واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - وزن و ثبات
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وزن و پایداری را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
thick or heavy in a chemical context

سنگین
فوم متراکم در تشک پشتیبانی عالی ارائه میدهد.
difficult to move or manage due to bulk

کند و سنگین
او یک چرخش سنگین در کامیون بزرگ انجام داد.
impossible or difficult to destroy or damage

غیر قابل شکستن, نشکن
قرارداد شکستناپذیر تضمین میکرد که هر دو طرف توسط شرایط آن مقید باشند.
firmly secured in one position and unable to move or change

ثابت در محل خود
دژ باستانی در برابر محاصره دشمن استوار ایستاد، دیوارهایش تسلیمناپذیر بودند.
fixed in an unchangeable position

غیر قابل حرکت
با وجود طوفان، فانوس دریایی روی صخره ثابت ایستاد.
firm in a way that cannot be destroyed or changed

تزلزلناپذیر
علیرغم رسواییها، او در نظرسنجیها موضعی تزلزلناپذیر داشت.
physically strong and tough, able to endure hard work or harsh conditions

قوی (از نظر فیزیکی)
راهنمایان کوهستان به پاهای محکم نیاز دارند تا روزانه مسیرهای شیبدار را بالا بروند.
built to endure stress or wear without breaking or being easily damaged

بادوام
طراحی مستحکم گوشی هوشمند آن را در برابر افتادن و ضربههای تصادفی مقاوم کرد.
weighing very little

سبک
این کیک اسفنجی سبک در دهان شما آب میشود.
easily harmed or destroyed

زودشکن
اثر هنری ظریف پشت شیشه در موزه محافظت میشد.
weak and likely to be destroyed or damaged

شکستنی
شاخههای درخت شکننده زیر وزن یخ شکستند.
uncertain about the exact details of something

نامطمئن
خاطره من از آن رویداد مبهم است، سالها پیش بود.
likely to break due to the lack of strength or durability

ضعیف و ناپایدار, بیدوام
پارچه شکننده با یک کشش جزئی به راحتی پاره شد.
easily damaged or destroyed

شکستنی
عتیقههای شکننده نمایش داده شده در نمایشگاه موزه توسط محفظههای شیشهای محافظت میشوند.
to lose weight

وزن کم کردن
به عنوان بخشی از سفر سلامتی خود، او تصمیم گرفت به آرامی در طول چند ماه لاغر شود.
strongly built or solid in nature

قوی و بادوام
رابطه آنها بر پایههای محکم بنا شده بود، که آن را در زمانهای سخت قابل توجه و انعطافپذیر میکرد.
having the ability to return to its original shape or position after being stretched or compressed

انعطافپذیر, کشسان
فنرهای انعطافپذیر در تشک حمایت و راحتی را فراهم میکنند.
able to resist wear, damage, or decay

ماندگار
مبلمان بادوام حتی با استفاده روزانه سنگین نیز دوام میآورد.
able to stay on the surface of a liquid or drift in the air due to having little weight

شناور
او یک لباس تابستانی سبک پوشیده بود که در نسیم موج میزد.
lacking firmness and strength

ضعیف
پرچم قدیمی در روز بیباد شل آویزان بود.
unwilling to change or give in

سازشناپذیر
صداقت بیکموکاست او گاهی احساسات مردم را جریحهدار میکرد.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد | وزن و ثبات | افزایش در مقدار |
| کاهش مقدار | شدت | زمان و مدت | فضا و مساحت |
| شکلها | سرعت | اهمیت | بیاهمیتی |
| قدرت و نفوذ | منحصر به فرد بودن | جامعه | پیچیدگی |
| کیفیت بالا | کیفیت پایین | ارزش | چالشها |
