کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 11 - 11C
در اینجا واژگان واحد 11 - 11C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "حسادت"، "نازک"، "چمن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a place with a few rooms in which people live, normally part of a building with other such places on each floor

آپارتمان
آپارتمان منظره زیبایی از پارک دارد و نور طبیعی زیادی از پنجرهها به داخل میتابد.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
(of people or animals) weighing much more than what is thought to be healthy for their body

چاق, having too much body weight
او به انحناهای بدنش افتخار میکند و به هیچکس اجازه نمیدهد به خاطر چاق بودنش احساس بدی به او دهد.
(of people or animals) weighing less than what is thought to be healthy for their body

لاغر, نحیف
او در کودکی لاغر بود اما از آن زمان به وزن سالمتری رسیده است.
furniture we use to sleep on that normally has a frame and mattress

تختخواب
من دوست دارم روی تخت راحت خودم بخوابم.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
گربه در نور گرم خورشید که از پنجره میآمد دراز کشیده بود.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
من یک کت گرم پوشیدم تا خودم را از باد سرد محافظت کنم.
a small animal that has soft fur, a tail, and four legs and we often keep it as a pet

گربه
گربه من روی پیشخوان آشپزخانه پرید.
(of food) recently harvested, caught, or made

تازه
او یک سیب تازه از درخت چید، آماده برای خوردن.
a type of food made from flour, water and usually yeast mixed together and baked

نان
سارا یک نان موزی خانگی پخت که بوی خوشمزهای داشت.
living in the later stages of life

پیر, مسن
او بالاخره به اندازه کافی پیر شده است که رانندگی کند و نمیتواند صبر کند تا گواهینامهاش را بگیرد.
containing sugar or having a taste that is like sugar

شیرین
من قهوهام را با کمی خامه شیرین دوست دارم.
needing a lot of skill or effort to do

سخت, دشوار
نوشتن یک رمان میتواند سخت باشد، زیرا به خلاقیت، انضباط و پشتکار نیاز دارد.
furniture with a back and often four legs that we can use for sitting

صندلی
یک صندلی کشیدم تا به گفتگو بپیوندم.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
قورباغه سبز از یک برگ نیلوفر آبی به دیگری پرید.
a plant with thin, short, and green upright leaves, commonly found in gardens, parks, etc.

چمن
بچهها روی چمن سبز و نرم در پارک بازی کردند.
a flat, typically round dish that we eat from or serve food on

بشقاب
او یک بشقاب تمیز برای دسر به من داد.
a category of travel service offered by airlines, trains, etc., that is better than economy but not as luxurious as first class, particularly for those traveling on business

کلاس تجاری (هواپیما، قطار و...), بیزنس کلاس
مسافران در کلاس تجاری معمولاً صندلیهای بزرگتر و فضای بیشتری برای پاها دارند.
for a great amount of time

طولانی (زمان)
انتظار میرود اثرات دارو طولانی مدت باشد.
the act or period of staying in one place with the expectation of something happening or someone arriving

انتظار, منتظر
صبر او با انتظار طولانی برای شروع کنسرت آزمایش شد.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
a drink that is alcoholic and mostly made from grape juice

شراب
کارخانه شراب سازی انواع شرابها از جمله مرلو غنی تولید کرد.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
having more of a good quality

بهتر
ویرایش تجدید نظر شده کتاب بهتر است، بینشها و اطلاعات اضافی ارائه میدهد.
a place or an area that can be seen, and is usually beautiful

منظره
اتاق هتل منظره خیره کنندهای به ساحل داشت.
of inferior quality, less satisfactory, or less pleasant compared to something else

بدتر
آخرین رمان او بدتر از رمانی است که سال گذشته منتشر کرد.
to feel unhappy or irritated because someone else has something that one desires

حسادت کردن
او به ماشین جدید همسایهاش حسادت میکند و آرزو میکند که بتواند یکی مثل آن را بخرد.
not having any bacteria, marks, or dirt

تمیز
او از یک پارچه تمیز برای پاک کردن مبلمان گردآلود استفاده کرد.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
no longer used, supported, etc. by the general public, typically belonging to an earlier period in history

قدیمی, دمده
نگاه او به روابط برای دنیای امروز کمی منسوخ است.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
gentle to the touch

نرم
پوست نوزاد به نرمی پر بود.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
عادتهای بد میتوانند سخت ترک شوند.
related to the most recent time or to the present time

نوین, مدرن
مستند به بررسی چالشهای پیش روی جامعه مدرن میپردازد.
(of clothes, furniture, etc.) unpleasant to use or wear

آزاردهنده
صندلی قدیمی آنقدر ناراحت بود که هیچکس نمیخواست روی آن بنشیند.
having a pleasantly mild, low temperature

خنک, کمی سرد
نسیم خنک دریا روز گرم را دلپذیرتر کرد.
owning a very small amount of money or a very small number of things

فقیر, ندار
گدا فقیر در خیابان نشسته بود و از رهگذران کمک میخواست.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
تلویزیون در اتاق نشیمن بسیار بزرگ است.
