صفات ارزیابی و مقایسه - صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت
این صفات طبیعت برتر، عالی یا استثنایی چیزی را از نظر کیفیت ها یا ویژگی های ذاتی آن توصیف می کنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
in a notably positive or exceptional manner

به خوبی
غذا عالی مزه میداد، با ترکیبی عالی از طعمها.
completely without mistakes or flaws, reaching the best possible standard

عالی, بینقص، تماموکمال
او با نگرش مثبتش انتخاب کامل برای تیم است.
having the greatest quality

با کیفیت برتر, پریمیوم
تعطیلات یک تجربه عالی بود، پر از فعالیتهای سرگرمکننده و همراهی عالی.
extremely good and amazing

فوقالعاده, محشر
اردوی تابستانی عالی بود، با فعالیتهای سرگرمکنندهی زیادی برای انجام دادن.
extremely great or large

فوقالعاده, باورنکردنی
تنوع شگفتانگیز حیات وحش در جنگل بارانی شگفتی طبیعت است.
very good, pleasant, or impressive

عالی, معرکه
این کافه یه حال و هوای سوپر داره.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
اجرای او در نمایش به سادگی فوق العاده بود.
extremely great and amazing

فوقالعاده, خارقالعاده
موسیقیدان صدایی عالی داشت که با احساس و قدرت طنین انداز میشد و با هر نت شنوندگان را مجذوب خود میکرد.
very good in quality or other traits

عالی, فوقالعاده
دانشآموزان نمرات عالی در امتحانات خود دریافت کردند.
representing the best possible example or standard

ایدهآل, آرمانی
هوای گرم و آسمان صاف شرایط ایدهآل را برای یک روز در ساحل ایجاد کرد.
surpassing others in terms of overall goodness or excellence

عالی
هوش برتر او به او اجازه داد تا در تلاشهای تحصیلی برتری یابد.
exceptionally skilled, excellent, or proficient

ماهر
او به خاطر زمانبندی عالی خود در کمدی معروف است، همیشه خط نهایی را به طور کامل ارائه میدهد.
excellent in quality or condition

عالی, خارق العاده
اتاق هتل عالی بود، با تخت راحت و منظره خیره کننده از خط افق شهر.
showing unmatched excellence and the highest level of quality or greatness

سطح بالا
سخنرانیهای استاد به خاطر وضوح و بینش برتر خود معروف بودند.
having superior quality or value

برتر (از نظر کیفیت یا ارزش)
گالری هنری پریمیوم آثار هنرمندان مشهور را به نمایش گذاشت، با تمرکز بر قطعات نادر و پریمیوم.
extremely good

عالی
استعداد عالی موسیقیدان در هر نتی که میزد آشکار بود، و با مهارتش شنوندگان را مسحور میکرد.
superior to everything else that is in the same category

بهترین
رستوران تازه افتتاح شده ادعا میکند که بهترین پیتزای شهر را سرو میکند و علاقهمندان به غذا را از دور و نزدیک جذب میکند.
having exceptional beauty or excellence

فوقالعادهزیبا
آرامش متعالی جنگل فرار خوشایندی از شلوغی زندگی شهری بود.
extremely surprising or impressive

شگفتانگیز, تحسینبرانگیز
عملکرد ورزشکار شگفتانگیز بود و چندین رکورد را در یک مسابقه شکست.
superior to others in terms of excellence

برجسته, نمونه، سرآمد، ممتاز
سرعت و چابکی برجسته ورزشکار او را به حریفی شکستناپذیر تبدیل میکند.
having an exceptionally high quality

شگفتانگیز, عالی، فوقالعاده
غروب خورشید یک طیف شگفتانگیز از رنگها را در آسمان نقاشی کرد.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
حرکات جادوگر مسحورکننده است و تماشاگران را مبهوت میکند.
persuasive in a way that captures attention or convinces effectively

متقاعدکننده
استدلال قانعکننده او بسیاری از نظرات را در اتاق تغییر داد.
providing a sense of satisfaction or reward

رضایتبخش, لذتبخش، دلپذیر
هنرمند پس از اتمام شاهکارش احساس رضایتبخشی از دستاورد را تجربه کرد.
full of happiness and delight

شادیبخش, مسرتبخش
برنده شدن در قهرمانی یک لحظه شاد برای تمام تیم بود.
remarkably surprising or wonderful, often suggesting the presence of divine intervention

معجزه آسا, شگفت انگیز
دیدار دوباره خواهر و برادرهای گمشده پس از دههها جدایی یک رویداد معجزهآسا بود که توسط خانوادهشان جشن گرفته شد.
to an extraordinary or impressive degree

شگفتانگیزانه, معجزهآسا
باغ از بارانهای بهاری شگفتانگیز رشد کرده است.
worth noticing, especially because of being unusual or extraordinary

فوق العاده, قابل توجه، استثنایی
دقت قابل توجه مهندسی ماشین مهندسان را متحیر کرد.
possessing traits that attract people's affection

دوستداشتنی
رفتار سپاسگزار سگ نجات و تکانهای مشتاقانه دمش، آن را به عضوی دوستداشتنی از خانواده تبدیل کرد.
(of an activity or an event) making us feel good or giving us pleasure

دلپذیر, لذتبخش
بازدید از موزه لذتبخشتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
deserving of praise and respect due to excellent standards and positive attributes

قابل تحسین
توانایی تحسینبرانگیز او در حفظ آرامش و خونسردی در شرایط استرسزا، تحسین همسالانش را برای او به ارمغان آورد.
impossible to resist or refuse, usually because of being very appealing or attractive

مقاومتناپذیر, سخت، قوی
بافت نرم و ابریشمی شکلات غیرقابل مقاومت بود، حتی کسانی که رژیمهای سخت داشتند را وسوسه میکرد.
worth doing or having

باارزش, خوشایند
گوشی هوشمند جدید از بسیاری از ویژگیهای مطلوب، از جمله دوربین با وضوح بالا و عمر طولانی باتری، تبلیغ میکرد.
strongly desired by many people

بسیار محبوب
کارآموزی مورد علاقه در شرکت حقوقی معتبر بسیار رقابتی بود، با متقاضیانی از دانشگاههای برتر سراسر کشور.
remarkable or very unusual, often in a positive way

فوقالعاده
دانشمند یک کشف فوقالعاده انجام داد که انقلابی در زمینه پزشکی ایجاد کرد.
serving as an excellent example, worthy of imitation or admiration

قابل تحسین, مثالزدنی
روشهای تدریس الگویی معلم عملکرد دانشآموزان را در همه زمینهها بهبود بخشید.
impressive and surpassing ordinary expectations, especially in size or scale

قهرمانانه, تحسین برانگیز
عمل قهرمانانه صعود به اورست بدون اکسیژن کمکی دنیا را مبهوت کرد.
displaying an exceptional level of excellence

فوقالعاده
سرعت پدیدهوار ورزشکار یک رکورد جهانی جدید ثبت کرد.
| صفات ارزیابی و مقایسه | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزیابی مثبت | صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت | صفات ارزیابی مثبت زیبایی | صفات ارزیابی منفی |
| صفات ارزیابی منفی توهینآمیز | صفتهای شباهت | صفات تفاوت | |
