فهرست واژگان سطح C2 - ویژگی های شخصی

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد ویژگی‌های شخصی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده‌است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
diligent [صفت]
اجرا کردن

باپشتکار

Ex: The diligent student 's commitment to studying led to academic success .

تعهد دانش آموز سختکوش به مطالعه منجر به موفقیت تحصیلی شد.

اجرا کردن

خودکفا

Ex: She admired his self-reliant attitude , always finding solutions to problems on his own .

او از نگرش خودکفای او تحسین می‌کرد، همیشه راه‌حل‌هایی برای مشکلات به تنهایی پیدا می‌کرد.

tenacious [صفت]
اجرا کردن

بسیار مصمم

Ex: She was a tenacious student , never giving up on a problem until she found the solution .

او یک دانش‌آموز سرسخت بود، که هرگز از یک مشکل دست نمی‌کشید تا زمانی که راه‌حل را پیدا می‌کرد.

gallant [صفت]
اجرا کردن

جنتلمن

Ex: She appreciated his gallant mannerisms , which were a rarity in today 's society .

او از رفتارهای مودبانه او قدردانی کرد، که در جامعه امروزی نادر بود.

gracious [صفت]
اجرا کردن

مودب و مهربان

Ex: The team captain displayed a gracious attitude even in the face of defeat .

کاپیتان تیم حتی در مواجهه با شکست نیز رفتاری مودبانه از خود نشان داد.

prudent [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She made a prudent decision to postpone her vacation until she had saved enough money .

او تصمیم عاقلانه‌ای گرفت که تعطیلات خود را تا زمانی که پول کافی پس‌انداز کند به تعویق بیندازد.

amicable [صفت]
اجرا کردن

دوستانه

Ex: The neighbors resolved their dispute over the property line in an amicable manner , without involving lawyers .

همسایه‌ها اختلاف خود بر سر خط ملک را به روشی دوستانه، بدون دخالت وکلا حل کردند.

benevolent [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند و مهربان

Ex: The benevolent leader implemented policies to improve the lives of the poor .

رهبر نیکوکار سیاست‌هایی را برای بهبود زندگی فقرا اجرا کرد.

disdainful [صفت]
اجرا کردن

مغرور یا خودخواهانه

Ex: When presented with the alternative proposal , the manager gave a disdainful laugh , considering it beneath consideration .

وقتی پیشنهاد جایگزین ارائه شد، مدیر با خنده‌ای تحقیرآمیز پاسخ داد، آن را شایسته توجه ندانست.

fickle [صفت]
اجرا کردن

دمدمی

Ex: The weather in this region is notoriously fickle , changing from sunny to stormy within hours .

آب و هوا در این منطقه دمدمی مزاج است، در عرض چند ساعت از آفتابی به طوفانی تغییر می‌کند.

morose [صفت]
اجرا کردن

ترش‌رو

Ex: The patient 's morose mood was noted by the healthcare professionals , prompting concern for their emotional well-being .

حالت روحی غمگین بیمار توسط متخصصان مراقبت‌های بهداشتی مورد توجه قرار گرفت و نگرانی برای رفاه عاطفی او ایجاد کرد.

sullen [صفت]
اجرا کردن

عبوس

Ex: The skies were dark and sullen , mirroring the mood of the people gathered for the funeral .

آسمان تاریک و عبوس بود، که حال و هوای مردم جمع شده برای تشییع جنازه را منعکس می‌کرد.

egoistic [صفت]
اجرا کردن

خودخواه

Ex: Despite being a team effort , the athlete 's egoistic celebration overshadowed the contributions of teammates .

علیرغم تلاش تیمی، جشن خودخواهانه ورزشکار سهم هم‌تیمی‌ها را تحت الشعاع قرار داد.

callous [صفت]
اجرا کردن

بی‌احساس

Ex: The politician 's callous policies ignored the needs of vulnerable populations .

سیاست‌های بی‌احساس سیاستمدار نیازهای جمعیت‌های آسیب‌پذیر را نادیده گرفت.

blunt [صفت]
اجرا کردن

مستقیم و صریح

Ex: When asked about her opinion , she offered a blunt and honest evaluation of the proposal .

وقتی درباره نظر او پرسیده شد، او یک ارزیابی صریح و صادقانه از پیشنهاد ارائه داد.

obstinate [صفت]
اجرا کردن

یک‌دنده

Ex: The old man was too obstinate to accept any help , insisting he could manage on his own .

مرد پیر برای پذیرفتن هر کمکی بیش از حد لجباز بود، اصرار داشت که خودش می‌تواند از پس کارهایش برآید.

spiteful [صفت]
اجرا کردن

کینه‌توز

Ex: Susan gave a spiteful glare to her friend who won the contest instead of her .

سوزان به دوستش که به جای او در مسابقه برنده شده بود، نگاهی کینه‌توزانه انداخت.

bigoted [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: The community worked hard to combat the bigoted attitudes that had been prevalent for generations .

جامعه سخت کار کرد تا با نگرش‌های متعصبانه‌ای که برای نسل‌ها رایج بود مبارزه کند.

sly [صفت]
اجرا کردن

موذی

Ex: He gave a sly wink to indicate that he was aware of the secret plan .

او یک چشمک زیرکانه زد تا نشان دهد که از نقشه مخفی آگاه است.

upright [صفت]
اجرا کردن

مبتنی بر اخلاق و درستکاری

Ex: An upright monk disdained earthly wealth .

یک راهب درستکار از ثروت دنیوی بیزار بود.

winsome [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The elderly couple shared a winsome dance at their 50th wedding anniversary celebration .

زوج سالخورده یک رقص دلنشین را در جشن پنجاهمین سالگرد ازدواجشان به اشتراک گذاشتند.

finicky [صفت]
اجرا کردن

سختگیر

Ex:

او در مورد دمای اتاق سختگیر است، همیشه ترموستات را مطابق میل خود تنظیم می‌کند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement