کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 4 - 4E

در اینجا واژگان واحد 4 - 4E در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "علاوه بر"، "مهم نیست"، "علاوه بر این"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.

besides [قید]
اجرا کردن

گذشته از این

Ex:

او جلسه را از دست داد. علاوه بر این، او یک بهانه معتبر داشت.

too [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex:

من امشب به کنسرت می‌روم. تو هم می‌آیی؟

even [قید]
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The team maintained high performance even during a period of financial constraints .

تیم حتی در دوران محدودیت‌های مالی نیز عملکرد بالایی را حفظ کرد.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

although [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: Although she was nervous , she passed the driving test .

اگرچه او عصبی بود، اما در آزمون رانندگی قبول شد.

as well [قید]
اجرا کردن

به‌علاوه

Ex:

آنها قهوه و همچنین چای را در کافه سرو می‌کنند.

however [قید]
اجرا کردن

اما

Ex: She was tired ; however , she decided to attend the evening class .
while [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: While the weather was unfavorable , they went ahead with the outdoor event .

در حالی که هوا نامساعد بود، آنها با رویداد فضای باز ادامه دادند.

whereas [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: Tom enjoys outdoor activities , whereas his sister likes staying indoors .

تام از فعالیت‌های بیرون از خانه لذت می‌برد، در حالی که خواهرش دوست دارد در داخل خانه بماند.

also [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex: I bought the shoes and also picked up a jacket .

من کفش‌ها را خریدم و همچنین یک ژاکت برداشتم.

in addition to [حرف اضافه]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: In addition to his degree in engineering , he also has a diploma in music .

علاوه بر مدرک مهندسی، او یک دیپلم موسیقی نیز دارد.