مبتدیان 1 - مربوط به ذهن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ذهن، مانند "دانستن"، "فکر کردن" و "ایده" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 1
to want [فعل]
اجرا کردن

خواستن

Ex: Mary wants to be a doctor when she grows up .

مری می‌خواهد وقتی بزرگ شد دکتر شود.

to know [فعل]
اجرا کردن

دانستن

Ex: I know the answer to that question .

من می‌دانم پاسخ آن سوال را.

to think [فعل]
اجرا کردن

اعتقاد داشتن

Ex: She thinks that the book is much better than the movie .

او فکر می‌کند که کتاب بسیار بهتر از فیلم است.

to remember [فعل]
اجرا کردن

به یاد آوردن

Ex: I 'll always remember our graduation day .

من همیشه روز فارغ‌التحصیلی‌مان را به یاد خواهم آورد.

اجرا کردن

فهمیدن

Ex: The poor audio quality made the speaker difficult to understand .

کیفیت ضعیف صدا باعث شد گوینده سخت قابل درک باشد.

idea [اسم]
اجرا کردن

ایده

Ex: I appreciate your input ; your idea about streamlining the process is worth considering .

من از مشارکت شما قدردانی می‌کنم؛ ایده شما در مورد ساده‌سازی فرآیند قابل توجه است.

plan [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: Emily shared her plan for organizing a successful charity event .

امیلی طرح خود را برای سازماندهی یک رویداد خیریه موفق به اشتراک گذاشت.

to plan [فعل]
اجرا کردن

برنامه‌ریزی کردن

Ex: We made sure to plan our meals for the week , saving both time and money .

ما مطمئن شدیم که وعده‌های غذایی هفته را برنامه‌ریزی کنیم، که هم زمان و هم پول صرفه‌جویی کرد.

to prefer [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: Some students prefer studying in a quiet library as opposed to a noisy cafe .

برخی از دانش‌آموزان ترجیح می‌دهند در کتابخانه‌ای آرام مطالعه کنند تا کافه‌ای پرسر و صدا.

to choose [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: We have to choose a destination for our summer vacation .

ما باید یک مقصد برای تعطیلات تابستانی خود انتخاب کنیم.