کلمات آکادمیک آیلتس برای "قیدهای حالت"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قیدهای شیوه ای را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
smoothly [قید]
اجرا کردن

بدون مشکل

Ex: Her car shifted smoothly into the next gear .

ماشینش به نرمی به دنده بعدی تغییر کرد.

eagerly [قید]
اجرا کردن

مشتاقانه

Ex: She eagerly signed up for the advanced photography course .

او با اشتیاق در دوره پیشرفته عکاسی نام نویسی کرد.

cautiously [قید]
اجرا کردن

به شیوه‌ای بسیار محتاطانه

Ex: He cautiously opened the mysterious package .

او با احتیاط بسته مرموز را باز کرد.

confidently [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: She spoke confidently during the interview , impressing the panel .

او در طول مصاحبه با اطمینان صحبت کرد، هیئت را تحت تأثیر قرار داد.

calmly [قید]
اجرا کردن

به‌آرامی

Ex: He calmly answered the questions from the anxious crowd .

او با آرامش به سوالات جمعیت مضطرب پاسخ داد.

excitedly [قید]
اجرا کردن

باهیجان

Ex: She excitedly opened the envelope to read the results .

او با هیجان پاکت را باز کرد تا نتایج را بخواند.

patiently [قید]
اجرا کردن

صبورانه

Ex: The dog sat patiently by the door , waiting for its owner .

سگ با صبر کنار در نشست، منتظر صاحبش بود.

اجرا کردن

بااشتیاق

Ex: The students participated enthusiastically in the science experiment , eager to learn .

دانش‌آموزان با اشتیاق در آزمایش علمی شرکت کردند، مشتاق یادگیری.

tenderly [قید]
اجرا کردن

باملایمت

Ex: He tenderly held her hand as she cried .

او با مهربانی دستش را گرفت در حالی که گریه می‌کرد.

skillfully [قید]
اجرا کردن

به‌طرز ماهرانه‌ای

Ex: She skillfully negotiated the contract to benefit both parties .

او ماهرانه قرارداد را مذاکره کرد تا به نفع هر دو طرف باشد.

boldly [قید]
اجرا کردن

به نحو بسیار جسورانه‌ای

Ex: She boldly confronted her fears and jumped off the cliff into the water below .

او با جرات با ترس‌هایش روبرو شد و از صخره به آب پایین پرید.

nervously [قید]
اجرا کردن

مضطربانه

Ex: They laughed nervously when asked about their missing homework .

وقتی درباره تکالیف گمشده‌شان پرسیده شد، با عصبانیت خندیدند.

playfully [قید]
اجرا کردن

بازیگوشانه

Ex: He tugged on her braid playfully before running off .

او قبل از فرار شوخ طبعانه بند موهایش را کشید.

اجرا کردن

بامهربانی

Ex: The host had thoughtfully prepared a vegetarian option for dinner .

میزبان با ملاحظه یک گزینه گیاهی برای شام آماده کرده بود.

hastily [قید]
اجرا کردن

باعجله

Ex: She wrote the note hastily before leaving for the meeting .

او قبل از رفتن به جلسه یادداشت را با عجله نوشت.

anxiously [قید]
اجرا کردن

بانگرانی

Ex: They watched anxiously as the storm clouds gathered .

آنها با نگرانی تماشا می‌کردند که ابرهای طوفانی جمع می‌شدند.

lazily [قید]
اجرا کردن

باتنبلی

Ex: The dog lay lazily in the sun , barely twitching an ear .

سگ تنبلانه در آفتاب دراز کشیده بود، به زودی گوشی را تکان می‌داد.

bravely [قید]
اجرا کردن

شجاعانه

Ex: Firefighters bravely battled the blaze for hours .

آتش‌نشان‌ها شجاعانه برای ساعت‌ها با آتش جنگیدند.

decisively [قید]
اجرا کردن

باقاطعیت

Ex: They decisively rejected the proposal after reviewing it .

آن‌ها پس از بررسی پیشنهاد، آن را قطعی رد کردند.

اجرا کردن

به‌طور برابر

Ex: Employees were evaluated consistently to ensure fairness .

