known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
a person who writes music as their profession

آهنگساز
بتهوون یک آهنگساز مشهور بود که به خاطر آثار عمیق و پیچیدهاش شناخته میشد.
to be alive, particularly during a certain period of time

زندگی کردن, وجود داشتن، زنده بودن
او درخشان ترین دانشمندی است که تا به حال زیسته.
a period of one hundred years

قرن
قرن نوزدهم با پیشرفتهای صنعتی قابل توجهی مشخص شد.
brought to this world through birth

متولدشده, بهدنیاآمده
دختر تام زودتر از موعد به دنیا آمد اما به کودکی سالم و شاد تبدیل شد.
the fifth month of the year, after April and before June

ماه مه, ماه مِی
مه ماهی از شروعهای جدید و فرصتهای تازه است.
a country located in Eastern Europe and Northern Asia

روسیه
کرملین در مسکو به عنوان اقامتگاه رسمی رئیس جمهور روسیه خدمت میکند و نماد قدرت سیاسی کشور است.
to like something or enjoy doing it a lot

لذت بردن, بسیار دوست داشتن
او عاشق بستنی است.
to persuade a person to do something by making them think it is good for them or by making it easier

متقاعد کردن
والدینش او را تشویق کردند که به دنبال رویاهایش برود، حتی اگر سخت به نظر میرسیدند.
to perform music on a musical instrument

نواختن, زدن (آلات موسیقی)
در کافه، یک تریو جاز مینواخت.
to engage in formal learning or education at a school, college, or university

درس خواندن
پس از دبیرستان، او به تحصیل در یک کالج پزشکی معتبر ادامه داد.
the academic subject that studies legal systems and principles

حقوق
برنامه حقوق از دانشجویان میخواهد که پروندههای مهم دادگاهی را که اصول حقوقی مهمی را پایهگذاری کردهاند، تحلیل کنند.
to do certain physical or mental activities in order to achieve a result or as a part of our job

کار کردن
او با اشتیاق کار میکند تا تغییری در جهان ایجاد کند.
the group of politicians in control of a country or state

دولت
پس از انتخابات، دولت جدید وعده داد که بر کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی تمرکز کند.
to compose a musical piece

آهنگسازی کردن, سرودن (ترانه)
آنها قصد دارند برای ارکستر یک سمفونی بنویسند.
a complete written or arranged set of musical notes and sounds created to be played or sung

ترکیب موسیقی, اثر موسیقی
ترکیب موسیقیایی که او ساخت از طبیعت الهام گرفته بود.
to write a musical piece

آهنگسازی کردن
به عنوان بخشی از تکالیف درسیش، از دانشجوی موسیقی خواسته شد که یک قطعه کوتاه برای ویولن سولو بنویسد.
used to express that something happens continuously from the beginning to the end of a period of time

در طول, طی، حین
موزه تورهای راهنما در طول ساعات خاصی از روز ارائه میدهد.
a long and sophisticated musical composition written for a large orchestra, in three or four movements

(قطعه موسیقی) سمفونی
صدای ملایم جیرجیرکها در روستای آرام به یک سمفونی شبانه تبدیل شد.
a genre of music and theater that combines singing, acting, and orchestral accompaniment to convey dramatic stories

اپرا
music composed specifically to accompany a ballet performance

موسیقی باله, پارتیتور باله
چایکوفسکی برای چند باله معروف موسیقی نوشت.
to establish a logical or causal relationship between ideas, events, or concepts

ارتباط دادن
مطالعه پژوهشی با هدف اتصال رفتار اجتماعی با عوامل محیطی برای شناسایی الگوها انجام شده است.
a difficult and new task that puts one's skill, ability, and determination to the test

چالش
مسابقه ریاضی یک چالش واقعی برای دانش آموزان ارائه داد.
the unique personality that persists within an individual

هویت
آنها برای حفظ هویت فرهنگی خود در یک کشور خارجی تلاش کردند.
the stress or challenges that come from the demands of meeting goals or managing responsibilities

فشار, استرس
خانوادهها اغلب از افزایش هزینههای زندگی احساس فشار میکنند.
people in general, considered as an extensive and organized group sharing the same laws

جامعه, اجتماع
نقش آموزش در شکلدهی به ارزشها و هنجارهای یک جامعه حیاتی است.
to continue to be in a particular condition or state

ماندن
بهروزرسانی نرمافزار تضمین میکند که سیستم از آسیبپذیریها در امان بماند.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
او فقط یک موسیقیدان نیست، بلکه یک ترانهسرای بااستعداد نیز هست.
to give a performance of something such as a play or a piece of music for entertainment

اجرا کردن
کمدین در مقابل مخاطبان زیادی اجرا کرد.
a period when schools and businesses are closed for celebration or relaxation

تعطیلات, تعطیلات رسمی
دانشآموزان مشتاقانه منتظر تعطیلات دسامبر هستند.
a strong feeling such as love, anger, etc.

احساس, عاطفه
چشمانش پر از اشک شد در حالی که موجی از احساسات بر او غلبه کرد.
very beautiful or attractive

دوستداشتني, جذاب
او یک لباس دلانگیز به مهمانی پوشید.
the arrangement or succession of single musical notes in a tune or piece of music

ملودی, آهنگ
او در حالی که در خیابان راه میرفت و در افکارش غرق شده بود، ملودی را برای خودش زمزمه میکرد.
to regard someone or something in a certain way

فرض کردن, در نظر گرفتن
او خود را خوشبخت میداند که چنین خانوادهی حمایتگری دارد.
