کمیت‌سنج‌های انگلیسی برای "اسم‌های غیرقابل شمارش"

این کمیت‌سنج‌ها مقدار تقریبی اسم‌های غیرقابل شمارش را مشخص می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
تخصیص‌گر کمیت‌های طبقه‌بندی شده انگلیسی
little [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمی

Ex: There is little room for error in this task .

در این کار کمی جای خطا وجود دارد.

a little [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمی از

Ex: There is still a little milk left in the fridge .

هنوز کمی شیر در یخچال باقی مانده است.

a bit [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمی از

Ex: I need to get a bit of exercise today , so I 'm going for a short walk .

امروز نیاز دارم کمی ورزش کنم، بنابراین برای پیاده‌روی کوتاهی می‌روم.

less [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمتر

Ex: There are less people at the park today .

امروز مردم کمتری در پارک هستند.

least [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمترین

Ex: The least mistake could be disastrous in this situation .

کوچکترین اشتباه می‌تواند در این وضعیت فاجعه‌بار باشد.

some [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مقداری

Ex: Let 's make some sandwiches for lunch .

بیایید چند ساندویچ برای ناهار درست کنیم.

enough [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: Are you warm enough , or should I get you a blanket ?

آیا به اندازه کافی گرمت است، یا باید برایت پتویی بیاورم؟

much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

زیاد

Ex: There 's not much chocolate left in the box .

زیاد شکلات در جعبه باقی نمانده است.

more [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: They 've promised to donate more food to the shelter .

آنها قول داده‌اند که بیشتر غذا به پناهگاه اهدا کنند.

most [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیش از همه

Ex: The plant that needs the most care is the one in the living room .

گیاهی که به بیشترین مراقبت نیاز دارد، آن یکی در اتاق نشیمن است.

too much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

خیلی زیاد

Ex: He spends too much time on social media and not enough time studying .

او خیلی وقت در رسانه‌های اجتماعی می‌گذراند و وقت کافی برای درس خواندن نمی‌گذارد.