تاب آوردن
من نمیتوانستم سر و صدای مداوم از سایت ساخت و ساز کناری را تحمل کنم، بنابراین تصمیم گرفتم به محله آرامتری نقل مکان کنم.
تاب آوردن
من نمیتوانستم سر و صدای مداوم از سایت ساخت و ساز کناری را تحمل کنم، بنابراین تصمیم گرفتم به محله آرامتری نقل مکان کنم.
به دوش کشیدن
مهم است که مسئولیت اعمال و تصمیمات خود را به دوش بکشید.
بردباری کردن
برای حفظ حرفهایگری، کارمندان باید از بیان شکایات به صورت عمومی خودداری کنند.
منع کردن
رهبر مذهلی مصرف برخی غذاها را در مراسم مذهبی خاص ممنوع میکند.
فراموش کردن
او سعی کرد دوست دوران کودکی خود را به یاد آورد، اما نامش را فراموش کرده بود.
بخشیدن
او اغلب به خاطر اختلافات occasional خود، برادران و خواهرانش را میبخشد.
صرف نظر کردن
برای کاهش تأثیرات زیستمحیطی، خانواده تصمیم آگاهانهای گرفت تا از محصولات پلاستیکی یکبار مصرف صرفنظر کند.
قال گذاشتن
رهبر در حال حاضر پیروان خود را رها کرده، درخواست های کمک آنها را به نفع سود شخصی نادیده می گیرد.
عهد شکستن
او قسم خورد که پس از سالها درگیری، خشونت را ترک کند.
کوچک شدن
با گذشت زمان، جمعیت گونههای در معرض خطر انقراض میتواند کاهش یابد، که منجر به نگرانیهایی درباره بقای آنها میشود.
سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
کارآفرینان میکوشند تا از طریق کار سخت و نوآوری، کسبوکارهای موفقی بسازند.
قول دادن
او قسم میخورد که همیشه در کنار بهترین دوستش بایستد.