to become someone's husband or wife

ازدواج کردن
او وقتی 20 ساله بود با عشق دبیرستانش ازدواج کرد.
to change one's place of residence or work

اسبابکشی کردن
ما در حال برنامهریزی برای جابجایی به ایالت دیگری برای شروع تازه هستیم.
the capital and largest city of both England and the United Kingdom, situated in the southeastern region of the country

لندن
the art or profession of writing, producing, directing, or acting in plays

هنر تئاتر و سینما
دپارتمان تئاتر به خاطر تولیدات چشمگیر و بازیگران با استعدادش شناخته شده است.
a written story that is meant to be performed on a stage, radio, or television

نمایش, تئاتر
ایستگاه رادیویی یک نمایش پخش کرد که شنوندگان را در سراسر کشور مجذوب خود کرد.
to play or perform a role in a play, movie, etc.

بازی کردن (نقش)
در طول نمایش مدرسه، او به عنوان شخصیت اصلی بازی خواهد کرد.
a play with sad events, especially one that the main character dies at the end

تراژدی
اقتباس سینمایی به عناصر تراژدی اصلی وفادار ماند و واکنشهای عاطفی قوی از مخاطبان برانگیخت.
a genre that emphasizes humor and often has a happy or lighthearted conclusion

ژانر کمدی
فیلم یک کمدی است که به داستانهای پریان سنتی میخندد.
having the highest level of significance or central importance

اصلی
منبع درآمد اصلی خانواده، شغل پدر به عنوان مهندس نرمافزار است.
a person or an animal represented in a book, play, movie, etc.

شخصیت, کاراکتر
شیر در وقایع نامههای نارنیا یک شخصیت نجیب است.
with cheerfulness and joy

باخوشحالی
او با خوشحالی لبخند زد وقتی مهمانی غافلگیرکننده را دید.
the male ruler of a territorial unit that has a royal family

پادشاه, شاه
پرتره پادشاه به طور برجسته در تالار بزرگ کاخ آویزان بود.
(of a person) not having physical or mental problems

سالم, تندرست
پدربزرگ من 80 ساله است اما هنوز سالم و تیزهوش است.
taking place unexpectedly or done quickly

ناگهانی
آنها تصمیم ناگهانی گرفتند که صبح زود به ساحل بروند.
the state of being physically or mentally sick

بیماری
بیماری او را برای هفتهها در تخت نگه داشت.
to put something such as an ingredient, additional element, etc. together with something else

اضافه کردن
سبزیجات را تفت دهید، سپس توفو را اضافه کنید.
the most common language in the world, originating in England but also the official language of America, Canada, Australia, etc.

زبان انگلیسی
انگلیسی ماریا از زمانی که به کانادا نقل مکان کرده است، بهبود یافته است.
the largest country in the United Kingdom, located in Western Europe

انگلیس
تیم ملی فوتبال انگلستان طرفداران پرشوری دارد و در مسابقات بینالمللی شرکت میکند.
someone whose job involves writing articles, books, stories, etc.

نویسنده
او یک نویسنده موفق کتابهای کودکان است.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
a person or company that designs and produces gloves

سازنده دستکش, دستکش ساز
او به عنوان تولید کننده دستکش در یک کارخانه تخصصی در تولید کالاهای چرمی کار میکرد.
