صفات ارزیابی و مقایسه - صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت
این صفات طبیعت برتر، عالی یا استثنایی چیزی را از نظر کیفیت ها یا ویژگی های ذاتی آن توصیف می کنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a notably positive or exceptional manner

به خوبی
غذا عالی مزه میداد، با ترکیبی عالی از طعمها.
completely without mistakes or flaws, reaching the best possible standard

عالی, بینقص، تماموکمال
جیمی دانشآموز کامل است، همیشه در کلاس توجه میکند.
having the greatest quality

با کیفیت برتر, پریمیوم
تعطیلات یک تجربه عالی بود، پر از فعالیتهای سرگرمکننده و همراهی عالی.
extremely good and amazing

فوقالعاده, محشر
او برای تولدش یک اسکیت بورد جدید عالی دریافت کرد.
extremely great or large

فوقالعاده, باورنکردنی
استعداد فوقالعاده او در آواز خواندن تماشاگران را مسحور کرد.
very good, pleasant, or impressive

عالی, معرکه
او یک دوست فوقالعاده است، همیشه مهربان و قابل اعتماد.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
extremely great and amazing

فوقالعاده, خارقالعاده
حس عالی او در استایل در لباسهای هماهنگ و توجه به جزئیاتش آشکار بود.
very good in quality or other traits

عالی, فوقالعاده
او یک پیانیست عالی است که بسیاری از مسابقات را برنده شده است.
representing the best possible example or standard

ایدهآل, آرمانی
چیدمان وسیع و امکانات مدرن، آپارتمان را به مکانی ایدهآل برای زندگی تبدیل کرد.
surpassing others in terms of overall goodness or excellence

عالی
عملکرد برتر ورزشکار برای او جایگاهی در فینال تضمین کرد.
exceptionally skilled, excellent, or proficient

ماهر
او یک مذاکرهکننده درجه یک است، همیشه بهترین معاملات را برای مشتریانش به دست میآورد.
excellent in quality or condition

عالی, خارق العاده
هوا برای پیک نیک فضای باز ما عالی بود، با آسمانی صاف و نسیمی ملایم.
showing unmatched excellence and the highest level of quality or greatness

سطح بالا
پیروزی تیم در بازی قهرمانی نشانه ای از استعداد برتر و فداکاری آنها بود.
having superior quality or value

برتر (از نظر کیفیت یا ارزش)
برند پریمیوم شکلات به دلیل بافت غنی و مخملی و پروفایلهای طعم عالی آن مورد تحسین قرار گرفت.
extremely good

عالی
فیزیک بدنی عالی او نتیجه سالها تلاش در تناسب اندام و ورزش بود.
superior to everything else that is in the same category

بهترین
نمای دیدنی بالای تپه بهترین منظرههای پانوراما از کل شهر را ارائه میدهد.
having exceptional beauty or excellence

فوقالعادهزیبا
همانطور که خورشید در افق غروب میکرد و آسمان را به رنگهای صورتی و طلایی میآراست، منظره از قله کوه واقعاً عالی بود.
extremely surprising or impressive

شگفتانگیز, تحسینبرانگیز
دانشمند یک کشف شگفتانگیز انجام داد که نظریههای موجود را به چالش کشید.
superior to others in terms of excellence

برجسته, نمونه، سرآمد، ممتاز
دانشجو به دلیل تحقیق جامع خود نمره عالی در تکلیف دریافت کرد.
having an exceptionally high quality

شگفتانگیز, عالی، فوقالعاده
اجرای او در نمایش واقعاً شگفتانگیز بود.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
تواناییهای داستانگویی او مسحورکننده است، با هر کلمه شنوندگان را جذب میکند.
persuasive in a way that captures attention or convinces effectively

متقاعدکننده
مستند شواهد متقاعدکنندهای را برای حمایت از تز مرکزی خود ارائه داد.
providing a sense of satisfaction or reward

رضایتبخش, لذتبخش، دلپذیر
بازخورد مثبت مشتریان، کار سخت روی پروژه را به ویژه رضایتبخش کرد.
full of happiness and delight

شادیبخش, مسرتبخش
روز عروسی آنها یک مناسبت شاد بود، که با عشق و خنده مشخص شده بود.
remarkably surprising or wonderful, often suggesting the presence of divine intervention

معجزه آسا, شگفت انگیز
نجات مسافران پس از سقوط هواپیما توسط نجاتیابان به عنوان معجزهآسا توصیف شد.
to an extraordinary or impressive degree

شگفتانگیزانه, معجزهآسا
طرح شگفتانگیز کارآمد عمل کرد علیرغم مهلت محدود.
worth noticing, especially because of being unusual or extraordinary

فوق العاده, قابل توجه، استثنایی
اختراع قابل توجه شیوه ارتباط مردم را متحول کرد.
possessing traits that attract people's affection

دوستداشتنی
شخصیت مهربان و دلسوز او، او را به دوستی دوستداشتنی برای همه تبدیل کرد.
(of an activity or an event) making us feel good or giving us pleasure

دلپذیر, لذتبخش
علیرغم باران، ما یک پیکنیک لذتبخش داشتیم.
deserving of praise and respect due to excellent standards and positive attributes

قابل تحسین
تعهد او به بهبود آموزش در جوامع محروم واقعاً ستودنی است و احترام گستردهای به دست آورده است.
impossible to resist or refuse, usually because of being very appealing or attractive

مقاومتناپذیر, سخت، قوی
چشمهای بزرگ و التماسآور توله سگ غیرقابل مقاومت بود، حتی سختترین افراد را نیز تحت تأثیر قرار میداد.
worth doing or having

باارزش, خوشایند
موقعیت مطلوب ملک ساحلی و مناظر خیره کننده آن را به مقصدی پرطرفدار برای مسافران تبدیل کرد.
strongly desired by many people

بسیار محبوب
جام مورد علاقه به تیم برنده مسابقات اهدا شد.
remarkable or very unusual, often in a positive way

فوقالعاده
استعداد فوقالعاده هنرمند به آنها اجازه داد تا آثار هنری خیرهکنندهای خلق کنند.
serving as an excellent example, worthy of imitation or admiration

قابل تحسین, مثالزدنی
اخلاق کاری الگویی و فداکاری او باعث ارتقای شغلی او شد.
impressive and surpassing ordinary expectations, especially in size or scale

قهرمانانه, تحسین برانگیز
سفر قهرمانانه کاوشگر در سراسر قطب شمال، تخیل مردم سراسر جهان را به خود جلب کرد.
displaying an exceptional level of excellence

فوقالعاده
استعداد فوقالعاده او در خوانندگی، مخاطبان سراسر جهان را مجذوب خود کرد.
| صفات ارزیابی و مقایسه | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزیابی مثبت | صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت | صفات ارزیابی مثبت زیبایی | صفات ارزیابی منفی |
| صفات ارزیابی منفی توهینآمیز | صفتهای شباهت | صفات تفاوت | |
