کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - زبان و ارتباطات

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: It 's important for partners in a relationship to communicate openly and honestly .

مهم است که شرکا در یک رابطه ارتباط باز و صادقانه داشته باشند.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: The company believes in open and honest communication among its employees .

شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.

elementary [صفت]
اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The elementary grades are crucial for building a strong educational foundation .

کلاس‌های ابتدایی برای ساختن یک پایه آموزشی قوی حیاتی هستند.

grammar [اسم]
اجرا کردن

دستورزبان

Ex: Understanding grammar rules can make writing easier for learners .

درک قواعد دستور زبان می‌تواند نوشتن را برای یادگیرندگان آسان‌تر کند.

اجرا کردن

متوسط (سطح)

Ex: The course is designed for intermediate learners who have some basic understanding but want to improve .

این دوره برای یادگیرندگان متوسط طراحی شده است که درک اولیه‌ای دارند اما می‌خواهند بهبود یابند.

joke [اسم]
اجرا کردن

جوک

Ex: They shared a private joke that only they understood .

آنها یک شوخی خصوصی را به اشتراک گذاشتند که فقط خودشان می‌فهمیدند.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

to mean [فعل]
اجرا کردن

معنا داشتن

Ex: What does the last sentence of the article mean ?

آخرین جمله مقاله چه معنی می‌دهد؟

meaning [اسم]
اجرا کردن

معنی

Ex: The meaning of a word can often be found by analyzing its root .

معنی یک کلمه اغلب با تحلیل ریشه آن می‌توان یافت.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

اجرا کردن

تلفظ کردن

Ex: Before the training , she had struggled to pronounce certain words , but now she is much more confident .

قبل از آموزش، او در تلفظ برخی کلمات مشکل داشت، اما حالا خیلی بیشتر اعتماد به نفس دارد.

اجرا کردن

تلفظ

Ex: Listening to native speakers helps with pronunciation .

گوش دادن به گویشوران بومی به تلفظ کمک می‌کند.

sentence [اسم]
اجرا کردن

جمله

Ex: The teacher asked us to underline the verb in each sentence .

معلم از ما خواست که فعل را در هر جمله خط بکشیم.