the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
گردشگری آنها در لندن شامل برج لندن، موزه بریتانیا و کاخ باکینگهام بود.
to get to your planned destination

رسیدن (به مقصد)
ما دیروقت شب به لندن رسیدیم.
located at a great distance in space

دور, دور دست
داستان در یک پادشاهی دورافتاده که با جنگلهای انبوه احاطه شده است، اتفاق میافتد.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
او دو ساعت قبل از پروازش به فرودگاه رسید.
a piece of land surrounded by water

جزیره
ما شاهد بودیم که لاکپشتهای دریایی در سواحل جزیره لانه میسازند.
a seaplane equipped with pontoons for landing or taking off from water

هواپیمای دریایی مجهز به شناور برای فرود یا برخاستن از آب, هواپیمای دریایی
any object that rests or moves on the surface of water

جسمی شناور
اسباببازیهای کوچک میتوانند به عنوان شناور در وان حمام عمل کنند.
a large seaplane that floats with its fuselage in the water rather than on pontoons

قایق پرنده, هواپیمای آبی
the structural part in a vessel that provides stability and buoyancy

کف, بدنه کشتی
مهندسان آزمایشهایی انجام دادند تا اطمینان حاصل کنند که کف به درستی ساخته شده است تا فشارهای اقیانوس را تحمل کند.
to be in motion on a body of water or current of air at a slow pace

شناور بودن
در عصر آرام، بالن گرمایی شروع به شناور شدن با ظرافت در آسمان کرد.
extremely surprising, particularly in a good way

شگفتآور, شگفتانگیز، عالی، فوقالعاده
تعطیلات آنها در ساحل شگفتانگیز بود، با هوای عالی هر روز.
any piece of equipment that is mechanical, electric, etc. and performs a particular task

دستگاه, ماشین
دستگاه خودپرداز (ماشین) به دلیل مشکلات فنی از سرویس خارج بود.
unlike anything else and distinguished by individuality

منحصربهفرد, بیهمتا
این غذا ترکیبی از طعمهای منحصر به فرد دارد که به طرز شگفتانگیزی خوب است.
the fact that one is able or possesses the necessary skills or means to do something

توانایی, قابلیت
معلم از توانایی دانش آموز در درک آسان مفاهیم دشوار تقدیر کرد.
an aircraft designed to take off from and land on water

هواپیمای آبی, هواپیمای دوزیست
ترمینال هواپیمای آبی بندر روزانه ده پرواز را سرویس میداد.
designed or set aside for a specific purpose or need, often different from what is commonly available

ویژه, خاص
او یک دعوت ویژه به کنفرانس انحصاری دریافت کرد.
a flying vehicle with fixed wings that moves people and goods from one place to another through sky

هواپیما
هواپیما یک راه سریع برای سفر به مسافتهای طولانی است.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
همانطور که هلیکوپتر آماده برخاستن میشد، پرههای روتور شروع به چرخیدن کردند.
to arrive and rest on the ground or another surface after being in the air

فرود آمدن, به زمین نشستن
پرشگران هوایی پس از پرش هیجانانگیزشان فرود آمدند.
a strip of ground with a hard surface on which aircraft land or take off from

باند فرودگاه
یک باند جدید برای مدیریت پروازهای بیشتر ساخته شد.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
معلم با گنجاندن فعالیتهای تعاملی، درس را جالب کرد.
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
بنای تاریخی در قرن 18 ساخته شد.
to control movements of an airplane through the air

پرواز کردن (با هواپیما)
به خلبان با تجربه سپرده شد که یک هواپیمای باری را پرواز دهد، و کالاها را بین قارهها حمل کند.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز در سراسر اقیانوس اطلس حدود هفت ساعت طول کشید.
achieving notable recognition, prosperity, or accomplishment in a way that shines or stands out

موفق, درخشان
استارتاپ آنها از یک صعود موفق و درخشان در صنعت فناوری لذت برد.
the war that took place from the year 1914 to 1918 between the allies and the central powers

جنگ جهانی اول
the war that took place from the year 1939 to 1945 between the axis and the allies

جنگ جهانی دوم, جنگ جهانی II
an operation that is assigned by a higher headquarters

ماموریت نظامی, عملیات نظامی
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
آنها در کنار دریاچه پیکنیک داشتند.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
ما برای ماهیگیری به کنار رودخانه رفتیم و چند قزلآلای تازه صید کردیم.
providing help when needed

سودمند, مفید، ثمربخش، بهدردبخور
داشتن یک مربی در محل کار میتواند در راهنمایی تصمیمات شغلی و ارائه بینشهای ارزشمند مفید باشد.
a coordinated operation to save people or assets from immediate danger

ماموریت نجات, عملیات نجات
واحدهای مدواک برای ماموریتهای نجات شهری پس از زلزله آموزش دیدهاند.
to change or make someone or something change their position in an apparent way

حرکت دادن, تکان دادن، جابهجا کردن
باد پردهها را به جلو و عقب حرکت داد.
(plural) necessary things, such as food, medicines, clothes, etc. for a group of people

کالا یا لوازم مصرفی, کالا و خدمات ضروری، تدارکات
ارتش تجهیزات را به روستاهای دورافتاده قطعشده توسط بلایای طبیعی تحویل داد.
