is worn casually or for doing exercise

کفش کتانی, کفش ورزشی
فروشگاه انتخاب گستردهای از کفشهای ورزشی داشت، از سبکهای ورزشی گرفته تا طرحهای معمولی.
a piece of clothing that covers the body from the waist to the ankles, with a separate part for each leg

شلوار
شلوار او خیلی بلند بود، بنابراین تصمیم گرفت آن را برای تغییرات به خیاط ببرد.
a loose jacket or shirt and pants worn in bed

لباسخواب
من همیشه پیژامه مورد علاقهام را وقتی به تعطیلات میروم با خودم میبرم.
at all times, without any exceptions

همیشه
ساعت همیشه به طور یکنواخت تیک تاک میکند.
not at any point in time

هرگز, هیچوقت
آنها هرگز با وجود برنامهریزی همیشگی، از اروپا دیدن نکردند.
on many occasions

اغلب, بیشتر وقتها
او اغلب قبل از خواب کتاب میخواند.
on some occasions but not always

گاهی, بعضی وقتها
فروشگاه گاهی اوقات تخفیفهایی روی برخی اقلام ارائه میدهد.
in most situations or under normal circumstances

معمولاً
آنها معمولاً در روزهای گرم به ساحل میروند تا شنا کنند.
(of color) having less intensity, often because of a small amount of pigment

روشن
گلهای باغ ترکیبی زیبا از رنگهای روشن و پرجنب و جوش بودند.
(of a color) having a deep or intense hue

تیره
دیوارها به رنگ سبز تیره رنگ آمیزی شده بودند، که به اتاق حس دنجی میداد.
having a pale, light brown color like sand

بژ
گربه روی فرش بژ حلقه زد، کاملاً با رنگهای خنثی آن ترکیب شد.
having the color that is the darkest, like most crows

سیاه, مشکی
موهایش قبلاً بلوند بود، اما الان سیاه است.
having the color of chocolate ice cream

قهوهای
چشمهایش به رنگ قهوهای گرم بود، مثل شکلات ذوب شده.
having the color of the ocean or clear sky at daytime

آبی
آسمان آبی صاف و زیبا بود.
having a light yellowish-white color

کرم (رنگ)
گلدان عتیقه یک لعاب کرم رنگ داشت که به آن ظاهری قدیمی و بیزمان میداد.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
قورباغه سبز از یک برگ نیلوفر آبی به دیگری پرید.
having the color of carrots or pumpkins

نارنجی
پدرم به خورشید نارنجی خیره شده بود، در حالی که داشت غروب میکرد.
having the color of strawberry ice cream

صورتی
او لاک ناخن صورتی پوشید تا با لباسش هماهنگ باشد، احساس زیبایی و اعتماد به نفس میکرد.
having the color of most ripe eggplants

بنفش
او از یک خودکار بنفش برای نوشتن در دفتر خاطراتش استفاده کرد.
having the color of tomatoes or blood

قرمز
رژلب دوستم قرمز بود و لبهایش را برجسته میکرد.
having a bluish-purple color

بنفش
دیوارهای اتاق او به رنگ بنفش ملایم رنگ آمیزی شده بود.
having the color that is the lightest, like snow

سفید
لباس عروس عروس سفید است.