a car having a closed body with two or four doors and a separated trunk in the back

خودرو سواری
نمایندگی سدانها را در رنگها و مدلهای مختلف ارائه میدهد.
the space at the back of an automobile in which different things can be put

صندوقعقب
فضای داخل صندوق عقب سدان به اندازه کافی برای تمام وسایل کمپینگ آنها گشاد بود.
suitcases or other bags, containing our clothes and things, that we carry when we are traveling

چمدان, بار
شرکت هواپیمایی چمدانهای من را در حین انتقال گم کرد، اما روز بعد آن را به هتل من تحویل داد.
(of an object) making you feel relaxed because of it is warm or soft and does not hurt the body

راحت (لباس و ...)
او برای بعدازظهر تنبل یکشنبه، هودی راحت و شلوار راحتی انتخاب کرد.
suitable or practical for regular, daily use, rather than for special occasions

روزمره, معمولی
کیف روزمره او گشاد و کاربردی است، ایدهآل برای حمل تمام وسایل ضروریاش.
an important or distinctive aspect of something

ویژگی, مشخصه، خصیصه
مقاله مجله تکنیکهای آشپزی نوآورانه سرآشپز را به عنوان یک ویژگی کلیدی موفقیت رستوران برجسته کرد.
a system that controls the temperature and humidity in a house, car, etc.

تهویه هوا
تهویه مطبوع در ماشین در طول سفر جادهای طولانی نجاتبخش بود.
a device that is used for listening to programs that are broadcast

رادیو
ما از گوش دادن به رادیو در طول سفرهای جادهای لذت میبریم.
a belt in cars, airplanes, or helicopters that a passenger fastens around themselves to prevent serious injury in case of an accident

کمربند ایمنی
کمربند ایمنی راننده او را از آسیب جدی در حین تصادف نجات داد.
ready for being used or acquired

در دسترس, موجود
ما اسناد لازم را برای دانلود در وبسایت خود قابل دسترس کردهایم.
a country in North America that has 50 states

ایالات متحده (آمریکا)
ایالات متحده کشوری است واقع در آمریکای شمالی.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
دفتر اصلی شرکت در مرکز شهر واقع شده است.
a journey that you take for fun or a particular reason, generally for a short amount of time

سفر
او برای خرید چند مورد ضروری به یک سفر خرید سریع به مرکز خرید رفت.
a flammable gas used mainly as a fuel

گاز
ما مجبور شدیم به شرکت گاز زنگ بزنیم چون بوی نشت گاز میداد.
a satellite system that shows a place, thing, or person's exact position using signals

جیپیاس, سامانه موقعیتیاب جهانی
the system through which different devices can be connected to each other over short distances wirelessly using radio waves

بلوتوث
بلندگوی بیسیم از طریق بلوتوث به تلفن من متصل میشود، بنابراین میتوانم از هر جای اتاق موسیقی پخش کنم.
a type of camera installed on the rear of a vehicle to assist the driver in backing up or reversing by providing a view of the area behind the vehicle

دوربین دنده عقب, دوربین پشتیبان، دوربین دید عقب
elaborate or sophisticated in style, often designed to impress

مجلل, شیک
او یک لباس شیک به مهمانی پوشید، توجه ها را جلب کرد.
strong material made from animal skin and used for making clothes, bags, shoes, etc.

چرم
پس از سالها استفاده، کفشهای چرمی یک پتینه غنی توسعه داده بودند که شخصیت و جذابیت اضافه میکرد.
a place in a plane, train, theater, etc. that is designed for people to sit on, particularly one requiring a ticket

صندلی, جا
صندلی در هواپیما به یک میز کوچک تاشو مجهز بود.
devices, equipment, and machinery produced using scientific knowledge

فناوری, تکنولوژی
حوزه الکترونیک مصرفی به دلیل پیشرفتهای سریع در فناوری شناخته شده است، که همه چیز از تلویزیونهای هوشمند تا دستگاههای پوشیدنی را تولید میکند.
offering exceptional comfort, high quality, and indulgence

لوکس, پر زرق و برق
رستوران یک تجربه غذاخوری لوکس ارائه داد، همراه با غذاهای گورمه و لیست شراب انتخاب شده.
having a price that a person can pay without experiencing financial difficulties

مقرونبهصرفه, اقتصادی
خردهفروشی آنلاین در گجتها و لوازم جانبی الکترونیکی مقرونبهصرفه تخصص دارد.
using resources efficiently or sparingly, often emphasizing cost savings or minimal waste

اقتصادی, صرفهجویانه
بستهبندی اقتصادی اغلب توسط کسبوکارها برای کاهش هزینههای حملونقل و تأثیر محیطی استفاده میشود.
to have something as a part of the whole

شامل بودن, در بر داشتن
دستور جلسه شامل بهروزرسانیهایی در مورد پروژههای جاری و بحثهایی درباره برنامههای آینده خواهد بود.
someone traveling in a vehicle, aircraft, ship, etc. who is not the pilot, driver, or a crew member

مسافر
مسافر در کشتی کروز از منظره اقیانوس از کابین خود لذت برد.
to move a car, bus, etc. into an empty place and leave it there for a short time

پارک کردن
وقتی خانواده به پارک تفریحی رسیدند، شروع به جستجوی مکانی مناسب برای پارک کردن مینیون خود کردند.
| واژگان انواع خودروها و موتورسیکلتها | |||
|---|---|---|---|
| Sedan | Hatchback | Convertible | SUV |
| Coupe | Station Wagon | Muscle Car | Limousine |
| Roadster | Cabriolet | Motor Scooter | کافه ریسر |
| بابر | Supercar | Scrambler | Cruiser |
| Minivan | Chopper | Dirt Bike | دوچرخه برهنه |
