کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - مقدمه - IB
در اینجا واژگان از مقدمه - IB در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خنده"، "پیک نیک"، "خویشاوند"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
حل معماها و بازیهای فکری میتواند یک فعالیت چالشبرانگیز اما تحریککننده باشد.
schoolwork that students have to do at home

تکلیف, مشق
ما از کتابهای درسی و منابع آنلاین برای کمک به تکالیف خود استفاده میکنیم.
the act of buying goods from stores

خرید
آنها در حال برنامهریزی برای یک سفر خرید در این آخر هفته هستند.
a short journey we take on foot

پیادهروی
پیادهروی از خانه من تا ایستگاه حدود دو مایل است.
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او یک دوچرخه جدید برای تولد پسرش خرید.
a journey on a horse, bicycle, automobile, or machine

سواری (کردن)
سفر با تاکسی به فرودگاه بدون مشکل و کارآمد بود و به آنها اجازه داد تا به موقع به پرواز خود برسند.
an occasion when we pack food and take it to eat outdoors, typically in the countryside

پیکنیک, گردش
ما در حال برنامهریزی برای یک پیکنیک خانوادگی در ساحل این آخر هفته هستیم.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
ژانر مورد علاقه او از موسیقی جاز است.
a sport played with a round ball between two teams of eleven players each, aiming to score goals by kicking the ball into the opponent's goalpost

فوتبال
بازیکن فوتبال توپ را از دروازهبان گذراند و به تور زد.
a sport in which two or four players use rackets to hit a small ball backward and forward over a net

تنیس
آنها تنیس بازی میکنند تا فعال و متناسب بمانند.
a digital game that we play on a computer, game console, or mobile device

بازی ویدئویی
بازی ویدیویی مورد علاقه من یک بازی مسابقهای است که در آن میتوانم ماشینهای سریع برانم.
a set of printed pages that are held together in a cover so that we can turn them and read them

کتاب
کتابدار به من کمک کرد تا یک کتاب درباره تاریخ باستان برای پروژه تحقیقاتی ام پیدا کنم.
someone we like and trust

دوست, رفیق
سارا هم اتاقی خود، اما، را بهترین دوست خود میداند زیرا آنها رازهای خود را با هم تقسیم میکنند و زمان زیادی را با هم میگذرانند.
a family member who is related to us by blood or marriage

خویشاوند, فامیل
علیرغم زندگی در دوری، ما با خویشاوندان خود از طریق تماسهای ویدئویی در ارتباط هستیم.
a story that we can watch on a screen, like a TV or in a theater, with moving pictures and sound

فیلم
جشنواره فیلم امسال طیف متنوعی از فیلمهای مستقل از فیلمسازان نوظهور و تثبیتشده از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند.
to enjoy yourself and do things for fun, like children

بازی کردن, تفریح کردن
امروز باید در اتاق بازی بازی کنید.
to look at written or printed words or symbols and understand their meaning

خواندن
آیا میتوانید از این فاصله علامت را بخوانید؟
to put our bottom on something like a chair or the ground while keeping our back straight

نشستن
او یک نیمکت پیدا کرد و آنجا نشست تا استراحت کند.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
to make our mouth curve upwards, often in a way that our teeth can be seen, to show that we are happy or amused

لبخند زدن
در حالی که آنها یک شوخی را به اشتراک میگذاشتند، هر دو دوست نتوانستند از لبخند زدن خودداری کنند.
to have something such as clothes, shoes, etc. on your body

بهتن داشتن
او برای محافظت از خود در برابر آفتاب در طول فعالیتهای بیرون از خانه کلاه میپوشد.
to make happy sounds and move our face like we are smiling because something is funny

خندیدن
طنز بازیگوشانهشان او را به خنده از شوق واداشت.
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
آیا کاری هست که بتوانم برایت انجام دهم؟
to take part in a game or activity for fun

بازی کردن
آنها در حیاط خلوت قایمباشک بازی میکنند.
to go somewhere because we want to spend time with someone

دیدوبازدید کردن, ملاقات کردن
ما باید همسایههای قدیمی خود را ملاقات کنیم.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
من فردا بازی را با دوستانم تماشا خواهم کرد.