واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - پیچیدگی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیچیدگی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
full of complications or difficulties

پیچیده, غامض، گرهدار
حل مسئله پیچیده ریاضی حتی برای ماهرترین ریاضیدانان نیز چالشی گرهدار ثابت شد.
so detailed and complex that understanding becomes difficult

بسیار پیچیده
مقررات بیزانسی سیستم حقوقی تقریباً غیرممکن کرد که شهروندان عادی بتوانند در آن راه خود را پیدا کنند.
causing bewilderment or surprise

بسیار پیچیده
رفتار گیج کننده او در جلسه همکاران را متحیر و در جستجوی توضیحی گذاشت.
extremely difficult or seemingly impossible to understand or interpret due to its unclear intent or cause

غیر قابل درک, سردرنیاوردنی
محققان دههها تلاش کردند تا رمز غیرقابل درک پشت ارتباطات رمزگذاری شده دشمن را رمزگشایی کنند.
lacking clarity or coherence

نامشخص و گیجکننده
یادآوری آشفته او از وقایع، برای کارآگاه چالش برانگیز بود تا یک جدول زمانی دقیق را ترسیم کند.
impossible to comprehend

غیرقابل درک
تصمیم او برای استعفا از موقعیت پرافتخار غیرقابل درک به نظر میرسید، و همکاران را در حالت ناباوری قرار داد.
difficult to understand due to being complex or obscure

بسیار سخت و پیچیده
زبان پیچیده کتاب و بحثهای فلسفی آن برای خوانندگانی که پیشینهای در فلسفه ندارند چالشبرانگیز بود.
difficult to understand or interpret

مبهم
چهرهاش مرموز بود، و همه را به این فکر وا میداشت که او به چه چیزی فکر میکند.
extremely difficult to fully comprehend

غیر قابل درک, فهمناپذیر
سند حقوقی پر از اصطلاحات نفوذناپذیر بود، که فهم آن را برای یک فرد معمولی تقریباً غیرممکن میکرد.
complicated or difficult to follow, like a maze

شبیه هزارتو, پیچوخمدار
دیوانسالاری دولت پرپیچوخم بود، با فرمها و رویههای بیپایانی که باید طی میشد.
difficult to understand or obscure to most people due to its complexity

مرموز, نهان
موضوع آنقدر پیچیده بود که فقط چند متخصص در سمینار شرکت کردند.
an extremely easy task or something easily achieved

کاری بسیار آسان
با مهارتهای آشپزیاش، تهیه یک شام خوشمزه همیشه برای مری کار آسانی بود.
designed to be so simple that even someone with little knowledge or skill can use it without making mistakes

عاری از هرگونه پیچیدگی
مهندس کنترلهای ماشین را دوباره طراحی کرد تا آنها را احمقپروفس کند، که خطر خطای کاربر را کاهش میدهد.
(of sentences, explanations, arguments, etc.) long and difficult to understand, often due to complexity or excessive detail

پیچیده
توضیح پیچیده او فقط به سردرگمی درباره پروژه افزود.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد و مساحتها | وزن و ثبات | شکلها |
| افزایش در مقدار | کاهش مقدار | شدت | سرعت |
| اهمیت | منحصر به فرد بودن | ارزش | پیچیدگی |
| چالشها | کیفیت | موفقیت | شکست |
| شکل بدن | سن و ظاهر | سلامتی | هوش |
