کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 5 - 5F
در اینجا واژگان واحد 5 - 5F در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تلخ"، "به طور حیرت انگیز"، "محتمل"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to a large or significant degree

قویاً, شدیداً
او به شدت تحت تأثیر پایان فیلم قرار گرفت.
in a way that expresses strong anger, pain, or resentment

شدیدا (منفی)
او با تلخی از دوستی که به این ناگهانی پایان یافت سخن گفت.
used to express strong emotions, concerns, or intensity of feeling

بهشدت, عمیقاً
من عمیقاً برای حمایت شما سپاسگزارم.
to hold the same opinion as another person about something

موافق بودن, توافق داشتن
ما هر دو موافقیم که این بهترین رستوران شهر است.
to officially ask a higher court to review and reverse the decision made by a lower court

فرجام خواستن
دادستان از تصمیم قاضی برای سرکوب شواهد کلیدی در پرونده درخواست تجدیدنظر کرد.
to be different from something or someone

تفاوت داشتن, فرق داشتن
نتایج آزمایش بسته به متغیرهای آزمایش شده متفاوت است.
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
to tell someone in advance about a possible danger, problem, or unfavorable situation

هشدار دادن
سیستم نرمافزاری کاربران را از خطرات امنیتی احتمالی هشدار داد.
to an astonishing or overwhelming degree

به طور حیرتآورری
نمایی از قله کوه به طور حیرت انگیزی زیبا بود.
in a manner that is difficult or impossible to believe or comprehend

بهشکلی باورنکردنی
او باورنکردنی متعجب عمل کرد در حالی که حقیقت را میدانست.
in a way that causes disbelief or surprise

بهطرز شگفتانگیزی
او مسابقه را باورنکردنی سریع به پایان رساند، همه را با اختلاف چند دقیقه شکست داد.
in a favorable or approving manner

بسیار, زیاد، بهشدت
فیلم در جشنواره توسط منتقدان به شدت مورد تحسین قرار گرفت.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
to the fullest degree or extent, used for emphasis

کاملاً, مطلقاً
اتاق کاملاً ساکت بود در حالی که همه منتظر اعلام بودند.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.
to the greatest amount or extent possible

کاملاً
من از خدمات این رستوران کاملاً راضی هستم.
regarding extremely cold temperatures, typically below the freezing point of water

بسیار سرد
او دستانش را در جیبهایش گذاشت تا آنها را از باد یخبندان محافظت کند.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
having a high possibility of happening or being true based on available evidence or circumstances

محتمل, احتمالی
اقتصاددان پیشبینی میکند که احتمال افزایش نرخ تورم در سهماهه آینده وجود دارد.
a feeling of sadness, disappointment, or remorse about something that has happened or been done

افسوس, پشیمانی
بزرگترین پشیمانی او ترک کالج برای دنبال کردن یک ایده تجاری شکست خورده بود.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
deeply moved or emotionally affected by something, often in a positive or sentimental way

شیفته, مجذوب
چهره متأثر او نشان داد که تعریف چقدر برایش اهمیت داشت.
to mention an idea, proposition, plan, etc. for further consideration or possible action

پیشنهاد کردن, پیشنهاد دادن
معلم منابع اضافی را برای درک بهتر موضوع پیشنهاد کرد.
