کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 5 - 5H

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5H در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سیستم عامل"، "هارد دیسک"، "اسپم" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
اجرا کردن

سیستم عامل

Ex: Some operating systems are designed for mobile devices .

برخی از سیستم‌های عامل برای دستگاه‌های همراه طراحی شده‌اند.

wireless [صفت]
اجرا کردن

بی‌سیم

Ex:

پد شارژ بی‌سیم جدید، شارژ کردن تلفن شما را بدون نیاز به اتصال آسان می‌کند.

mouse [اسم]
اجرا کردن

ماوس (کامپیوتر)

Ex: The gaming mouse has extra buttons for quick actions in games .

ماوس بازی دارای دکمه‌های اضافی برای اقدامات سریع در بازی‌ها است.

widescreen [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The presentation was displayed on a widescreen projector .

ارائه بر روی یک پروژکتور صفحه‌عریض نمایش داده شد.

display [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The error message appeared on the display out of nowhere .

پیام خطا به طور ناگهانی روی صفحه نمایش ظاهر شد.

اجرا کردن

عمر باتری

Ex: The smartwatch offers impressive battery life for a device of its size .

ساعت هوشمند عمر باتری چشمگیری برای دستگاهی با ابعاد خود ارائه می‌دهد.

hard drive [اسم]
اجرا کردن

سخت افزار ذخیره‌سازی اطلاعات

Ex: The hard drive failed , and we lost all the files .

هارد دیسک خراب شد، و همه فایل‌ها را از دست دادیم.

all-in-one [صفت]
اجرا کردن

چند‌منظوره

Ex: He prefers an all-in-one travel adapter for convenience .

او یک آداپتور سفر همه در یک را برای راحتی ترجیح می‌دهد.

desktop [اسم]
اجرا کردن

صفحه کامپیوتر

Ex: I moved the document to the desktop for quick access .

من سند را به دسکتاپ منتقل کردم برای دسترسی سریع.

flash drive [اسم]
اجرا کردن

فلش مموری

Ex: The flash drive is small enough to fit in your pocket , making it convenient for carrying data on the go .

فلش درایو به اندازه‌ای کوچک است که در جیب شما جای می‌گیرد، که آن را برای حمل داده‌ها در حال حرکت مناسب می‌سازد.

spam [اسم]
اجرا کردن

هرزنامه

Ex: The company 's IT policy includes guidelines for reporting and handling spam .
filter [اسم]
اجرا کردن

فیلتر (کامپیوتر)

Ex: By using a filter , we can block out inappropriate content .

با استفاده از یک فیلتر، می‌توانیم محتوای نامناسب را مسدود کنیم.

اجرا کردن

موتور جست‌وجو

Ex: The company optimized its website to rank higher on the search engine results .

شرکت وبسایت خود را بهینه‌سازی کرد تا در نتایج موتورهای جستجو رتبه بالاتری کسب کند.

اجرا کردن

کارت گرافیک

Ex: I need to install a new graphics card to run the latest games .

من نیاز به نصب یک کارت گرافیک جدید برای اجرای آخرین بازی‌ها دارم.

اجرا کردن

نرم‌افزار آنتی‌ویروس

Ex: She installed a new anti-virus program after the previous one expired .

او پس از انقضای برنامه قبلی، یک برنامه ضد ویروس جدید نصب کرد.

اجرا کردن

اسب تروآ (رایانه و فناوری اطلاعات)

Ex: She unknowingly downloaded a trojan horse that compromised her data .

او ناخواسته یک اسب تروجان دانلود کرد که داده‌هایش را به خطر انداخت.