کتاب 'هدوی' مقدماتی - واحد 12

در اینجا واژگان واحد 12 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "پیاده شدن"، "آماده"، "اتفاق افتادن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
to [get] married [عبارت]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: Some people prefer to get married at a destination wedding to combine the event with a vacation .
to get [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: We should get organized before starting the project .

ما باید قبل از شروع پروژه سازماندهی شویم.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

wet [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The wet sand was perfect for building a sandcastle .

شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.

ready [صفت]
اجرا کردن

آماده

Ex: With her notes in hand , Sarah felt ready to deliver a confident presentation to her colleagues .

با یادداشت‌هایش در دست، سارا احساس می‌کرد آماده است تا ارائه‌ای با اطمینان به همکارانش بدهد.

email [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: She sent a group email to all the club members .

او یک ایمیل گروهی به تمام اعضای کلاب فرستاد.

better [صفت]
اجرا کردن

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبود‌یافته

Ex: The doctor said she is better and can go home tomorrow .

دکتر گفت که او بهتر است و فردا می‌تواند به خانه برود.

to get [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

به من اطلاع دهید وقتی به دفتر رسیدید.

to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .
to [take] it easy [عبارت]
اجرا کردن

آسان گرفتن

Ex: They took it easy during their vacation , enjoying the slow pace .
bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The bus took us to the city center where we explored the shops and attractions .

اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازه‌ها و جاذبه‌ها را کشف کردیم.

to get on [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)

Ex: He got on the subway just before the doors closed .

او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.

to get off [فعل]
اجرا کردن

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)

Ex: The passengers will get off the train at the station .

مسافران در ایستگاه از قطار پیاده خواهند شد.

bored [صفت]
اجرا کردن

خسته و بی‌حوصله

Ex: He 's bored because he has nothing to do at home .

او حوصله‌اش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

to take off [فعل]
اجرا کردن

به پرواز در آمدن

Ex: The rocket ship is designed to take off vertically from the launchpad .

کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.

Australia [اسم]
اجرا کردن

استرالیا

Ex: In Australia , they drive on the left side of the road .

در استرالیا، آنها در سمت چپ جاده رانندگی می‌کنند.

Egypt [اسم]
اجرا کردن

مصر

Ex: She 's studying the history of Egypt at university .

او در دانشگاه تاریخ مصر را مطالعه می‌کند.

اجرا کردن

بریتانیای کبیر

Ex: Many historical landmarks in Great Britain attract tourists from around the world .

بسیاری از نشانه‌های تاریخی در بریتانیای کبیر گردشگران را از سراسر جهان جذب می‌کنند.

Germany [اسم]
اجرا کردن

آلمان

Ex: The German language is widely spoken in Germany and other European countries .

زبان آلمانی به طور گسترده در آلمان و سایر کشورهای اروپایی صحبت می‌شود.

japan [اسم]
اجرا کردن

ژاپن

Ex:

ژاپن خانه چندین میراث جهانی یونسکو است، از جمله معابد و زیارتگاه‌های تاریخی کیوتو.

Switzerland [اسم]
اجرا کردن

سوئیس

Ex: The Swiss Franc is the currency used in Switzerland .

فرانک سوئیس ارز مورد استفاده در سوئیس است.

Brazil [اسم]
اجرا کردن

برزیل

Ex: Brazil is the largest country in South America , both in terms of land area and population .

برزیل بزرگترین کشور در آمریکای جنوبی است، هم از نظر مساحت و هم از نظر جمعیت.

France [اسم]
اجرا کردن

فرانسه

Ex: The Eiffel Tower is a famous landmark in France and attracts millions of tourists every year .

برج ایفل یک نشانه معروف در فرانسه است و هر ساله میلیون‌ها گردشگر را جذب می‌کند.

Poland [اسم]
اجرا کردن

لهستان

Ex: Poland is known for its beautiful old cities .

لهستان به خاطر شهرهای قدیمی زیبایش معروف است.

Italy [اسم]
اجرا کردن

ایتالیا

Ex: Milan , in northern Italy , is known for its fashion and design industry .

میلان، در شمال ایتالیا، به خاطر صنعت مد و طراحی اش معروف است.

Spain [اسم]
اجرا کردن

اسپانیا

Ex: Spain has a rich history and is home to many historical landmarks , such as the Roman Aqueduct of Segovia .

اسپانیا تاریخ غنی دارد و خانه بسیاری از نشانه‌های تاریخی مانند قنات رومی سگوویا است.

اجرا کردن

ایالات متحده (آمریکا)

Ex: She plans to visit the United States next summer to see New York and California .

او قصد دارد تابستان آینده برای دیدن نیویورک و کالیفرنیا از ایالات متحده دیدن کند.