کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - مقدمه - IC

در اینجا واژگان از مقدمه - IC در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "طول"، "لباس ورزشی"، "مستقیم"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
hair [اسم]
اجرا کردن

مو

Ex: I need a haircut because my hair is getting too long .

من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شده‌اند.

black [صفت]
اجرا کردن

سیاه

Ex: The night sky is black , except for the stars and the moon .

آسمان شب سیاه است، به جز ستاره‌ها و ماه.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

fair [صفت]
اجرا کردن

روشن (مو و پوست)

Ex: He inherited his mother 's fair hair and blue eyes .

او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.

red [صفت]
اجرا کردن

قرمز

Ex: The roses in the garden were red with velvety petals .

گل‌های رز در باغ قرمز با گلبرگ‌های مخملی بودند.

long [صفت]
اجرا کردن

قدبلند

Ex: The long model walked gracefully down the runway .

مدل بلندقد با ظرافت روی راهرو مد راه رفت.

medium [صفت]
اجرا کردن

متوسط

Ex: The medium suitcase held enough clothes for a week-long trip .

چمدان متوسط لباس کافی برای یک سفر یک هفته‌ای را در خود جای داده بود.

length [اسم]
اجرا کردن

طول

Ex: Please provide the length of the box so I can choose the right packaging .

لطفاً طول جعبه را ارائه دهید تا بتوانم بسته‌بندی مناسب را انتخاب کنم.

straight [صفت]
اجرا کردن

(مو) لخت

Ex:

پس از درمان، موهای او برای هفته‌ها صاف باقی ماند.

wavy [صفت]
اجرا کردن

موج‌دار (مو)

Ex: The little girl 's wavy hair danced in the breeze as she played outside .

موهای موجدار دختر کوچک در نسیم میرقصید در حالی که بیرون بازی میکرد.

boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

cardigan [اسم]
اجرا کردن

ژاکت کش‌بافت

Ex: He buttoned up his cable-knit cardigan before stepping out into the chilly evening .

او قبل از رفتن به هوای سرد شب، کاردیگان بافتنی خود را دکمه کرد.

coat [اسم]
اجرا کردن

پالتو

Ex: My little daughter wears a fluffy coat that makes her look like a teddy bear .

دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی می‌کند.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.

hat [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: She tried on different hats at the store to find the perfect fit .

او کلاه‌های مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.

hoodie [اسم]
اجرا کردن

هودی (لباس)

Ex: He grabbed his hoodie off the chair before heading out in the rain .

او هودی خود را از روی صندلی برداشت قبل از اینکه زیر باران بیرون برود.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

jeans [اسم]
اجرا کردن

شلوار جین

Ex: My mother washed my jeans to keep them clean and fresh .

مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.

leggings [اسم]
اجرا کردن

شلوار جذب

Ex: The dancer preferred wearing leggings for rehearsals .

رقصنده ترجیح می‌داد برای تمرینات لگینگ بپوشد.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش

Ex: She picked up her baby 's shoes and put them on before going outside .

او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.

shorts [اسم]
اجرا کردن

شلوارک

Ex: I packed a few pairs of shorts for our beach vacation .

من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلی‌مان بسته‌بندی کردم.

skirt [اسم]
اجرا کردن

دامن

Ex: The skirt has a zipper at the back for easy wearing .

دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

T-shirt [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت

Ex: She always wears a plain white T-shirt with jeans .

او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین می‌پوشد.

sweatshirt [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (لباس)

Ex: The cozy sweatshirt was made of fleece material .

سوییشرت راحت از جنس فلیس ساخته شده بود.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

top [اسم]
اجرا کردن

تاپ (لباس)

Ex: The floral print top is perfect for a day out in the sun .

تاپ طرح گل برای یک روز آفتابی عالی است.

tracksuit [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (ورزشی)

Ex: Many athletes prefer to wear a tracksuit during warm-ups to stay loose and agile .

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند در طول گرم کردن لباس ورزشی بپوشند تا انعطاف‌پذیر و چابک بمانند.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

trousers [اسم]
اجرا کردن

شلوار

Ex: On casual Fridays , employees are allowed to wear jeans or comfortable trousers to work .

در جمعه‌های غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.