کتاب 'فیس تو فیس' پیشمتوسطه - واحد 1 - 1A
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "which"، "concert"، "unemployed"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used in questions to ask about the name or identity of one person or several people

چهکسی
چه کسی بچه ها را از مدرسه برمی دارد؟
used to ask or talk about one or more members of a group of things or people, when we are not sure about it or about them

کدام
کدام یک از این لباسها را بیشتر دوست دارید؟
in what place, situation, or position

کجا
آیا به یاد میآوری کجا آخرین بار همدیگر را ملاقات کردیم؟
used in questions to ask for information or for someone’s opinion

چی, چه
نظر شما در این مورد چیست؟
used when we want to ask at what time something happens

چهزمانی, کی
میتوانید به من بگویید کی جلسه شروع میشود؟
used for asking the purpose of or reason for something

چرا, برای چه
چرا او آن رنگ خاص را برای اتاقش انتخاب کرد؟
in what manner or in what way

چطور, چگونه
چگونه این ماشین لباسشویی را کار میکنید؟
used to talk or ask about the number of things or people that are involved or concerned

چه تعداد, چند عدد
من تعجب کردم که چند نفر امسال در مقایسه با سال گذشته در کنسرت شرکت خواهند کرد.
used to refer to the quantity or amount of something, often used to ask about the extent, degree, or size of a particular thing

چقدر, چه مقدار
او تعجب کرد که چقدر زمان تا مهلت باقی مانده است.
having a wife or husband

متأهل
مرد متأهل در طول جلسه از همسرش یاد کرد.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
a young person who has not reached puberty or adulthood yet

کودک, بچه
ایجاد یک محیط حمایتی که در آن کودکان بتوانند آزادانه افکار و احساسات خود را بیان کنند، مهم است.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a place where children learn things from teachers

مدرسه
فرزندانم به مدرسه میروند تا چیزهای جدید یاد بگیرند و دوست پیدا کنند.
an institution that offers higher education or specialized trainings for different professions

کالج
او به کالج میرود تا مدیریت بازرگانی بخواند.
an educational institution at the highest level, where we can study for a degree or do research

دانشگاه
او در یک دانشگاه معتبر که برای برنامه مهندسی اش شناخته شده است شرکت می کند.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
the work that we do regularly to earn money

شغل, کار
او سخت درس میخواند تا در آینده شغل خوبی به دست آورد.
a building where films are shown

سینما
من ترجیح میدهم فیلمهای اکشن را در سینما تماشا کنم تا در خانه.
a person who does not have a job but is able and willing to work

فرد بدون شغل, فرد بیکار
بسیاری از افراد بیکار در جستجوی فرصتهای جدید هستند.
a man who shares a mother and father with us

برادر
او همیشه از برادر کوچکترش محافظت میکند و مراقب او است.
a lady who shares a mother and father with us

خواهر
او و خواهرش بسیار شبیه به هم هستند، اما شخصیتهای بسیار متفاوتی دارند.
to take part in a game or activity for fun

بازی کردن
بچهها روی پیادهرو بازی لی لی میکردند.
a digital game that we play on a computer, game console, or mobile device

بازی ویدئویی
من دوست دارم با بازی کردن در سطوح مختلف در بازیهای ویدیویی خودم را به چالش بکشم.
to do certain physical or mental activities in order to achieve a result or as a part of our job

کار کردن
او با اشتیاق کار میکند تا تغییری در جهان ایجاد کند.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
او برای یک شرکت بزرگ نرمافزاری کار میکند.
to send and receive messages on an online platform

آنلاین چت کردن
من بعد از ناهار برای چت کردن در دسترس خواهم بود.
someone we like and trust

دوست, رفیق
جنی و ایمی سالهاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیادهروی میروند تا طبیعت را کشف کنند.
connected to or via the Internet

آنلاین
بسیاری از دانشگاهها دورههای آنلاین ارائه میدهند که به دانشجویان اجازه میدهد از هرجایی که به اینترنت متصل هستند به سخنرانیها و منابع دسترسی داشته باشند.
the certificate that is given to university or college students upon successful completion of their course

مدرک دانشگاهی
او با افتخار مدرک کارشناسی ارشد خود در مهندسی را بر دیوار دفترش به نمایش گذاشت.
a public performance by musicians or singers

کنسرت
او همیشه میخواسته گروه موسیقی مورد علاقهاش را در کنسرت ببیند.
the days of the week, usually Saturday and Sunday, when people do not have to go to work or school

آخر هفته
من مشتاقانه منتظر آخر هفته هستم تا به سفر بروم.
