کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 7 - 7B

در اینجا واژگان از واحد 7 - 7B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نصب"، "اسپم"، "ویروس" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

password [اسم]
اجرا کردن

کلمه عبور

Ex: Her password consists of a combination of letters and numbers .

رمز عبور او ترکیبی از حروف و اعداد است.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: Before you can use the new printer , you need to install the driver software on your computer .

قبل از اینکه بتوانید از چاپگر جدید استفاده کنید، باید نرم‌افزار درایور را روی کامپیوتر خود نصب کنید.

software [اسم]
اجرا کردن

نرم‌افزار

Ex: The software allows users to edit videos with professional-level tools .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ویدیوها را با ابزارهای سطح حرفه‌ای ویرایش کنند.

to back up [فعل]
اجرا کردن

پشتیبان‌گیری

Ex: The software prompts users to back up their information regularly .
to store [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: The company stores its inventory in a warehouse until it 's ready to be shipped .

شرکت موجودی خود را در یک انبار ذخیره می‌کند تا زمانی که آماده ارسال باشد.

hard drive [اسم]
اجرا کردن

سخت افزار ذخیره‌سازی اطلاعات

Ex: The hard drive failed , and we lost all the files .

هارد دیسک خراب شد، و همه فایل‌ها را از دست دادیم.

اجرا کردن

فلش مموری

Ex: The teacher handed out memory sticks to the students to store their projects .

معلم حافظه‌های USB را بین دانش‌آموزان پخش کرد تا پروژه‌هایشان را ذخیره کنند.

to spam [فعل]
اجرا کردن

هرزنامه فرستادن

Ex: The company 's email server was overwhelmed after a spammer attempted to spam their inbox with thousands of unsolicited messages .

سرور ایمیل شرکت پس از اینکه یک اسپمر سعی کرد صندوق ورودی آنها را با هزاران پیام ناخواسته اسپم کند، تحت فشار قرار گرفت.

attachment [اسم]
اجرا کردن

فایل پیوست

Ex: She sent an attachment with the report to her boss .

او یک پیوست همراه با گزارش به رئیسش فرستاد.

virus [اسم]
اجرا کردن

ویروس (رایانه)

Ex: The virus slowed down the entire computer network .
crash [اسم]
اجرا کردن

(سیستم، کامپیوتر، یا نرم‌افزار) ازکارافتادگی

Ex: The server crash affected thousands of users .

کراش سرور هزاران کاربر را تحت تأثیر قرار داد.

to copy in [فعل]
اجرا کردن

رونوشتی از ایمیل به دیگری ارسال کردن

Ex: As a courtesy , please copy in the administrative assistant on any scheduling-related emails .

به عنوان یک ادب، لطفاً دستیار اداری را در هر ایمیل مربوط به برنامه‌ریزی کپی کنید.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

to delete [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: Make sure to delete your browsing history for privacy reasons .

مطمئن شوید که برای حفظ حریم خصوصی، تاریخچه مرور خود را حذف می‌کنید.

to print [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: The government agency printed pamphlets to distribute information about public health initiatives .

سازمان دولتی بروشورهایی را چاپ کرد تا اطلاعاتی درباره ابتکارات سلامت عمومی توزیع کند.

to scan [فعل]
اجرا کردن

اسکن کردن (کامپیوتر)

Ex: The security program scanned the email attachments for any suspicious files .

برنامه امنیتی پیوست‌های ایمیل را برای یافتن فایل‌های مشکوک اسکن کرد.

Wi-Fi [اسم]
اجرا کردن

وای‌فای

Ex: They relied on public Wi-Fi while traveling to stay in touch with family and friends .

آنها در سفر برای ارتباط با خانواده و دوستان به Wi-Fi عمومی متکی بودند.