کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 6 - 6E

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6E در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بی‌تردید"، "با تمام صداقت"، "به صورت فرضی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
undeniably [قید]
اجرا کردن

به‌طرز غیرقابل انکاری

Ex: His achievements in sports are undeniably impressive .

دستاوردهای او در ورزش بی‌تردید چشمگیر است.

probably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The package will probably be delivered by the end of the week .

بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.

اجرا کردن

صادقانه بگم

Ex: In all honesty , I think we need to have a candid discussion about our relationship and where it 's headed .

با صداقت کامل, فکر می‌کنم باید یک بحث صادقانه درباره رابطه‌مان و اینکه به کجا می‌رود داشته باشیم.

undoubtedly [قید]
اجرا کردن

بدون شک

Ex: His research has undoubtedly advanced our understanding of climate change .

تحقیقات او بدون شک درک ما از تغییرات آب و هوایی را پیش برده است.

اجرا کردن

فرضی

Ex: Hypothetically speaking , if time travel were possible , one could visit any historical era .

فرضاً، اگر سفر در زمان ممکن بود، می‌شد به هر دوره تاریخی سر زد.

in reality [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: In reality , their relationship is strained despite their outward displays of affection .

در واقعیت، رابطه آنها علیرغم نمایش های عاطفی شان در ملاء عام، پرتنش است.

اجرا کردن

به طور ناراحت کننده

Ex: The documentary was distressingly honest about the war 's impact .

مستند به طور ناراحت کننده‌ای صادقانه درباره تاثیر جنگ بود.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

admittedly [قید]
اجرا کردن

از قرار معلوم

Ex: The project , admittedly , had some flaws that needed addressing .

پروژه، باید اعتراف کرد، برخی از نقص‌ها را داشت که نیاز به رسیدگی داشت.

worryingly [قید]
اجرا کردن

نگران‌کننده

Ex: The dog growled worryingly at the stranger .

سگ به طور نگران کننده‌ای به غریبه غرغر کرد.

frankly [قید]
اجرا کردن

اگر راستش را بخواهید

Ex: She told me , frankly , that she disagreed with the decision .

او به من گفت، صادقانه، که با تصمیم مخالف است.

اجرا کردن

از لحاظ نظری

Ex: The discussion revolved around the topic theoretically , exploring conceptual frameworks .

بحث حول موضوع به صورت نظری می‌چرخید، چارچوب‌های مفهومی را بررسی می‌کرد.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.