واژگان برای IELTS General (نمره 5) - کیفیت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کیفیت را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
superior to others in terms of excellence

برجسته, نمونه، سرآمد، ممتاز
دانشجو به دلیل تحقیق جامع خود نمره عالی در تکلیف دریافت کرد.
extremely great or large

فوقالعاده, باورنکردنی
استعداد فوقالعاده او در آواز خواندن تماشاگران را مسحور کرد.
extremely impressive and attractive

فوقالعاده, محشر
فیزیک عالی بازیگر نگاههای تحسینبرانگیز همه کسانی که او را روی فرش قرمز دیدند به خود جلب کرد.
completely without mistakes or flaws, reaching the best possible standard

عالی, بینقص، تماموکمال
جیمی دانشآموز کامل است، همیشه در کلاس توجه میکند.
causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
او در کنسرت اجرایی تحسینبرانگیز داشت.
worth noticing, especially because of being unusual or extraordinary

فوق العاده, قابل توجه، استثنایی
اختراع قابل توجه شیوه ارتباط مردم را متحول کرد.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
extremely great and amazing

فوقالعاده, خارقالعاده
حس عالی او در استایل در لباسهای هماهنگ و توجه به جزئیاتش آشکار بود.
of a low quality or standard

بیکیفیت, باکیفیت پایین
عملکرد او در امتحان ضعیف بود، و به زودی قبول شد.
(of a thing) not pleasing or satisfying enough

غیر قابل قبول, نارضایتبخش
تاخیر در تحویل غیرقابل قبول بود، و ما مجبور شدیم سفارش را لغو کنیم.
having no possibility or expectation of improvement or success

ناامیدکننده, مأیوسکننده
وضعیت بیمار توسط تیم پزشکی ناامیدکننده ارزیابی شد.
having no meaningful value, impact, or utility

بیارزش, بهدردنخور
ارز تقلبی کاغذی بیارزش از آب درآمد.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
ماشین صدای وحشتناکی تولید کرد، بنابراین آن را به مکانیک بردند.
extremely bad or unpleasant

بسیار بد, افتضاح
غذا در رستوران وحشتناک بود و طعم بدی در دهانم باقی گذاشت.
very bad, often causing one to feel angry or annoyed

وحشتناک, مخوف
غذای رستوران وحشتناک بود، و ما تصمیم گرفتیم که هرگز بازنگردیم.
extremely unpleasant or bad

افتضاح, بسیار بد
طعم وحشتناک دارو بلعیدن آن را دشوار کرد.
not liked or enjoyed

ناخوشایند, نامطبوع
اخبار تعدیل نیرو یک جو ناخوشایند در دفتر ایجاد کرد.
very good in quality or other traits

عالی, فوقالعاده
او یک پیانیست عالی است که بسیاری از مسابقات را برنده شده است.
plain, ordinary, or without any special or noticeable features

خنثی, معمولی
تن صدای خنثی او هیچ اشارهای به احساسات واقعیاش نمیکرد.
