a large aircraft designed to carry goods instead of passengers

هواپیمای باری, هواپیمای حمل بار
هواپیماهای باری صندلی برای افراد ندارند، فقط فضایی برای بار دارند.
designed or set aside for a specific purpose or need, often different from what is commonly available

ویژه, خاص
او یک دعوت ویژه به کنفرانس انحصاری دریافت کرد.
a flying vehicle with fixed wings that moves people and goods from one place to another through sky

هواپیما
هواپیما یک راه سریع برای سفر به مسافتهای طولانی است.
to hold someone or something and take them from one place to another

حمل کردن, بردن
کیف خرید سنگین بود چون باید حمل میکرد مواد غذایی را برای تمام خانواده.
items made or produced for sale

کالا
او تصمیم گرفت کالاهای کمی استفاده شده خود را به خیریه اهدا کند، با امید کمک به نیازمندان.
a winged flying vehicle driven by one or more engines

هواپیما
هواپیما پس از یک پرواز طولانی به آرامی در فرودگاه فرود آمد.
with a lot of speed

بهسرعت
رودخانه پس از بارندگی شدید سریع جریان یافت.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
دفتر اصلی شرکت در مرکز شهر واقع شده است.
the armed forces of a country

ارتش
ارتش یک حمله غافلگیرانه به پایگاه دشمن تحت پوشش تاریکی آغاز کرد.
the people and organizations that help in urgent situations

خدمات اضطراری
در طول طوفان، خدمات اضطراری در تخلیه ساکنان کمک کردند.
in the beginning of a situation or stage

در ابتدا, اول
در ابتدا، او سعی کرد با خدمات کند رستوران صبور باشد.
a large aircraft designed to carry people from one location to another

هواپیمای مسافربری, هواپیمای خطوط هوایی
هواپیمای مسافربری با شروع غروب آفتاب پرواز کرد.
letters and packages sent and delivered by post

نامه, بسته پستی، مرسوله پستی
پستچی هر روز حدود ظهر پست ما را تحویل میدهد.
a box or container in which items are packed

بسته
بسته با دستورالعملهایی برای مراقبت در حمل و نقل برچسبگذاری شده بود.
the war that took place from the year 1939 to 1945 between the axis and the allies

جنگ جهانی دوم, جنگ جهانی II
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
بنای تاریخی در قرن 18 ساخته شد.
(plural) necessary things, such as food, medicines, clothes, etc. for a group of people

کالا یا لوازم مصرفی, کالا و خدمات ضروری، تدارکات
ارتش تجهیزات را به روستاهای دورافتاده قطعشده توسط بلایای طبیعی تحویل داد.
someone who serves in an army, particularly a person who is not an officer

سرباز
سرباز چکمههایش را تا زمانی که برق بزنند، واکس زد.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
groups of soldiers organized for military operations, often used to refer collectively to military personnel or forces in a particular area or situation

نیروها, نیروهای نظامی
پس از تهاجم، نیروهای اضافی برای حفظ نظم در منطقه مستقر شدند.
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
ملت تا زمان امضای یک توافقنامه صلح در حالت جنگ باقی ماند.
related to the purchasing and selling of different goods and services

تجاری, بازرگانی
فیلم با وجود نقدهای متفاوت، یک موفقیت تجاری بود.
any piece of equipment that is mechanical, electric, etc. and performs a particular task

دستگاه, ماشین
دستگاه خودپرداز (ماشین) به دلیل مشکلات فنی از سرویس خارج بود.
indicating that the quantity or count mentioned does not exceed a specified value

تا, حداکثر
شما میتوانید تا ده مهمان به مهمانی دعوت کنید.
an animal that is very large, has thick gray skin, four legs, a very long nose that is called a trunk, and mostly lives in Asia and Africa

فیل
ما خوششانس بودیم که گلهای از فیلها را دیدیم که در ساوانا به آرامی در حال چریدن بودند.
the bottom of a room that we walk on

کف, زمین
او آبمیوه را روی زمین ریخت و بلافاصله آن را تمیز کرد.
to fill or pack a space with the specified items

بار زدن, بار کردن، پر کردن
امیلی وانت کمپینگ خود را با لوازم کمپینگ بار کرد و برای یک آخر هفته در کوهستان راه افتاد.
to empty a vehicle or container by taking out the cargo or contents

بار خالی کردن, باراندازی کردن
در محل ساخت و ساز، خدمه ساخت و ساز کامیون تختبار را تخلیه کردند، مواد را برای کار روز آماده کردند.
a sloping surface that connects two areas at different heights, commonly used for easy access

سطح شیبدار, رمپ
رامپ جابجایی تجهیزات به داخل ساختمان را آسانتر کرد.
a means of transportation used to carry people or goods from one place to another, typically on roads or tracks

وسیله نقلیه
حادثه شامل سه وسیله نقلیه بود.
providing help when needed

سودمند, مفید، ثمربخش، بهدردبخور
داشتن یک مربی در محل کار میتواند در راهنمایی تصمیمات شغلی و ارائه بینشهای ارزشمند مفید باشد.
to rescue someone or something from harm or danger

نجات دادن
ماموریت ابرقهرمان نجات شهر از چنگال شروران است.
a sudden and unfortunate event that causes a great amount of death and destruction

مصیبت, بلا، فاجعه
شیوع بیماری یک فاجعه بهداشت عمومی بود.
the sudden movement and shaking of the earth's surface, usually causing damage

زلزله, زمینلرزه
زلزله ناگهانی همه را در شهر وحشت زده کرد.
the rising of a body of water that covers dry places and causes damage

سیل
آنها مجبور شدند به دلیل سیل خانهشان را تخلیه کنند.
a substance that treats injuries or illnesses

دارو, دوا
کودک از خوردن داروی تلخ مزه خودداری کرد.
a person, organization, company, etc. that pays to get things from businesses or stores

مشتری
سیاست فروشگاه این است که 'مشتری همیشه درست میگوید'.
in every part of the world
to need a specific amount of time to do something or for something to be done or happen

طول کشیدن
تسلط بر یک ساز موسیقی میتواند سالها تمرین و فداکاری بطلبد.
to leave a surface and begin flying

به پرواز در آمدن
همانطور که هلیکوپتر آماده برخاستن میشد، پرههای روتور شروع به چرخیدن کردند.
to arrive and rest on the ground or another surface after being in the air

فرود آمدن, به زمین نشستن
پرشگران هوایی پس از پرش هیجانانگیزشان فرود آمدند.