کارمندان به طور مداوم ارزیابی شدند تا عدالت تضمین شود.

rashly [قید]
اجرا کردن

عجولانه

Ex: She spoke rashly in the heat of the argument , regretting her impulsive words later .

او در گرمای بحث بی‌دریغ صحبت کرد، بعداً از کلمات تکانشی خود پشیمان شد.

awkwardly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز ناجور

Ex: He shifted awkwardly in his seat , unsure how to react .

او ناشیانه روی صندلیش جابه‌جا شد، مطمئن نبود چگونه واکنش نشان دهد.

rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: The population of the city is growing rapidly .

جمعیت شهر به سرعت در حال رشد است.

roughly [قید]
اجرا کردن

بدون توجه به جزئیات

Ex: The chef chopped the vegetables roughly for a rustic and informal presentation .

سرآشپز سبزیجات را به طور تقریبی خرد کرد برای ارائه‌ای روستایی و غیررسمی.

creatively [قید]
اجرا کردن

خلاقانه

Ex: She approached problem-solving creatively , thinking outside conventional solutions .

او به حل مسئله خلاقانه نزدیک شد، خارج از راه‌حل‌های متعارف فکر کرد.

randomly [قید]
اجرا کردن

به‌طور اتفاقی

Ex: The computer generated a password randomly .

کامپیوتر یک رمز عبور به صورت تصادفی تولید کرد.

اجرا کردن

به شیوه‌ای طعنه‌آمیز

Ex: He sarcastically asked if I had enjoyed being stuck in traffic for two hours .

او با تمسخر پرسید که آیا از ماندن در ترافیک به مدت دو ساعت لذت برده‌ام.

innocently [قید]
اجرا کردن

ساده‌لوحانه

Ex: She innocently clicked the link , not knowing it was a scam .

او بی‌گناهانه روی لینک کلیک کرد، بدون اینکه بداند یک کلاهبرداری است.

faithfully [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: The soldier fought faithfully alongside his comrades until the end .

سرباز تا آخر در کنار همرزمانش وفادارانه جنگید.

اجرا کردن

با بی‌وفایی

Ex: Despite the vows they exchanged , she unfaithfully engaged in a romantic relationship with someone else .

علیرغم سوگندهایی که رد و بدل کردند، او بی وفایی در یک رابطه عاشقانه با شخص دیگری درگیر شد.

rudely [قید]
اجرا کردن

بی‌ادبانه

Ex: The customer rudely demanded a refund without giving any explanation .

مشتری بی‌ادبانه تقاضای بازپرداخت کرد بدون اینکه هیچ توضیحی بدهد.

اجرا کردن

بی‌رحمانه

Ex: She laughed sadistically as she watched them struggle .

او سادیستی خندید در حالی که تماشای تقلای آن‌ها می‌کرد.

joyfully [قید]
اجرا کردن

باخوشحالی

Ex: The choir sang joyfully in the church , uplifting the congregation .

کر در کلیسا با شادی خواند، روحیه جماعت را بالا برد.

اجرا کردن

با شور و شوق

Ex: He passionately defended his decision in front of the board .

او با اشتیاق از تصمیم خود در مقابل هیئت مدیره دفاع کرد.

vaguely [قید]
اجرا کردن

به‌طور مبهم

Ex: The instructions in the manual were written vaguely , causing confusion among users .

دستورالعمل‌های موجود در دفترچه به صورت مبهم نوشته شده بودند، که باعث سردرگمی کاربران شد.

graciously [قید]
اجرا کردن

بامهربانی

Ex: The ambassador graciously acknowledged the efforts of the local volunteers .

سفیر مهربانانه تلاش‌های داوطلبان محلی را تصدیق کرد.

اجرا کردن

به‌طور مداوم

Ex: He persistently practiced the piano to improve his skills .

او با پشتکار پیانو تمرین کرد تا مهارت‌هایش را بهبود بخشد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی‌های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل‌دهی خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری
آماده‌سازی غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشمانداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای زمان و تناوب
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی