کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 5 - 5A - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5A - بخش 1 در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "وبلاگ"، "شبکه‌های اجتماعی"، "نظر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
digital [صفت]
اجرا کردن

دیجیتال

Ex:

ساعت دیجیتال روی دیوار هم زمان و هم تاریخ را نشان می‌دهد.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن (فضای مجازی)

Ex: If you follow our company 's Instagram account , you 'll get exclusive sneak peeks of our upcoming products .
Twitter [اسم]
اجرا کردن

توئیتر

Ex: Twitter is often used to share opinions on current events .

توییتر اغلب برای به اشتراک گذاشتن نظرات درباره رویدادهای جاری استفاده می‌شود.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Let 's play a game of charades instead .

بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.

game [اسم]
اجرا کردن

بازی

Ex: My favorite game to play with my family is Pictionary .

بازی مورد علاقه من برای بازی با خانواده‌ام Pictionary است.

to read [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: Can you read braille ?

آیا می‌توانید بریل بخوانید؟

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .
to shop [فعل]
اجرا کردن

به خرید رفتن

Ex: The family is currently shopping for new furniture to redecorate their home .

خانواده در حال حاضر برای مبلمان جدید در حال خرید هستند تا خانه خود را تزئین کنند.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

اجرا کردن

شبکه‌سازی اجتماعی

Ex: Many professionals use social networking platforms to expand their career opportunities .

بسیاری از حرفه‌ای‌ها از پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی برای گسترش فرصت‌های شغلی خود استفاده می‌کنند.

Facebook [اسم]
اجرا کردن

فیسبوک

Ex: They followed their favorite celebrities on Facebook for the latest news .

آنها افراد مشهور مورد علاقه خود را در فیس‌بوک دنبال کردند تا از آخرین اخبار مطلع شوند.

computing [اسم]
اجرا کردن

رایانش

Ex:

دانشگاه مدرکی در محاسبات با تخصص‌های مختلف ارائه می‌دهد.

comment [اسم]
اجرا کردن

کامنت

Ex: She posted a question , and I replied with a helpful comment .

او یک سوال پست کرد، و من با یک نظر مفید پاسخ دادم.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: Before you can use the new printer , you need to install the driver software on your computer .

قبل از اینکه بتوانید از چاپگر جدید استفاده کنید، باید نرم‌افزار درایور را روی کامپیوتر خود نصب کنید.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

to print [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: The government agency printed pamphlets to distribute information about public health initiatives .

سازمان دولتی بروشورهایی را چاپ کرد تا اطلاعاتی درباره ابتکارات سلامت عمومی توزیع کند.

to program [فعل]
اجرا کردن

به کامپیوتر یا سیستم خاصی برنامه دادن

Ex: They programmed the security system to send alerts in case of any intrusions .

آن‌ها سیستم امنیتی را برنامه‌ریزی کردند تا در صورت هرگونه نفوذ، هشدار ارسال کند.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

to search [فعل]
اجرا کردن

دنبال کسی یا چیزی گشتن

Ex: The hikers recently searched the forest for a campsite .

کوهنوردان اخیراً در جنگل به دنبال یک محل کمپ گشتند.

to set up [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: They set up a new Wi-Fi network in the office for faster internet access .

آنها یک شبکه Wi-Fi جدید در دفتر راه‌اندازی کردند برای دسترسی سریع‌تر به اینترنت.

اجرا کردن

اشتراک خریدن

Ex:

سازمان در دوره‌ای از گسترش به یک سرویس تحلیل داده‌ها مشترک شد.

to update [فعل]
اجرا کردن

به روز کردن

Ex: They updated the navigation system in the car to include the latest maps .

آنها سیستم ناوبری ماشین را برای شامل شدن جدیدترین نقشه‌ها به‌روزرسانی کردند.

to upload [فعل]
اجرا کردن

آپلود کردن

Ex: The website allows users to upload their own videos and share them with others .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد ویدیوهای خود را بارگذاری کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند.

to open [فعل]
اجرا کردن

نمایش دادن (محتویات فایل یا برنامه)

Ex: To watch the video , simply open the media player and select the file from your library .

برای تماشای ویدیو، کافیست پخش‌کننده رسانه را باز کنید و فایل را از کتابخانه خود انتخاب کنید.

to close [فعل]
اجرا کردن

بستن (صفحه کامپیوتری)

Ex: To prevent unauthorized access , Sarah always makes sure to close her browser tabs containing sensitive information before leaving her desk .

برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز، سارا همیشه مطمئن می‌شود که قبل از ترک میز کارش، تب‌های مرورگر حاوی اطلاعات حساس را ببندد.

to save [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن (فایل)

Ex: Please remember to save your document before closing the program .

لطفاً به یاد داشته باشید که قبل از بستن برنامه، سند خود را ذخیره کنید.

to enter [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: He made the decision to enter the professional association for marketing professionals .

او تصمیم گرفت به انجمن حرفه‌ای متخصصان بازاریابی وارد شود.