واژگان برای IELTS General (نمره 5) - پاسخهای عاطفی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پاسخهای عاطفی را که برای آزمون General Training IELTS لازم است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
providing amusement, often through humor, drama, or skillful performance

سرگرمکننده
حقههای سرگرمکننده جادوگر هم کودکان و هم بزرگسالان را به حیرت انداخت.
encouraging action or effort by providing energy, drive, or enthusiasm

انگیزهبخش
عملکرد انگیزهبخش تیم در نیمه اول، جمعیت را تشویق کرد تا حتی بلندتر تشویق کنند.
bringing about strong emotions, often causing feelings of sympathy or warmth

تأثیرگذار
کلمات تشویقآمیز تکاندهنده از یک غریبه روز او را روشن کرد.
providing a sense of satisfaction or reward

رضایتبخش, لذتبخش، دلپذیر
بازخورد مثبت مشتریان، کار سخت روی پروژه را به ویژه رضایتبخش کرد.
(of an activity) making one feel satisfied by giving one a desirable outcome

پرثمر, مفید، رضایتبخش
داوطلب شدن در پناهگاه محلی یک تجربه پاداشدهنده است، زیرا به افراد اجازه میدهد تأثیر مثبتی بر جامعه خود بگذارند.
bringing a deep sense of satisfaction or happiness

رضایتبخش
داوطلب بودن در پناهگاه هر هفته برای او یک تجربه رضایتبخش فراهم میکند.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
تواناییهای داستانگویی او مسحورکننده است، با هر کلمه شنوندگان را جذب میکند.
very enjoyable or pleasant

لذتبخش, دلپذیر، خوشایند
نمایشگاه هنر یک سورپرایز دلپذیر بود.
producing feelings of motivation, enthusiasm, or admiration

الهامبخش
معلم یک درس الهامبخش داد که عشق به علم را در دانشآموزانش برانگیخت.
causing great happiness

لذتبخش, مسرتبخش
خبر خوشحالکننده ارتقای او به سرعت بین همکارانش پخش شد.
giving satisfaction and enjoyment

لذتبخش, لذیذ
عطر نان تازه پخته شده برای حواس لذت بخش بود.
fulfilling a want or a requirement, and bringing a feeling of accomplishment or enjoyment

راضیکننده, رضایتبخش
پختن یک وعده غذایی خوشمزه از ابتدا میتواند به طرز باورنکردنی رضایتبخش باشد.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
unexpected or extreme enough to cause intense surprise or disbelief

تکاندهنده, شوکهکننده
رفتار تکاندهنده او در مهمانی همه دوستانش را متعجب کرد.
causing one to feel fear

ترسناک, وحشتناک
درک ترسناک این که آنها پاسپورتهای خود را در یک کشور خارجی گم کردهاند، به آنها دست داد.
extremely unpleasant

چندشآور, حالبهمزن
این یک نظر منزجرکننده برای گفتن در جمع بود.
not fulfilling one's expectations or hopes

ناامیدکننده, مأیوسکننده
واکنش او به هدیه به طور شگفتآوری ناامیدکننده بود.
causing slight anger

آزاردهنده, اعصابخردکن
عادت آزاردهنده ضربه زدن مداوم به پایش در طول جلسه حواس همه را پرت کرد.
failing to attract attention or interest

خستهکننده, کسلکننده
خاطرات بیعلاقه او نتوانست گفتگو در مهمانی شام را زنده کند.
causing a person to become filled with fear

وحشتناک, ترسناک
در فورانهای آتشفشانی زیبایی وحشتناکی وجود دارد.
making one feel sad and hopeless

افسردهکننده, غمانگیز
تماشای مستند درباره فقر در جهان تجربهای افسردهکننده بود.
experiencing or expressing sadness or a general sense of unhappiness

فاقد پتانسیل, مأیوسکننده
او پس از شنیدن خبر بد، حالتی غمگین داشت.
causing sadness, anger, or concern

نگرانکننده, ناراحتکننده
پایان فیلم به طور غیرمنتظرهای ناراحتکننده بود.
causing intense sadness, distress, or emotional pain

دلخراش, جانسوز
منظره خانه ویران شده واقعاً دلخراش بود.
causing feelings of discomfort, sadness, or anxiety

آزاردهنده, ناراحتکننده
شنیدن درباره حادثه برای او ناراحت کننده بود، زیرا او قربانیان را شخصاً میشناخت.
causing someone to lose hope or courage

دلسردکننده
دیدن این همه زباله در پارک زیبا دلشکن بود.
providing a calming or comforting sensation that helps to relieve or lessen pain or discomfort

آرامشبخش, تسکیندهنده
احساس خنک ژل آلوئه ورا تسکین آرامشبخش برای پوست آفتابسوخته او فراهم کرد.
