تخصیص‌گر کمیت‌های طبقه‌بندی شده انگلیسی - شمارشگرهای قابل شمارش

این کمیت‌سنج‌ها به عنوان تعیین‌کننده قبل از اسم‌ها ظاهر می‌شوند و تعداد تقریبی آنها را نشان می‌دهند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
تخصیص‌گر کمیت‌های طبقه‌بندی شده انگلیسی
few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.

a few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex: There were a few guests who arrived early .

چند مهمانی بودند که زود رسیدند.

fewer [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمتر

Ex:

او حالا که به شهر جدیدی نقل مکان کرده کمتر دوست دارد.

fewest [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

کمترین

Ex:

این خط هوایی در مقایسه با رقبای خود کمترین تاخیر را دارد.

several [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند دوست دیشب برای شام به ما ملحق شدند.

various [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

متنوع

Ex:

او در طول سفرهایش از مختلف کشورها دیدن کرده است.

many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: She dedicated many years to her career before retiring .

او سال‌های زیادی را به حرفه‌اش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.

lots of [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بسیاری از

Ex: She has lots of books on her shelves .

او تعداد زیادی کتاب در قفسه‌هایش دارد.

a good many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

تعداد زیادی از

Ex: There were a good many applicants for the job position , each with impressive qualifications .

برای موقعیت شغلی تعداد زیادی متقاضی وجود داشت، هر کدام با مدارک تحصیلی چشمگیر.

a great many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

تعداد زیادی از

Ex: There are a great many books in the library on various topics , from science to literature .

در کتابخانه تعداد بسیار زیادی کتاب در موضوعات مختلف، از علم تا ادبیات وجود دارد.

most [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشترین

Ex: In the survey , most participants expressed satisfaction with the product .

در نظرسنجی، اکثر شرکت‌کنندگان رضایت خود را از محصول ابراز کردند.

too many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

خیلی زیاد

Ex: She has bought too many clothes and now struggles to find space for them in her closet .

او خیلی زیاد لباس خریده و حالا برای پیدا کردن جا برای آنها در کمدش مشکل دارد.