Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (1)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 18 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to introduce a new topic or information that is related to the ongoing conversation

راستی
ما در حال بحث در مورد برنامههای پروژه آیندهمان هستیم. راستی، آیا در مورد جلسه آموزش هفته آینده شنیدهاید؟
physically feeling relaxed and not feeling pain, stress, fear, etc.

راحت, آسوده
او در ننو راحت به نظر میرسید، از نسیم ملایم لذت میبرد.
to move someone or something indoors

داخل آوردن
نگهبان امنیتی همه را از منطقه انتظار به داخل آورد در طول طوفان.
more than enough or the amount needed

اضافی
بعد از مهمانی غذا اضافی باقی مانده بود، به اندازهای که برای روزها کافی باشد.
a place in a plane, train, theater, etc. that is designed for people to sit on, particularly one requiring a ticket

صندلی, جا
او یک صندلی نزدیک به خروجی برای خروج سریع پس از رویداد انتخاب کرد.
something that has been crushed or flattened

لهشده
گلهای خرد شده هنوز بوی شیرین و ملایمی داشتند.
to willingly provide help or support without being asked or paid

داوطلب شدن, به طور داوطلبانه کمک کردن
او خدمات خود را برای تعمیر سقف مرکز جامعه داوطلبانه ارائه داد.
information that should be kept in mind when making a decision

ملاحظه, در نظر گرفتن
extremely important or essential

حیاتی, مهم
زمانبندی برای موفقیت برنامه حیاتی بود.
to be connected to or about a particular subject

مربوط بودن به, ارتباط داشتن با، ربط داشتن به
فیلم مستند به چالشهای محیط زیستی که سیاره ما با آن روبرو است مرتبط میشود.
a plentiful or abundant amount of something

مقدار زیاد, کلی
کشاورز زیادی سیب در این فصل برداشت کرد، بیش از هر زمان دیگری.
to occur at a specific time or location

رخ دادن, صورت گرفتن
to offer educational programs or courses to individuals to participate in

برگزار کردن (کلاس، کنفرانس، و غیره)
سازمان یک برنامه آموزشی برای کارآفرینان مشتاق اجرا میکند.
to be likely to develop or occur in a certain way because that is the usual pattern

تمایل داشتن
مردم آن منطقه به دلیل تأثیرات فرهنگی متنوع خود تمایل دارند به چندین زبان مسلط باشند.
to continue doing something, especially after being interrupted

ادامه دادن, پیگیری کردن
بعد از استراحت، تیم ادامه داد به کار در دست.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to have or include a variety of what is mentioned

متغیر بودن, دامنه داشتن، گستره داشتن
علایق او از ادبیات و هنر تا فعالیتهای فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ گسترده است.
the knowledge, skills, and understanding gained from performing jobs or tasks in a professional setting

تجربه کاری, سابقه کار
تجربه کاری او شامل پنج سال در بازاریابی است.
extremely important or necessary

حیاتی, بسیار مهم
تصمیم حیاتی او برای سرمایهگذاری زودهنگام در شرکت بسیار سودآور از آب درآمد.
anything or everything

هرچه, هر
شما میتوانید هر رنگی که دوست دارید انتخاب کنید.
appropriate for a certain situation or purpose

مناسب
مدارک او او را به یک نامزد مناسب برای این سمت تبدیل کرد.
causing mental or emotional strain or worry due to pressure or demands

پراسترس, پرتنش
مصاحبه شغلی برای او تجربهای استرسزا بود.
to regard highly and consider something as important, beneficial, or worthy of appreciation

ارج نهادن
تیم، مشارکتهای فردی را ارزشمند دانسته تا محیط کاری مشارکتی را تقویت کند.
time and effort that a person persistently puts into something that they value, such as a job or goal

تعهد, تخصیص وقت و انرژی
فداکاری ورزشکار در تمرین با مدال طلا جواب داد.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
to want to do or have something

آرزو کردن
او آرزو دارد مهارت های خود را در نقاشی با گذراندن یک کلاس بهبود بخشد.
used to show that something is the case and nothing more

فقط
پاسخ به سادگی این است که کار هنوز تکمیل نشده است.
to assemble money or resources, particularly in order to achieve or create something

جمعآوری کردن (پول یا منابع)
او در تلاش بود تا 20،000 دلار جمعآوری کند.
the ability to use imagination in order to bring something new into existence

خلاقیت, ابتکار
to set aside a portion of time for a specific activity, task, or purpose

وقت گذاشتن
working without pay

داوطلبانه
طبیعت داوطلبانه خدمات به این معنی بود که هیچ کس برای وقت خود پولی دریافت نکرد.
to try to find something or someone

به دنبال چیزی یا کسی بودن, جستوجو کردن
آنها قبل از بازگشت به خانه به دنبال جایی برای خوردن غذا گشتند.
a group of people who work together for a particular reason, such as a business, department, etc.

سازمان
سازماندهی مناسب کلید یک رویداد موفق است.
