کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 2 - واژگان
در اینجا کلمات واحد 2 - واژگان در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "have a go"، "on the go"، "go down with" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to move from a person or place

دور شدن, از جایی رفتن
گربه ولگرد علیرغم تلاشهای ما برای دور کردنش نمیخواست برود.
to come to be or to happen

اتفاق افتادن, رخ دادن
آیا اخیراً اتفاق غیرعادی در محله در حال رخ دادن است؟
to choose something among other things

انتخاب کردن, بیشتر دوست داشتن
در رستوران، او تصمیم گرفت انتخاب کند پاستای غذاهای دریایی را.
to fail to keep or fulfill a commitment or assurance made to someone

به قول یا تعهد خود عمل نکردن
to become affected by an illness

مبتلا شدن
در ماههای زمستان، معمول است که کودکان مبتلا شوند به سرماخوردگی و سرفه.
to try to make something successful, often with a significant degree of effort or determination

به نتیجه رساندن, از پسِ کاری برآمدن
میخواست کسبوکار جدیدش را به نتیجه برساند.
in a state of being actively engaged in various activities or constantly in motion, typically indicating a busy and active lifestyle

همیشه در جنبوجوش, دائم در حال دویدن
با سه بچه و یک کار تماموقت، او تمام روز در جنبوجوش است.
to make an attempt to achieve or do something

امتحان کردن, تلاشی کردن
معما سخت به نظر میرسد، اما بگذار امتحان کنم.
used to say that something is so obvious that there is no need for further explanation

بدیهی بودن, واضح بودن
بدیهی است که اطلاعات شما را محرمانه نگه میداریم.
to put an extreme or great amount of effort into achieving or doing something

از هیچ تلاشی دریغ نکردن, هر کاری از دست برآمدن کردن
برای ثابت کردن دروغ بودن اتهام، از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
to fail to keep a promise or commitment that was previously made

به عهد خود وفا نکردن
