کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 8 - 8A
در اینجا واژگان واحد 8 - 8A در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نوشیدن"، "سینما"، "دویدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to move or travel in order to do something specific

رفتن (و کاری کردن), برای انجام کاری رفتن
من میروم تا پست را بیاورم در حالی که تو شام را آماده میکنی.
two pieces of bread with cheese, meat, etc. between them

ساندویچ
من یک ساندویچ خوشمزه بوقلمون و پنیر برای ناهار درست کردم.
to move forward at a regular speed by placing our feet in front of each other one by one

راه رفتن, قدم زدن
بعد از باران شدید، راه رفتن روی مسیر گلی چالشبرانگیز بود.
to move using our legs, faster than we usually walk, in a way that both feet are never on the ground at the same time

دویدن
من مجبور شدم بدوم تا مطمئن شوم که قطار را از دست ندهم.
to put water, coffee, or other type of liquid inside of our body through our mouth

نوشیدن
برادرش عادت داشت آب پرتقال تازه فشرده را بنوشد.
a drink made by mixing hot water with crushed coffee beans, which is usually brown

قهوه
من روزم را با یک فنجان قهوه سیاه شروع میکنم تا بیدار شوم.
a building or place that sells goods or services

مغازه
فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتیهای دستساز میفروشد.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
من از پیکنیک رفتن در پارک با خانوادهام لذت میبرم.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
باشگاه ورزشی بعد از کار شلوغ بود.