کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 5 - 5F

در اینجا واژگان واحد 5 - 5F در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تلخ"، "به طور حیرت انگیز"، "محتمل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
strongly [قید]
اجرا کردن

قویاً

Ex: The city was strongly impacted by the hurricane .

شهر به شدت تحت تأثیر طوفان قرار گرفت.

bitterly [قید]
اجرا کردن

شدیدا (منفی)

Ex: The athlete bitterly accepted her disqualification .

ورزشکار با تلخی رد صلاحیت خود را پذیرفت.

deeply [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They were deeply disappointed by the outcome .

آن‌ها از نتیجه به شدت ناامید شدند.

to agree [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: They agree that the movie was excellent .

آن‌ها موافق هستند که فیلم عالی بود.

to appeal [فعل]
اجرا کردن

فرجام خواستن

Ex: After careful consideration , the company 's legal team decided to appeal the injunction issued by the district court .
to differ [فعل]
اجرا کردن

تفاوت داشتن

Ex:

رویکرد او به حل مسئله از همسالانش متفاوت است.

to improve [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: The new software update aims to improve the performance and user experience .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید با هدف بهبود عملکرد و تجربه کاربری انجام شده است.

to warn [فعل]
اجرا کردن

هشدار دادن

Ex: The lifeguard warned the swimmers about the dangerous rip currents .

ناجی غریق شناگران را از جریان‌های خطرناک کشنده هشدار داد.

اجرا کردن

به طور حیرت‌آورری

Ex: The number of attendees at the event was staggeringly large .

تعداد شرکت‌کنندگان در رویداد به طرز حیرت‌آوری زیاد بود.

اجرا کردن

به‌شکلی باورنکردنی

Ex: They stared at the magician 's trick unbelievably , unsure how it was done .

آنها به تردست جادوگر باورنکردنی خیره شدند، مطمئن نبودند که چطور انجام شده است.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: She looked ridiculously young for her age .

او برای سنش مسخره‌آمیز جوان به نظر می‌رسید.

highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

unlikely [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: It 's unlikely that it will rain tomorrow , as the weather forecast predicts clear skies .

بعید به نظر می‌رسد که فردا باران ببارد، زیرا پیش‌بینی هوا آسمان صاف را پیش‌بینی می‌کند.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

completely [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was completely unaware of the time .

او کاملاً از زمان بی‌خبر بود.

freezing [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex:

دمای یخبندان در زمستان بیرون رفتن را دشوار می‌کرد.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

probable [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: The survey results suggest that there is a probable decline in consumer confidence in the current economic climate .

نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد که کاهش محتملی در اعتماد مصرف‌کننده در شرایط اقتصادی فعلی وجود دارد.

regret [اسم]
اجرا کردن

افسوس

Ex: To avoid future regret , think carefully before making big decisions .

برای جلوگیری از پشیمانی آینده، قبل از گرفتن تصمیم‌های بزرگ با دقت فکر کنید.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

touched [صفت]
اجرا کردن

شیفته

Ex:

مهربانی که آنها به من نشان دادند مرا تحت تأثیر گذاشت.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: She suggested a new approach to solving the problem .

او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.