a pedal-powered vehicle like a bike, but it has a cover to protect the rider and make it go faster

ولو موبایل, دوچرخه پوشیده
نوآوریها در طراحی ولو موبایل آنها را سریعتر و راحتتر میکند.
a means of transportation used to carry people or goods from one place to another, typically on roads or tracks

وسیله نقلیه
حادثه شامل سه وسیله نقلیه بود.
any of the circular objects typically found under vehicles like cars, bicycles, buses, etc., used to make movement possible by turning

چرخ, لاستیک
مکانیک چرخها را بررسی کرد تا مطمئن شود که آنها تراز هستند.
to supply with the needed energy to make something work

شارژ کردن (وسیله، ابزار و...), انرژی تأمین کردن
خودروهای الکتریکی توسط باتریهای قابل شارژ تأمین انرژی میشوند، که آنها را به یک گزینه حملونقل سازگار با محیط زیست تبدیل میکند.
to propel and operate a bicycle or other pedal-powered vehicle

رکاب زدن
در کلاس اسپینینگ، از شرکتکنندگان خواسته شد تا با شدتهای مختلف پدال بزنند تا زمینهای مختلف را شبیهسازی کنند.
a vehicle with two wheels that we ride by pushing its pedals with our feet

دوچرخه
آنها برای تولد دخترشان یک دوچرخه جدید میخرند.
the main exterior structure of a vehicle that includes the doors, roof, and panels

بدنه, ساختار
او پس از برخورد جزئی، یک فرورفتگی در بدنه مشاهده کرد.
someone who uses a motorcycle or bicycle for transportation

راننده, موتورسوار
مسیر کوهستانی سوارکاران را از سراسر منطقه جذب کرد.
to prevent someone or something from being damaged or harmed

محافظت کردن
نیروها برای محافظت از کارکنان امدادی در برابر حملات اعزام شدهاند.
air that moves quickly or strongly in a current as a result of natural forces

باد
آنها پنجرهها را بستند تا از ورود باد سرد جلوگیری کنند.
having very little weight and easy to move or pick up

سبک
ماشین اسباببازی کوچک به اندازهای سبک بود که یک کودک بتواند با آن بازی کند.
a substance from which things can be made

ماده, مصالح
شیشه یک ماده شفاف ساخته شده از سیلیس و سایر افزودنیها است که برای ساخت پنجرهها، ظروف و اشیاء تزئینی استفاده میشود.
a light substance produced in a chemical process that can be formed into different shapes when heated

پلاستیک
دندانپزشک یک تاج موقت از پلاستیک دندانی ساخت.
to do physical activities or sports to stay healthy and become stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
ما معمولاً صبحها ورزش میکنیم تا روزمان را پرانرژی شروع کنیم.
protected or shielded by something

پوشیده, محافظت شده
ایوان پوشیده مکانی دلپذیر برای استراحت در هنگام باران فراهم کرد.
easily and without any difficulty or disruptions

بدون مشکل, بیدردسر
او به راحتی از یک موضوع به موضوع دیگر رفت.
a device that converts electrical energy into mechanical energy, typically through electromagnetic interactions

موتور الکتریکی, موتور برقی
پیشرفتها در فناوری موتورهای الکتریکی بهرهوری انرژی را بهبود بخشیده است.
in the direction going up a hill or slope

به سمت بالا, سر بالایی
دوچرخهسوار با تلاش زیاد به سمت بالا پدال زد، اما سواری به سمت پایین ارزشش را داشت.
not causing or spreading pollution or contamination, especially radioactive contamination

بیضرر, پاک, ایمن
منطقه پس از آزمایش تمیز و ایمن باقی ماند.
(of a substance or product) causing no harm to the environment

سازگار با محیط زیست, دوستدار محیط زیست
طراحی ساختمان سبز شامل ویژگیهایی مانند پنجرههای کممصرف و اتصالات صرفهجویی در آب است.
any substance that can produce energy or heat when burned

سوخت
شومینه با مقدار زیادی سوخت پر شده بود تا ما را گرم نگه دارد.
to make something happen, usually something bad

موجب شدن, باعث شدن
مشخص است که سیگار کشیدن سبب مشکلات مختلف سلامتی میشود.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی ناشی از زبالههای پلاستیکی یک بحران زیستمحیطی در حال رشد است.
referring to products, actions, or practices that are designed to cause minimal harm to the environment

سازگار با محیطزیست
آنها پنلهای خورشیدی دوستدار محیط زیست نصب کردند تا مصرف انرژی خود را کاهش دهند.
streamlined in shape or design, reducing resistance and allowing for smooth, efficient movement or appearance

زیبا, آیرودینامیکی
فضاپیمای زیبا برای کاهش مقاومت هوا و به حداکثر رساندن بازده سوخت طراحی شده بود.
a bar in front of a motorcycle or bicycle that a person takes by hand to control the direction in which they want to travel

فرمان دوچرخه یا موتور
او متوجه یک لرزش جزئی در فرمان شد، که باید قبل از سواری بعدی خود آن را تعمیر میکرد.
to control the direction of a moving object, such as a car, ship, etc.

هدایت کردن
او هواپیما را به آرامی به سمت باند هدایت کرد برای فرود.
things that are related to air and sky such as temperature, rain, wind, etc.

آبوهوا
ما مجبور شدیم برنامههای فضای باز خود را به دلیل هوا طوفانی لغو کنیم.
having a lot of strong winds

بادی, طوفانی
هوای پر باد برای پرواز بادبادکها عالی است.
used to indicate that despite a certain fact or situation mentioned in the first clause, the second clause follows

اگرچه, با وجود اینکه
با وجود اینکه به آنها هشدار داده شده بود، در جریانهای خطرناک شنا کردند.
frequently found, happening, or seen

رایج, متداول
دیدن گردشگران در شهر در تابستان رایج است.
to move or travel from one place to another

رفتن و آمدن
ما از یک نقشه برای گردش در محله ناآشنا استفاده کردیم.
