to completely agree with someone and understand their point of view

کاملاً همنظر بودن, همدیدگاه بودن
to an increasing degree over time

بیشتر و بیشتر, به طور فزاینده
خانه قدیمی هرچه بیشتر با صدای بلند جیرجیر میکرد در حالی که طوفان در بیرون میتوفید.
in a complete and total way

تمامعیار, سراپا
او یک کلاهبردار تمامعیار است.
repeatedly without pause or change

بارها و بارها, بدون وقفه
کودک نوپا همان کارتون را بارها و بارها خواست.
a period of time spent away from work or duties to relax and engage in leisure activities

استراحت و آرامش, تفریح و استراحت
به سربازان پس از بازگشت از مأموریت، دو هفته استراحت و تفریح داده شد.
a private discussion, often between two people

گفتگوی خصوصی
او او را کنار کشید برای یک گفتگوی دونفره سریع درباره پروژه آینده.
in every single way

تمامعیار, سرتاپا
او سرتاپا آدم صادقی است.
to fight or compete with someone with great force, determination, and strength

پابهپای کسی رقابت کردن, رو در رو جنگیدن
او پابهپای قهرمان ایستاد و اصلاً عقب نکشید.
in a way that involves no deception or rule violations

درست و قانونی, بیکلک و طبق قانون
معامله زیادی خوب به نظر میرسید، اما معلوم شد درست و قانونی است.
![to [see] eye to eye to [see] eye to eye](/assets/img/no-pic-260w.png)