کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 5 - 5D

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5D در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "باران شدید"، "خط استوا"، "تربیت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
outcome [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: Proper planning and execution can greatly influence the outcome of any endeavor .

برنامه‌ریزی و اجرای مناسب می‌تواند به شدت بر نتیجه هر تلاشی تأثیر بگذارد.

setback [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: The company experienced a setback when their main supplier went out of business .

شرکت با یک عقب‌گرد مواجه شد وقتی تامین‌کننده اصلی آنها ورشکست شد.

downpour [اسم]
اجرا کردن

بارش شدید

Ex: We were planning a picnic , but the sudden downpour made us change our plans and stay indoors .

ما در حال برنامه‌ریزی برای یک پیک‌نیک بودیم، اما باران شدید ناگهانی باعث شد برنامه‌هایمان را تغییر دهیم و در داخل بمانیم.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

upbringing [اسم]
اجرا کردن

تربیت

Ex: She credits her positive outlook to a nurturing upbringing filled with encouragement .

او دیدگاه مثبت خود را به تربیت پرورش‌دهنده‌ای پر از تشویق نسبت می‌دهد.

backdrop [اسم]
اجرا کردن

پرده عقب صحنه تئاتر

Ex: The backdrop transformed seamlessly between scenes , transporting the audience to different locations within the story .

پس‌زمینه به راحتی بین صحنه‌ها تغییر کرد و تماشاگران را به مکان‌های مختلف درون داستان برد.

downfall [اسم]
اجرا کردن

سرنگونی

Ex: The downfall of the once-popular brand was swift after the product recalls .

سقوط برند زمانی محبوب پس از فراخوانی محصولات سریع بود.

uprising [اسم]
اجرا کردن

قیام

Ex: The uprising began with peaceful protests but turned violent after police intervention .

قیام با اعتراضات مسالمت‌آمیز آغاز شد اما پس از مداخله پلیس خشونت‌آمیز شد.

washout [اسم]
اجرا کردن

شکست

Ex: His speech was a washout and failed to impress the audience .

سخنرانی او یک شکست کامل بود و نتوانست مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد.

اجرا کردن

نصف‌النهار مبدأ گرینویچ

Ex: The prime meridian divides the eastern and western hemispheres .

نصف‌النهار اصلی نیمکره‌های شرقی و غربی را تقسیم می‌کند.

longitude [اسم]
اجرا کردن

طول جغرافیایی

Ex: Geographic information systems ( GIS ) rely on longitude and latitude coordinates for mapping .

سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای نقشه‌برداری به مختصات طول جغرافیایی و عرض جغرافیایی متکی هستند.

hemisphere [اسم]
اجرا کردن

نیمکره

Ex:

نیمکره شمالی شامل بیشتر اروپا، آمریکای شمالی و آسیا می‌شود.

parallel [اسم]
اجرا کردن

(جغرافیا) مدار

Ex: The latitude of a location is determined by the nearest parallel .

عرض جغرافیایی یک مکان توسط نزدیک‌ترین موازی تعیین می‌شود.

tropic [اسم]
اجرا کردن

مدار (رأس‌السرطان یا رأس‌الجدی)

antipode [اسم]
اجرا کردن

نقطه متناظر جغرافیایی

Ex: The flight to her antipode would take nearly 24 hours .

پرواز به نقطه مقابل او تقریباً 24 ساعت طول می‌کشد.

اجرا کردن

شبه‌قاره

Ex: Wildlife in the subcontinent includes tigers , elephants , and rhinoceroses .

حیات وحش در شبه قاره شامل ببرها، فیل‌ها و کرگدن‌ها می‌شود.